چکیده (Abstract)
وابستگی شدید مردان به خانواده (Excessive Family Dependence) یکی از چالشهای رایج در روابط زناشویی است که میتواند تعادل و استقلال زوجین را تحت تأثیر قرار دهد. این مقاله با بررسی عوامل روانشناختی و رفتاری، نحوه تعامل مؤثر با همسران وابسته به خانواده را تحلیل میکند. پژوهشها نشان میدهند که سبکهای تربیتی دوران کودکی، دلبستگی (Attachment) و فشارهای فرهنگی میتوانند وابستگی مردان به خانواده را تشدید کنند (Barber & Lyons, 2020). مقاله حاضر با ارائه راهکارهای عملی و علمی، شامل تنظیم مرزهای سالم، ارتباط مؤثر، تقویت استقلال همسر و مدیریت تعارضات خانوادگی، هدف دارد به زنان کمک کند تا روابط متوازن و سالم با همسر وابسته به خانواده ایجاد کنند و از استرس و فشار روانی جلوگیری نمایند.
مقدمه (Introduction)
وابستگی همسران به خانواده خود (Husband’s Family Dependence) موضوعی است که در بسیاری از ازدواجها باعث چالشهای رفتاری و روانشناختی میشود. تحقیقات نشان میدهند که مردانی که بیش از حد به خانواده خود وابسته هستند، اغلب تصمیمگیری مستقل را دشوار مییابند و این موضوع میتواند منجر به تنش و کاهش رضایت زناشویی شود (Barber & Lyons, 2020).
علل وابستگی میتواند شامل سبک دلبستگی دوران کودکی، تأثیر فرهنگ و ارزشهای خانوادگی و سبک تربیتی خانواده مبدأ باشد. علاوه بر این، سطح حمایت اجتماعی، مهارتهای ارتباطی و توانایی مدیریت تعارضات در تعیین کیفیت تعاملات زناشویی نقش مهمی دارند.
مقاله حاضر با تمرکز بر راهکارهای عملی و مؤثر، مانند تقویت استقلال مرد، تعیین مرزهای سالم، ایجاد گفتگوهای مثبت و مدیریت تعارضات خانوادگی، به زنان کمک میکند تا رابطهای متوازنتر با همسر وابسته به خانواده برقرار کنند و فشار روانی ناشی از وابستگی شدید مردان به خانواده را کاهش دهند.
نکته مهم
در بحث ازدواج قبل از هرچیز استقلال روانی بسیار مهم است ، مطالعات نشان داده است که در اکثر موارد مادرانی که فرزندان خود را به موقع و در زمان مناسب رها نمی کنند و تا سنین بزرگسالی به آنها چسبیده و کارهای او را انجام می دهند ، یک انسان وابسته و بدون استقلال ساخته و سپس انتظار دارند که این فرد آینده ی ازدواجی خوبی داشته باشد اما متاسفانه چنین نیست ، اصولا این مردان زمانی که به سن ازدواج می رسند باز هم به دنبال زنی هستند که برایشان مادری کند و در برابر رفتارهای کودکانه و خودخواهانه این مرد هیج اعتراضی نداشته باشد .
این ها مردانی همواره طلبکار و ناراضی هستند و در عین حال که با مادرشان رابطه ی ظاهرا خوبی دارند اما کلا به لحاظ روانشناختی از جنس زن متنفر بوده و در روابط جنسی با همسرشان نیز رفتار مناسبی ندارند و عمدتا درگیر زودانزالی می باشند .
اهمیت استقلال در زندگی زناشویی
استقلال در زندگی زناشویی (Marital Independence) یکی از عوامل کلیدی برای ایجاد رابطه سالم و متوازن است. تحقیقات روانشناسی نشان میدهند زوجینی که توانایی تصمیمگیری مستقل دارند و مرزهای مشخصی بین خانواده خود و خانواده همسرشان برقرار میکنند، رضایت زناشویی بالاتر، تعارض کمتر و تابآوری هیجانی بیشتر دارند (Markman, Stanley, & Blumberg, 2010).
استقلال به معنای حفظ هویت فردی، توانایی انجام فعالیتهای مستقل و مدیریت مسئولیتهای مشترک بدون وابستگی مفرط به خانواده همسر است. هنگامی که هر یک از زوجین استقلال کافی داشته باشند، تصمیمگیریها به شکل منطقی و واقعبینانه انجام میشود و فشار روانی کاهش مییابد.
