چکیده
مسئولیتپذیری یکی از ستونهای اصلی زندگی زناشویی پایدار و سالم است. فقدان این ویژگی در مردان باعث بروز مشکلات عاطفی و مالی، کاهش اعتماد و امنیت روانی، و فرسودگی روانی همسر میشود. مردان بیمسئولیت معمولاً از انجام وظایف خانوادگی شانه خالی میکنند، تصمیمهای مهم را به همسر واگذار میکنند و وعدههایی میدهند که به ندرت عملی میشوند.
از منظر روانشناسی، بیمسئولیتی میتواند ناشی از تربیت بیش از حد حمایتگر، فقدان الگوهای مثبت در دوران کودکی، اضطراب، ضعف عزتنفس و ترس از شکست باشد. این مقاله با تحلیل علمی و ارائه راهکارهای عملی، نشانههای مردان بیمسئولیت، ریشههای روانشناختی و تربیتی آنها، و روشهای برخورد درست با این رفتارها را بررسی میکند. هدف، افزایش آگاهی زنان برای مدیریت رابطه، تعیین مرزهای سالم و حفظ سلامت روان است.
مقدمه
زندگی مشترک با مردی که مسئولیتپذیر نیست، یکی از مهمترین چالشهای زناشویی محسوب میشود. مسئولیتپذیری شامل انجام وظایف، پذیرش پیامد رفتارها، برنامهریزی برای آینده و مشارکت فعال در زندگی مشترک است. فقدان این ویژگی باعث میشود بار زندگی، تصمیمگیری و مدیریت مسائل روزمره به عهده همسر بیفتد و زمینهساز فشار روانی، استرس و کاهش رضایت زناشویی شود.
تحقیقات روانشناسی نشان میدهند مردان بیمسئولیت اغلب از تجربههای کودکی آسیب دیدهاند، الگوهای مسئولیتپذیری ناکارآمد داشتهاند یا به دلیل اضطراب و ضعف عزتنفس از تعهد اجتناب میکنند. سبک دلبستگی اجتنابی و باورهای محدودکننده درباره تواناییها و نقشها میتواند این رفتار را تقویت کند.
شناخت دقیق نشانهها، درک ریشههای روانشناختی و تربیتی و اعمال رفتار مناسب میتواند به زنان کمک کند تا سلامت روان خود را حفظ کرده و تصمیمات منطقی درباره ادامه یا تغییر شرایط رابطه اتخاذ کنند.
بخش اول: شناخت دقیق رفتار
شوهر بیمسئولیت چه ویژگیهایی دارد؟
از انجام وظایف خانوادگی شانه خالی میکند
یکی از واضحترین نشانههای مرد بیمسئولیت، عدم مشارکت در وظایف روزمره مانند کارهای خانه، مدیریت مالی، مراقبت از فرزندان و برنامهریزی سفر است. این امر باعث میشود همسر بار اصلی زندگی را به دوش بکشد و فشار روانی و استرس او افزایش یابد.
تحلیل روانشناسی: مردان بیمسئولیت معمولاً دارای سبک دلبستگی اجتنابی هستند. این سبک باعث میشود نزدیکی و مشارکت واقعی در زندگی را تهدیدی برای امنیت روانی خود ببینند (Li & Chan, 2012).
مثال عملی: مردی که وعده میدهد مخارج خانه را مدیریت کند اما هیچ اقدامی انجام نمیدهد، نمونهای از بیمسئولیتی مزمن است.
تصمیمگیریهای مهم را به همسر واگذار میکند
مردان بیمسئولیت اغلب از تصمیمگیری درباره مسائل کلیدی مانند خرید خانه، سرمایهگذاری یا فرزندپروری اجتناب میکنند. این رفتار باعث میشود بار تصمیمگیری بر دوش همسر بیفتد و او دچار فشار و فرسودگی شود.
اثر روانشناسی: فقدان اعتماد به توانایی خود و ترس از اشتباه باعث اجتناب از مسئولیت میشود.
پیامد عملی: همسر دائم در حال مدیریت مسائل مهم است و این باعث کاهش رضایت زناشویی و افزایش تنش میشود.
وعده میدهد ولی به ندرت عمل میکند
تکرار وعدههای عملینشده باعث کاهش اعتماد و افزایش نارضایتی میشود. این رفتار ناشی از فقدان مهارتهای برنامهریزی، خودکنترلی و مدیریت زمان است (Tyler et al., 2020).