علاوه بر این، استقلال امکان رشد شخصی و توسعه مهارتهای ارتباطی مؤثر را فراهم میکند. زنانی که با همسر مستقل زندگی میکنند، احساس امنیت روانی بیشتری دارند و میتوانند نیازهای هیجانی خود را بدون وابستگی مفرط به خانواده همسر برآورده کنند. این وضعیت به ایجاد تعادل بین زندگی فردی و زناشویی، افزایش رضایت و کاهش تنشها کمک میکند.
در نتیجه، استقلال در زندگی زناشویی نه تنها سلامت روان هر دو طرف را تقویت میکند، بلکه پایهای برای ایجاد روابط مستحکم، احترام متقابل و مدیریت تعارضهای خانوادگی فراهم میآورد.
مشکلات رایج در رابطه با شوهر وابسته به خانواده
وابستگی شدید مردان به خانواده خود (Excessive Husband’s Family Dependence) یکی از چالشهای رایج در زندگی زناشویی است که میتواند پیامدهای منفی روانشناختی و رفتاری ایجاد کند. مطالعات نشان میدهند این وابستگی باعث دخالت خانواده در تصمیمگیریهای زوجین، محدود شدن استقلال همسر و افزایش تنشهای روزمره میشود (Barber & Lyons, 2020).
زنانی که با همسر وابسته به خانواده زندگی میکنند، ممکن است فشار روانی بیشتری تجربه کنند، احساس کنند نیازهای هیجانی آنها نادیده گرفته میشود و توانایی مدیریت تعارضها کاهش مییابد. وابستگی شدید میتواند تصمیمگیریهای مالی، تقسیم مسئولیتهای خانه و نحوه تربیت فرزندان را پیچیده کند و گاهی منجر به احساس ناتوانی و ناکامی در رابطه شود.
علاوه بر فشار روانی، وابستگی همسر به خانواده میتواند فرصت رشد فردی و توسعه مهارتهای مستقل را محدود کند. بنابراین، شناسایی و درک مشکلات ناشی از این وابستگی، نخستین گام برای مدیریت رابطه است. زنان با آگاهی از این چالشها میتوانند مرزهای سالم تعیین کنند، مهارتهای ارتباطی خود را تقویت کنند و راهکارهای عملی برای کاهش دخالت خانواده و تقویت استقلال همسر به کار گیرند.
نشانههای شوهر وابسته به خانواده
وابستگی بیش از حد به نظر والدین
یکی از چالشهای رایج در زندگی زناشویی، وابستگی شدید شوهر به خانواده (Excessive Family Dependence) است که میتواند رضایت زناشویی و سلامت روانی زن را تحت تأثیر قرار دهد. یکی از اصلیترین نشانههای این وابستگی، وابستگی بیش از حد به نظر والدین است. مردانی که همیشه به دنبال تأیید والدین خود هستند یا در تصمیمگیریهای مهم بدون مشورت با خانواده خود عمل نمیکنند، اغلب استقلال روانی و قدرت تصمیمگیری خود را محدود میکنند (Barber & Lyons, 2020).
عدم تصمیمگیری مستقل
نشانه دیگر، عدم تصمیمگیری مستقل است. این افراد در زمینههای مالی، خانوادگی یا حرفهای توانایی تصمیمگیری بهطور مستقل ندارند و معمولاً همسر خود را در موقعیت فشار و مسئولیت مضاعف قرار میدهند. چنین رفتاری میتواند منجر به تعویق در حل مسائل روزمره و افزایش تنشها شود.
تضاد میان نیازهای همسر و خانواد
علاوه بر این، تضاد میان نیازهای همسر و خانواده یکی دیگر از ویژگیهای شوهر وابسته است. این مردان غالباً ترجیح میدهند نیازهای والدین را بر نیازهای همسر خود اولویت دهند و این امر باعث ایجاد تعارضهای مکرر در زندگی مشترک میشود. چنین تضادهایی میتواند رضایت زناشویی را کاهش دهد و احساس کمبود حمایت عاطفی را در همسر تقویت کند (Markman, Stanley, & Blumberg, 2010).
شناخت این نشانهها برای زنان ضروری است، زیرا امکان ایجاد مرزهای سالم، تقویت مهارتهای ارتباطی و برنامهریزی راهکارهای عملی برای افزایش استقلال شوهر را فراهم میکند و فشار روانی ناشی از وابستگی شدید خانواده را کاهش میدهد.