در برابر اشتباهاتش موضع تدافعی میگیرد
مردان بیمسئولیت معمولاً اشتباهات خود را نمیپذیرند و دیگران را مقصر میدانند. این رفتار ناشی از فرافکنی روانی و ضعف خودآگاهی است و زمینهساز تعارض مداوم و کاهش صمیمیت در رابطه میشود.
بخش دوم: ریشههای روانی و تربیتی
چرا بعضی مردان در ازدواج بیمسئولیت میشوند؟
تربیت وابسته در کودکی یا خانوادهای بیش از حد حمایتگر
کودکانی که بیش از حد حمایت میشوند، فرصت یادگیری مسئولیتپذیری واقعی را از دست میدهند. والدین مشکلات آنها را حل میکنند و مانع تجربه شکست میشوند.
اثر بلندمدت: در بزرگسالی، مرد مسئولیت را تهدیدی برای امنیت روانی خود میبیند و از آن اجتناب میکند.
ضعف در عزتنفس و ترس از شکست
ضعف عزتنفس و ترس از قضاوت دیگران باعث میشود مردان مسئولیتها را به تعویق بیندازند یا به شریک منتقل کنند.
اثر روانشناسی: اضطراب ناشی از ارزیابی منفی، مانع تصمیمگیری و اقدام عملی میشود.
تأثیر الگوهای اشتباه از پدر یا محیط اجتماعی
نداشتن الگوهای مسئولیتپذیر در دوران کودکی، باعث تکرار رفتارهای بیمسئولانه در بزرگسالی میشود.
عوامل فرهنگی و اجتماعی
در برخی فرهنگها، مسئولیت خانواده عمدتاً بر دوش زنان گذاشته میشود و این باعث تقویت رفتارهای بیمسئولیت در مردان میشود. فشار اقتصادی و مقایسههای اجتماعی نیز نقش دارد.

بخش سوم: رفتار صحیح و کنترل شرایط
با شوهر بیمسئولیت چگونه رفتار کنیم؟
از سرزنش و مقایسه مستقیم پرهیز کنید
استفاده از جملات سرزنشآمیز باعث مقاومت و افزایش تعارض میشود. باید رفتارها را به صورت مشخص و بدون برچسبزنی مطرح کرد.
مرزهای روشن و انتظارات مشخص تعیین کنید
تعیین مرزها و پیامدهای عدم رعایت آن، به مرد نشان میدهد که مسئولیتپذیری بخشی جداییناپذیر رابطه است.
رفتار مسئولانه را تشویق و تقویت کنید
پاداش مثبت و بازخورد مؤثر باعث افزایش انگیزه برای تمرین مسئولیتپذیری میشود.
تمرکز بر رشد فردی و استقلال
زن باید سلامت روان، استقلال عاطفی و مالی خود را حفظ کند تا فشار ناشی از رفتار مرد کاهش یابد.
مدیریت هیجانات و سلامت روان
تمرین مدیتیشن، ورزش، حمایت اجتماعی و فعالیتهای مستقل به کاهش فرسودگی روانی کمک میکند.
بخش چهارم: نقش گفتوگو و مشاورهآیا گفتوگو یا مراجعه به مشاور تأثیر دارد؟
بهترین زمان برای صحبت صادقانه
صحبت صادقانه در زمان مناسب، احتمال پذیرش و بازخورد مثبت را افزایش میدهد (Gottman, 2014).
چگونه درخواست کمک حرفهای را مطرح کنیم
درخواست مشاوره باید بهصورت فرصت مشترک برای رشد رابطه ارائه شود و از سرزنش اجتناب شود.
اگر او از مراجعه به مشاور امتناع کرد چه باید کرد؟
تمرکز بر سلامت روان، رشد فردی و شرکت در گروههای حمایتی، جایگزین مؤثر برای تغییر رفتار مرد است.
بخش پنجم: تصمیم نهایی و مراقبت از خود
چه زمانی باید رابطه را بازنگری کنید؟نشانههای فرسودگی رابطه
استرس دائمی، کاهش اعتماد، فشار مالی و عاطفی و تکرار رفتارهای بیمسئولانه بدون تغییر.
مراقبت از سلامت روان و بازسازی عزتنفس
تمرکز بر رشد فردی، فعالیتهای مستقل، حمایت اجتماعی و مدیتیشن.
اگر ادامه رابطه ممکن نیست، چگونه جدا شوید بدون احساس گناه
برنامهریزی مالی و عاطفی، تعیین مراحل جدایی و استفاده از مشاوره برای مدیریت هیجانات.