تأثیر وابستگی شوهر بر زندگی مشترک
فشار روحی و روانی
وابستگی شدید شوهر به خانواده میتواند فشار روانی و هیجانی قابل توجهی بر زندگی مشترک وارد کند. زنانی که با شوهر وابسته به خانواده زندگی میکنند، اغلب مسئولیت تصمیمگیریهای روزمره و حل مشکلات خانوادگی را بهطور نامتوازن بر عهده میگیرند. این وضعیت میتواند باعث احساس خستگی روانی، اضطراب و کاهش رضایت فردی شود (Barber & Lyons, 2020).
فشار روانی ناشی از وابستگی شوهر ممکن است در زمینههای مختلفی دیده شود، از جمله مدیریت برنامههای مالی، تصمیمگیری درباره تربیت فرزندان و سازماندهی فعالیتهای خانوادگی. زن ممکن است همواره نگرانی داشته باشد که همسرش بدون مشورت والدین یا تأیید خانواده قادر به تصمیمگیری درست نیست. این حالت موجب حس کنترل محدود، کاهش اعتماد به نفس و افزایش تنشهای روزمره میشود.
تحقیقات روانشناسی نشان میدهند که فشار هیجانی مداوم در زندگی زناشویی میتواند به مشکلات روانشناختی بلندمدت مانند افسردگی، اضطراب و کاهش تابآوری هیجانی منجر شود (Oliffe et al., 2022). بنابراین، شناخت این فشارها و استفاده از راهکارهایی مانند تعیین مرزهای سالم، تقویت مهارتهای ارتباطی و حمایت روانشناسی میتواند اثرات منفی وابستگی شوهر به خانواده را کاهش دهد.
کاهش صمیمیت و رضایت زناشویی
وابستگی شوهر به خانواده تأثیر مستقیم بر صمیمیت و رضایت زناشویی دارد. هنگامی که مرد ترجیح میدهد نیازهای والدین را بر نیازهای همسر اولویت دهد، فاصله عاطفی بین زوجین افزایش مییابد و زن احساس میکند حمایت هیجانی و همراهی همسر کاهش یافته است (Markman, Stanley, & Blumberg, 2010).
کاهش صمیمیت ممکن است به شکل کاهش تعاملات مثبت، محدود شدن گفتگوهای صادقانه و افزایش سوءتفاهمها دیده شود. این مسئله باعث میشود زوجین کمتر فرصت تجربه لحظات مشترک، حمایت عاطفی و تفریح با هم را داشته باشند. علاوه بر این، وابستگی شوهر به خانواده میتواند تصمیمگیری مشترک درباره اهداف زندگی و حل تعارضات روزمره را پیچیده کند و منجر به سردی روابط شود.
تحقیقات نشان میدهند زوجینی که صمیمیت پایین دارند، احتمال بروز تنش، کاهش رضایت و حتی طلاق در آینده در آنها بیشتر است (Knobloch & Solomon, 1999). بنابراین، بهبود رضایت زناشویی در چنین شرایطی نیازمند تعیین مرزهای سالم، تشویق شوهر به تصمیمگیری مستقل و ایجاد فضای گفتگو و حمایت متقابل است.
مشکلات مالی و مدیریتی
وابستگی شوهر به خانواده میتواند مشکلات مالی و مدیریتی جدی در زندگی مشترک ایجاد کند. تصمیمات مالی مانند مدیریت هزینههای روزمره، سرمایهگذاری، برنامهریزی خرید یا پسانداز، اغلب با دخالت خانواده شوهر همراه میشوند و فرآیند تصمیمگیری را کند و پیچیده میکنند (Barber & Lyons, 2020).
مشکلات مدیریتی نیز شامل حل مسائل روزمره، تقسیم مسئولیتها و سازماندهی فعالیتهای خانوادگی است. زنانی که با مردان وابسته زندگی میکنند، غالباً مسئولیت اصلی مدیریت خانه و تصمیمات مالی را بر عهده دارند، در حالی که شوهر برای دریافت تأیید والدین یا ترس از مخالفت، تصمیمگیری مستقل نمیکند. این شرایط باعث افزایش فشار روانی، نارضایتی و احساس نابرابری در رابطه میشود.