نتیجه گیری
مسئولیتپذیری یکی از ستونهای اصلی یک رابطه زناشویی سالم و پایدار است. نبود این ویژگی در مردان میتواند باعث ایجاد فشار روانی، کاهش اعتماد و امنیت روانی همسر، و در نهایت فرسودگی عاطفی شود. شناخت دقیق نشانههای مرد بیمسئولیت، مانند شانه خالی کردن از وظایف خانوادگی، واگذار کردن تصمیمگیریهای مهم، وعدههای عملی نشده و رفتار تدافعی در برابر اشتباهات، اولین گام برای مدیریت رابطه است.
از نظر روانشناسی، بیمسئولیتی معمولاً ریشه در تجربیات کودکی، تربیت بیش از حد حمایتگر، فقدان الگوهای مثبت و ضعف عزتنفس دارد. شناخت این ریشهها به همسر کمک میکند تا رفتارها را شخصی نبیند و راهکارهای منطقی برای مواجهه با آن اتخاذ کند.
رفتار درست شامل تعیین مرزهای روشن، تمرکز بر رشد فردی و استقلال روانی، تشویق رفتار مسئولانه و پرهیز از سرزنش مستقیم است. گفتوگوی صادقانه، درخواست مشاوره حرفهای و آموزش مهارتهای حل مسئله نیز میتواند به تغییر رفتار کمک کند.
با این حال، در برخی موارد، مرد ممکن است تمایلی به تغییر نداشته باشد. در چنین شرایطی، همسر باید سلامت روان خود را اولویت قرار دهد، فشار و استرس ناشی از رفتار او را مدیریت کند و در صورت لزوم، تصمیم منطقی برای ادامه یا پایان رابطه بگیرد.
در نهایت، مسئولیتپذیری را نمیتوان به زور تحمیل کرد، اما با رفتار آگاهانه و آگاهی از ریشهها، میتوان مسیر رابطه را روشن کرد و سلامت روان و کیفیت زندگی زناشویی را حفظ نمود.
آیا به لحاظ علم روانشناسی ادامه ی زندگی مشترک با شوهر بی مسئولیت درست است یا نه ؟
از منظر علمی و روانشناسی، تصمیم به ادامه یا پایان زندگی مشترک با مرد بیمسئولیت کاملاً وابسته به شدت رفتار او، اثر آن بر سلامت روان و توانایی تغییر او است.
۱. اثر بیمسئولیتی بر رابطه و سلامت روان
تحقیقات روانشناسی نشان میدهد که بیمسئولیتی مداوم در مردان میتواند باعث شود:
کاهش اعتماد و امنیت روانی همسر (Neff & Karney, 2005)
افزایش استرس، اضطراب و فرسودگی عاطفی
اختلال در تصمیمگیری مشترک و برنامهریزی مالی و خانوادگی
تضعیف عزتنفس و حس خودکارآمدی در همسر
اگر این اثرات مداوم و شدید باشد، ادامه رابطه بدون تغییر رفتار مرد میتواند آسیبهای بلندمدت روانشناختی ایجاد کند.
۲. ظرفیت تغییر مرد
روانشناسی بالینی و مشاوره خانواده نشان میدهد که تغییر رفتار بیمسئولانه امکانپذیر است اما با شرط انگیزه واقعی، همکاری در مشاوره، و آموزش مهارتهای مسئولیتپذیری.
اگر مرد تمایل به رشد و یادگیری مهارتهای مسئولیتپذیری داشته باشد و رفتارهای کوچک مسئولانه را تمرین کند، ادامه زندگی مشترک میتواند منطقی باشد.
اگر مرد مقاومت شدید نشان دهد یا حتی پس از گفتوگو و مشاوره تغییری نکند، ادامه رابطه احتمالاً فرسایشی و آسیبزننده خواهد بود.
۳. تصمیم علمی و منطقی
روانشناسان و مشاوران خانواده توصیه میکنند:
ارزیابی شدت رفتار: رفتارهای بیمسئولانه مداوم و فرسایشی یا صرفاً دورهای و قابل مدیریت؟
اثر بر سلامت روان: آیا استرس، اضطراب یا افسردگی ایجاد شده است؟
پاسخ به گفتوگو و مشاوره: آیا مرد تمایل به تغییر دارد؟
توانایی همسر در مدیریت شرایط: آیا میتواند مرزهای روشن تعیین کند و سلامت روان خود را حفظ کند؟
نتیجه علمی:
اگر مرد قابل تغییر و پذیرای رشد باشد → ادامه زندگی مشترک با حمایت و مرزگذاری ممکن است.
اگر مرد مقاومت شدید دارد و رفتارها فرسایشیاند → ادامه رابطه میتواند آسیب روانی و عاطفی جدی ایجاد کند، و در این شرایط روانشناسان توصیه میکنند پایان رابطه به عنوان گزینه منطقی و محافظتی بررسی شود.
۴. توصیه عملی روانشناسی برای مواجهه با مرد بیمسئولیت
رفتار مردان بیمسئولیت میتواند فشار روانی زیادی بر همسر وارد کند و باعث کاهش اعتماد به نفس، فرسودگی عاطفی و اختلال در کیفیت زندگی شود. روانشناسی بالینی و مشاوره خانواده توصیه میکند که همسر با استراتژیهای علمی و عملی رفتار کند تا سلامت روان خود را حفظ کند و در عین حال مسیر رابطه را روشن ببیند.
الف) اولویت سلامت روان و مرزگذاری
همسر باید سلامت روان خود را در اولویت قرار دهد. این یعنی نه تنها فشار ناشی از رفتار مرد را تحمل نکند، بلکه مرزهای روشن و قابل اجرا تعیین کند.
مثال: وظایف مالی یا مراقبت از فرزندان باید مشخص شود و مسئولیتها بهطور واضح تقسیم گردد. اگر مرد این مسئولیتها را نپذیرد، باید پیامدهای مشخص و پایدار اعمال شود (مانند محدود کردن مشارکت او در تصمیمگیریهای مهم تا زمانی که مشارکت فعال نشان دهد).
اثر علمی: مرزگذاری باعث کاهش استرس مزمن و احساس بیارزشی میشود و حس کنترل و خودکارآمدی (self-efficacy) همسر را تقویت میکند (Bandura, 1997).
ب) تلاش علمی برای تغییر مرد
گفتوگوهای صادقانه، تشویق رفتار مسئولانه، و پیشنهاد مشاوره زوجی ابزارهایی هستند که بر اساس روانشناسی رفتارگرایانه و روابط زناشویی به تغییر رفتار مرد کمک میکنند.
لازم است تلاشها تدریجی، مشخص و قابل سنجش باشد: مسئولیتهای کوچک ابتدا تعریف شده و موفقیتها تشویق شوند.
اثر علمی: بازخورد مثبت باعث تقویت رفتار مطلوب و افزایش انگیزه برای تغییر میشود (Skinner, 1953).
ج) مدیریت فشار روانی و رشد فردی
اگر مرد مقاومت کند، همسر باید تمرکز خود را بر رشد فردی و استقلال روانی بگذارد. این شامل:
یادگیری مهارتهای زندگی و مدیریت مالی
حفظ فعالیتهای اجتماعی و شبکه حمایتی
ورزش، مدیتیشن و تمرینهای ذهنآگاهی برای کاهش استرس
اثر علمی: افزایش استقلال فردی و خودکارآمدی باعث میشود فشار روانی کاهش یافته و توان تصمیمگیری منطقی درباره آینده رابطه افزایش یابد (Ryan & Deci, 2000).
د) ارزیابی جدی ادامه یا پایان رابطه
در صورتی که هیچ تغییر ملموسی حاصل نشود و رفتار مرد فرسایشی و مداوم باشد، ادامه رابطه میتواند به آسیب روانی طولانیمدت منجر شود.
روانشناسی خانواده توصیه میکند در چنین شرایطی، پایان رابطه نه به عنوان شکست، بلکه به عنوان اقدام محافظتی و منطقی برای سلامت روان در نظر گرفته شود.
جمعبندی مورد چهارم:
توصیه عملی روانشناسی شامل مرزگذاری روشن، تلاش علمی برای تغییر، تمرکز بر رشد فردی و ارزیابی منطقی ادامه یا پایان رابطه است. این استراتژیها باعث میشوند همسر بتواند فشار روانی ناشی از رفتار مرد بیمسئولیت را کاهش دهد، سلامت روان خود را حفظ کند و تصمیمات منطقی و آگاهانه درباره زندگی مشترک اتخاذ کند.
سؤالات متداول (FAQ) با پاسخ مفصل
1. آیا شوهر بیمسئولیت میتواند تغییر کند؟
تغییر رفتار مرد بیمسئولیت ممکن است، اما مشروط به چند عامل است:
انگیزه واقعی برای تغییر: اگر مرد خود را ملزم به رشد نبیند، تلاشهای همسر برای تغییر تأثیری نخواهد داشت.
آگاهی از اثر رفتار: درک اثرات منفی بیمسئولیتی بر زندگی مشترک و همسر، عامل مهمی در تغییر است.