تحقیقات نشان میدهند که مشکلات مالی و مدیریتی ناشی از وابستگی شوهر میتواند به کاهش رضایت زناشویی و افزایش تعارضات میان زوجین منجر شود (Markman, Stanley, & Blumberg, 2010). آموزش مهارتهای مدیریت مالی، تقسیم مسئولیتها و تشویق به تصمیمگیری مستقل شوهر، از راهکارهای مؤثر برای کاهش مشکلات مدیریتی است.

روشهای برخورد با شوهر وابسته به خانواده
مدیریت رابطه با شوهر وابسته به خانواده نیازمند راهکارهای عملی و علمی است تا سلامت روان و کیفیت زندگی مشترک حفظ شود.
ایجاد مرزهای سالم
نخست، ایجاد مرزهای سالم (Healthy Boundaries) اهمیت دارد. تعیین محدودیتهای مشخص برای دخالت خانواده در امور زناشویی و تصمیمگیریهای مشترک باعث حفظ استقلال زوجین و کاهش تنشهای روزمره میشود (Knobloch & Solomon, 1999). مرزها شامل زمان و حوزههایی است که خانواده شوهر میتواند در آنها دخالت داشته باشد و زمان و تصمیماتی که فقط زوجین درباره آن تصمیم میگیرند.
گفتگو و شفافسازی احساسات
دوم، گفتگو و شفافسازی احساسات (Open Communication & Emotional Clarity) کلید حفظ رابطه سالم است. بیان احساسات، نیازها و انتظارات با لحنی محترمانه از بروز سوءتفاهم جلوگیری میکند و امکان همکاری و حمایت متقابل را فراهم میآورد.
تشویق به تصمیمگیری مستقل
سوم، تشویق به تصمیمگیری مستقل (Encouraging Independent Decisions) است. ارائه فرصت و حمایت برای تصمیمگیری مرد در امور مالی، خانوادگی و اجتماعی باعث تقویت اعتماد به نفس و کاهش وابستگی به والدین میشود.
مشاوره زوجین و روانشناسی
چهارم، مشاوره زوجین و روانشناسی (Couples Counseling & Psychological Support) میتواند بهصورت تخصصی کمک کند. جلسات مشاوره به زوجین مهارتهای حل تعارض، بهبود ارتباط و کاهش وابستگی ناسالم به خانواده را آموزش میدهند (Oliffe et al., 2022).
پیادهسازی این روشها به صورت ترکیبی، امکان ایجاد زندگی مشترک متوازن، مستقل و رضایتبخش را فراهم میکند و فشار روانی ناشی از وابستگی شوهر به خانواده را کاهش میدهد

نکات عملی برای مدیریت رابطه با خانواده شوهر
نحوه تعامل با والدین شوهر بدون ایجاد تنش
تعامل با والدین شوهر نیازمند حفظ احترام، شفافیت و مهارت ارتباطی است. بیان مؤدبانه نیازها و انتظارات بدون وارد کردن هیجانات منفی باعث جلوگیری از بروز تعارض میشود (Barber & Lyons, 2020). استفاده از جملات مثبت و غیرمجاز، تمرکز بر همکاری و اجتناب از مقایسه همسر با والدین، نقش کلیدی در کاهش تنش دارد.
حفظ استقلال و احترام متقابل
زن و شوهر باید مرزهای مشخصی برای دخالت خانواده تعیین کنند و همزمان احترام متقابل را در تعاملات حفظ کنند. استقلال در تصمیمگیریهای مالی، خانوادگی و روزمره باعث کاهش فشار روانی میشود و احترام به والدین در حد معقول، روابط را متعادل نگه میدارد (Knobloch & Solomon, 1999).
تمرین مهارتهای حل مسئله و تصمیمگیری
تمرین مهارتهای حل مسئله و تصمیمگیری مشترک به زوجین کمک میکند تا وابستگی شوهر به خانواده کاهش یافته و تصمیمات مهم به شکل مستقل و منطقی گرفته شود. استفاده از تکنیکهای مذاکره، تقسیم مسئولیتها و برنامهریزی مشترک باعث کاهش اختلاف و افزایش رضایت زناشویی میشود (Oliffe et al., 2022).
پیادهسازی این نکات عملی، امکان ایجاد تعادل میان احترام به خانواده شوهر و استقلال زندگی مشترک را فراهم میکند و فشار روانی و تعارضهای احتمالی را کاهش میدهد.
نتیجهگیری
جمعبندی راهکارها
مدیریت رابطه با شوهر وابسته به خانواده نیازمند ترکیبی از راهکارهای عملی و علمی است. ایجاد مرزهای سالم (Healthy Boundaries) از دخالت بیش از حد خانواده در تصمیمگیریها جلوگیری میکند و استقلال زوجین را تقویت میکند (Knobloch & Solomon, 1999). گفتگو و شفافسازی احساسات (Open Communication & Emotional Clarity) امکان بیان نیازها و انتظارات بدون ایجاد تعارض را فراهم میآورد و پایهای برای تعامل سازنده ایجاد میکند.
تشویق شوهر به تصمیمگیری مستقل (Encouraging Independent Decisions) نقش مهمی در افزایش اعتماد به نفس و کاهش وابستگی به خانواده دارد. همچنین، مشاوره زوجین و حمایت روانشناسی (Couples Counseling & Psychological Support) میتواند به زوجین مهارتهای حل تعارض، بهبود ارتباط و کاهش وابستگی ناسالم به خانواده را آموزش دهد (Oliffe et al., 2022).
علاوه بر این، نکات عملی مانند نحوه تعامل با والدین شوهر، حفظ استقلال و احترام متقابل و تمرین مهارتهای حل مسئله و تصمیمگیری، به ایجاد تعادل بین خانواده و زندگی مشترک کمک میکنند. اجرای هماهنگ این راهکارها، فشار روانی و تعارضات روزمره را کاهش میدهد و کیفیت زندگی زناشویی و رضایت هیجانی زوجین را افزایش میدهد.
اهمیت تعادل میان احترام به خانواده و استقلال زندگی زناشویی
یکی از اصول کلیدی در مدیریت روابط زناشویی با شوهر وابسته به خانواده، حفظ تعادل میان احترام به خانواده و استقلال زندگی مشترک است. احترام به والدین و نقش خانواده در فرهنگهای مختلف اهمیت بالایی دارد، اما وقتی این احترام به وابستگی مفرط و دخالت در تصمیمگیریها منجر شود، سلامت روان و کیفیت رابطه را تهدید میکند (Barber & Lyons, 2020).
استقلال زوجین در تصمیمگیریهای مالی، خانوادگی و روزمره به زنان و مردان این امکان را میدهد که احساس کنترل، مسئولیتپذیری و رضایت فردی داشته باشند. در عین حال، رعایت احترام متقابل با خانواده شوهر، از بروز تعارضات غیرضروری جلوگیری کرده و فضای مثبت برای تعاملات خانوادگی ایجاد میکند.
تحقیقات نشان میدهند که زوجینی که توانستهاند این تعادل را برقرار کنند، سطح رضایت زناشویی بالاتر، فشار روانی کمتر و ارتباط عاطفی مستحکمتر دارند (Markman, Stanley, & Blumberg, 2010). بنابراین، شناخت اهمیت این تعادل و بهکارگیری راهکارهای علمی و عملی، پایهای برای ایجاد زندگی مشترک سالم، مستقل و پایدار است.
سوالات متداول (FAQ)
سوال ۱: چرا شوهرم بیش از حد به خانواده وابسته است؟
وابستگی شدید مردان به خانواده میتواند ناشی از سبک دلبستگی دوران کودکی، الگوهای تربیتی و فشارهای فرهنگی باشد. مردانی که در کودکی تجربه حمایت شدید یا نظارت مداوم والدین داشتهاند، ممکن است در بزرگسالی به دنبال تأیید مداوم والدین باشند و تصمیمگیری مستقل را دشوار بیابند (Barber & Lyons, 2020).
عوامل روانشناختی مانند سبک دلبستگی ایمن یا ناایمن نیز نقش مهمی دارند. مردانی با دلبستگی ناایمن، برای کاهش اضطراب و اطمینان یافتن از تصمیمات خود، به خانواده وابسته میشوند و این وابستگی میتواند تعادل زندگی مشترک را به خطر بیندازد. علاوه بر این، فشارهای فرهنگی و اجتماعی در برخی جوامع، تأکید بر احترام شدید به والدین و وابستگی خانوادهمحور را تشدید میکند.
شناخت علت وابستگی شوهر به خانواده نخستین گام برای مدیریت رابطه، ایجاد مرزهای سالم و تقویت استقلال مرد است. با درک دقیق عوامل پشت این وابستگی، زن میتواند راهکارهای علمی و عملی برای کاهش وابستگی و ارتقای رضایت زناشویی را اجرا کند.