تمرین مهارتها و بازخورد: مرد باید یاد بگیرد مسئولیتهای کوچک را به تدریج پذیرفته و موفقیتهای کوچک را تجربه کند.
مشاوره و آموزش مهارتها: زوجدرمانی و مشاوره فردی میتواند به توسعه مهارتهای حل مسئله، مدیریت هیجانات و افزایش اعتماد به نفس کمک کند.
جمعبندی: تغییر امکانپذیر است، اما زمانبر و نیازمند همکاری هر دو طرف و حمایت علمی و روانشناختی است.
2. بهترین روش برای تشویق شوهر به مسئولیتپذیری چیست؟
راهکارهای عملی شامل:
تعیین مرزها و انتظارات روشن: به مرد نشان دهید چه رفتارهایی پذیرفتنی هستند و پیامد عدم رعایت آن چیست.
تقویت رفتار مسئولانه: هر بار که مسئولیتپذیری نشان داد، تشویق و بازخورد مثبت بدهید.
تمرکز بر کوچکی تغییرها: مسئولیتهای کوچک را ابتدا تعریف کنید و موفقیت او را جشن بگیرید.
پرهیز از سرزنش و مقایسه: سرزنش یا مقایسه با دیگران باعث مقاومت و افزایش رفتار اجتنابی میشود.
اثر روانشناسی: این رویکرد مبتنی بر رفتارگرایی مثبت است و انگیزه برای تغییر رفتار را بهطور تدریجی افزایش میدهد.
3. آیا طلاق از مرد بیمسئولیت تصمیم درستی است؟
تصمیم به جدایی زمانی منطقی است که:
رفتار مرد مداوم و فرسایشی باشد و سلامت روان همسر را تهدید کند.
تمام تلاشها برای گفتوگو، مشاوره و تغییر رفتار بینتیجه مانده باشد.
همسر قادر به مدیریت فشار روانی و حفظ کیفیت زندگی نباشد.
تحلیل روانشناسی: ادامه رابطه در شرایط فرسایشی باعث افزایش استرس، اضطراب، افسردگی و کاهش عزتنفس میشود (Neff & Karney, 2005). بنابراین، جدایی در چنین شرایطی میتواند یک اقدام محافظتی و منطقی باشد.
4. چگونه در برابر شوهر بیمسئولیت آرامش خود را حفظ کنیم؟
روشهای علمی و عملی شامل:
مرزگذاری روشن و حفظ استقلال: تعیین وظایف و انتظارات مشخص.
تمرکز بر رشد شخصی: یادگیری مهارت جدید، ورزش، فعالیتهای اجتماعی و حرفهای.
تکنیکهای مدیریت استرس: مدیتیشن، تمرین ذهنآگاهی، تکنیکهای تنفس و خودتنظیمی.
شبکه حمایتی: دوستان، خانواده یا گروههای حمایتی میتوانند فشار روانی را کاهش دهند.
اثر روانشناسی: تمرکز بر خود و سلامت روان باعث افزایش حس کنترل و کاهش فرسودگی میشود.
5. مشاوره خانواده در این شرایط چه کمکی میکند؟
مشاوره حرفهای و زوجدرمانی میتواند:
علل رفتار بیمسئولانه را شناسایی کند: مشکلات روانی، تربیتی یا سبک دلبستگی.
ابزارها و مهارتهای حل مسئله را آموزش دهد: مدیریت وظایف، تصمیمگیری و حل تعارض.
به ایجاد گفتوگوی مؤثر کمک کند: روشهای ارتباط بدون سرزنش و افزایش پذیرش رفتار مسئولانه.
تصمیمگیری منطقی را تسهیل کند: تشخیص زمان مناسب برای ادامه یا پایان رابطه بر اساس شواهد علمی.
جمعبندی: مشاوره خانواده ابزار مؤثری برای بهبود رابطه، کاهش تعارض و حفظ سلامت روان همسر است.

منابع
Li, T., & Chan, D.K‑S. (2012). How anxious and avoidant attachment affect romantic relationship quality differently: A meta‑analytic review. European Journal of Social Psychology, 42(4), 406‑419. لینک
Tyler, N., Heffernan, R., & Fortune, C‑A. (2020). Reorienting Locus of Control in Individuals Who Have Offended Through Strengths‑Based Interventions: Personal Agency and the Good Lives Model. Frontiers in Psychology, 11:553240. لینک
Gottman, J. (2014). The Seven Principles for Making Marriage Work. New York: Harmony Books.