سوال ۲: چگونه میتوانم بدون تنش با والدین شوهرم ارتباط داشته باشم؟
تعامل با والدین شوهر بدون ایجاد تنش نیازمند استفاده از مهارتهای ارتباطی و حفظ احترام است. ایجاد فضای گفتگوی مودبانه و شفاف، بیان نیازها و محدودیتها بدون وارد کردن هیجانات منفی، کلید اصلی جلوگیری از تعارض است (Knobloch & Solomon, 1999).
استفاده از جملات مثبت، پرهیز از مقایسه یا سرزنش، و تمرکز بر همکاری، باعث میشود رابطهای سالم و متوازن با والدین شوهر برقرار شود. علاوه بر این، تعیین مرزهای مشخص درباره دخالت خانواده در تصمیمگیریهای زناشویی، از فشار روانی و سوءتفاهم جلوگیری میکند.
تمرین مهارتهای حل مسئله و تصمیمگیری مشترک با شوهر، نیز به کاهش وابستگی و ایجاد تعادل میان زندگی مشترک و خانواده کمک میکند.
سوال ۳: آیا مشاوره زوجین میتواند وابستگی شوهر به خانواده را کاهش دهد؟
بله. مشاوره زوجین و حمایت روانشناسی تخصصی به مردان وابسته کمک میکند تا الگوهای رفتاری خود را شناسایی و تغییر دهند (Oliffe et al., 2022). جلسات مشاوره مهارتهای حل تعارض، تصمیمگیری مستقل، ارتباط مؤثر و مدیریت فشارهای خانوادگی را تقویت میکنند.
زوجین با مشاوره میآموزند چگونه مرزهای سالم ایجاد کنند، وابستگی شوهر را کاهش دهند و در عین حال احترام به خانواده حفظ شود. این فرآیند به کاهش فشار روانی، افزایش رضایت زناشویی و بهبود تعاملات عاطفی میان زن و شوهر کمک میکند.
سوال ۴: چطور مرزهای سالم در زندگی مشترک ایجاد کنیم؟
ایجاد مرزهای سالم (Healthy Boundaries) شامل تعیین حدود دخالت خانواده در تصمیمگیریهای مالی، خانوادگی و روزمره است. همچنین، تشویق شوهر به تصمیمگیری مستقل و گفتگوهای شفاف و محترمانه با او، از بروز سوءتفاهم و تعارض جلوگیری میکند (Barber & Lyons, 2020).
مرزهای سالم باعث حفظ استقلال زوجین، کاهش فشار روانی و ارتقای رضایت زناشویی میشوند. در کنار این، تعامل مودبانه و احترامآمیز با خانواده شوهر، تعادل میان زندگی مشترک و روابط خانوادگی را حفظ میکند و زمینه را برای زندگی سالم، مستقل و متعادل فراهم میسازد.
سخن آخر
طبق مطالعاتی که بر روی انسان های بسیاری با موضوع وابستگی به خانواده و مادر انجام شده است به این نتیجه رسیده اند که مردانی که به خانواده و مادر خود وابسته هستند مردان مناسبی برای زندگی مشترک نیستند ، بنابراین بهتر این است که قبل از ازدواج بند ناف روانی با مادر و خانواده بریده شده و این مشکل حل شود وگر نه دیر یا زود زندگی مشترک تحت الشعاع قرار گرفته و در اکثر موارد یا جدایی اتفاق می افتد یا طلاق عاطفی شکل می گیرد که از طلاق واقعی و فیزیکی بسیار آزاردهنده تر است و زمانی که در زندگی زناشویی فرزند یا فرزندانی هم وجود داشته باشند فاجعه ای عمیق تر شکل می گیرد.
فهرست منابع
1. Knobloch, L. K., & Solomon, D. H. (2021).
Knobloch, L. K., & Solomon, D. H. (2021). Relational Turbulence Theory: Interpersonal Communication During Times of Transition. In Engaging Theories in Interpersonal Communication: Multiple Perspectives (3rd ed., pp. 366–378). Taylor & Francis.
لینک:
2. Oliffe, J. L., et al. (2022).
Oliffe, J. L., et al. (2022). Mapping Men’s Mental Health Help-Seeking After an Intimate Partner Relationship Break-Up. American Journal of Men’s Health, 16(2), 15579883221106023.
لینک:












