علت دلتنگی یهویی برای یک فرد | نشانه‌ها و مدیریت

چکیده

دلتنگی ناگهانی یا «یهویی» برای یک فرد، تجربه‌ای رایج و پیچیده در زندگی روزمره است که با احساس فقدان، اندوه یا شوق شدید همراه است. این پدیده محصول تعامل چند محرک بیرونی و درونی است، از جمله محرک‌های حسی و خاطره‌ای، محرک‌های زمانی و الگویی، سرنخ‌های دیجیتال، سبک دلبستگی، استرس و نوسانات هورمونی. هدف این مقاله، بررسی علل دلتنگی ناگهانی، تحلیل نشانه‌های آن و ارائه راهکارهای علمی و کاربردی برای مدیریت سالم این احساس است. با استفاده از پژوهش‌های روانشناسی هیجانی، دلبستگی و رفتار انسان، چارچوبی عملی برای شناسایی محرک‌ها، سنجش شدت و تداوم دلتنگی و طراحی جعبه‌ابزار ۲۴ ساعته و برنامه هفت‌روزه مدیریت دلتنگی ارائه شده است. همچنین، راهنمایی برای تصمیم‌گیری درباره تماس با فرد مورد نظر، پیشگیری از تشدید احساس و تعیین زمان مناسب مراجعه به متخصص ارائه شده است.

مقدمه

دلتنگی، یکی از هیجانات پایه‌ای انسان، نقش مهمی در سلامت روان و کیفیت روابط اجتماعی دارد. تجربه دلتنگی ناگهانی برای یک فرد مشخص، اغلب با سردرگمی، اضطراب و واکنش‌های هیجانی شدید همراه است. این نوع دلتنگی نه تنها بازتاب فقدان واقعی یا نزدیکی گذشته است، بلکه ناشی از مجموعه‌ای از محرک‌های ناخودآگاه و زمینه‌های روانی فردی نیز می‌باشد. عوامل مختلفی مانند سبک دلبستگی، استرس، نوسانات هورمونی، محرک‌های حسی و خاطره‌ای و پایان‌بندی‌های مبهم روابط می‌توانند باعث بروز موج‌های ناگهانی دلتنگی شوند. درک علمی و عملی این عوامل، به فرد امکان می‌دهد که رفتارهای ترمیمی و مرزبندی‌های سالم را اجرا کند و شدت یا طول دلتنگی را کاهش دهد. هدف این مقاله، فراهم کردن چارچوبی جامع برای شناسایی محرک‌ها، ارزیابی شدت و تداوم احساس، ارائه تکنیک‌های عملی برای مدیریت هیجانات، تعیین زمان مناسب تماس با فرد مورد نظر و تشخیص موارد نیازمند کمک حرفه‌ای است.

علت دلتنگی یهویی برای یک فرد

دلتنگی ناگهانی یا «یهویی» برای یک فرد، تجربه‌ای است که اکثر انسان‌ها حداقل یک بار آن را تجربه کرده‌اند. این پدیده معمولاً نتیجه تعامل چندین محرک بیرونی و درونی است و نه صرفاً یک واکنش ساده به نبود فرد. درک علمی علت‌های دلتنگی ناگهانی می‌تواند به مدیریت آن و پیشگیری از رفتارهای آسیب‌رسان کمک کند. علل دلتنگی ناگهانی را می‌توان در چند دسته اصلی تقسیم‌بندی کرد:

۱. محرک‌های حسی و خاطره‌ای

حواس پنجگانه انسان نقش مهمی در فعال کردن خاطرات و هیجانات گذشته دارند. بو، موسیقی، لمس، دیدن عکس یا مکان‌های خاص می‌تواند خاطرات مرتبط با فرد موردنظر را به سرعت تداعی کند. به عنوان مثال، بوی عطری که فرد استفاده می‌کرده یا صدای موسیقی مشترکی که تجربه شده، می‌تواند بدون اراده شما، موج شدیدی از دلتنگی ایجاد کند. روانشناسی نشان می‌دهد این محرک‌ها با فعال کردن لوب هیپوکامپ و آمگدال مغز، خاطرات هیجانی را بازیابی می‌کنند و باعث افزایش احساس فقدان و شوق می‌شوند.

۲. محرک‌های زمانی و الگویی

دلتنگی ممکن است با گذر زمان یا رخدادهای خاص تحریک شود. سالگردها، تاریخ‌های خاص، یا حتی ساعت‌های روزی که معمولاً با فرد بودید، به شکل الگوهای شرطی در ذهن ثبت شده‌اند. وقتی این الگوها فعال می‌شوند، مغز به صورت خودکار احساس فقدان را بازتولید می‌کند، حتی اگر هیچ تماس مستقیمی با فرد وجود نداشته باشد.

۳. سرنخ‌های دیجیتال

در عصر شبکه‌های اجتماعی، سرنخ‌های دیجیتال نقش بسیار قوی در بروز دلتنگی ناگهانی دارند. دیدن استوری‌ها، آنلاین بودن فرد، «تماس‌های قطره‌ای» یا الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی که محتواهای مرتبط را نشان می‌دهند، می‌توانند موجب افزایش دلتنگی شوند. این محرک‌ها اغلب باعث فعال شدن سیستم پاداش مغز می‌شوند و موج هیجانی ناگهانی ایجاد می‌کنند.

۴. نیازهای برآورده‌نشده و تنهایی لحظه‌ای

کمبود حمایت عاطفی یا فقدان فعالیت معنادار، آستانه دلتنگی را کاهش می‌دهد. هنگامی که فرد در شرایط تنهایی یا بی‌حوصلگی قرار دارد، کوچک‌ترین محرک می‌تواند باعث تجربه دلتنگی ناگهانی شود. این موضوع در روانشناسی «کمبود نیازهای هیجانی» نامیده می‌شود و با کاهش سطح سروتونین و افزایش فعالیت بخش لیمبیک مغز مرتبط است.

۵. سبک‌های دلبستگی

سبک دلبستگی افراد، شدت و فراوانی دلتنگی ناگهانی را تعیین می‌کند. افراد با دلبستگی ایمن معمولاً دلتنگی را کنترل می‌کنند و آن را به شکل سالم تجربه می‌کنند، در حالی که افراد با دلبستگی اضطرابی، اجتنابی یا مضطرب-اجتنابی، دلتنگی شدیدتر و ناپایدارتری تجربه می‌کنند. سبک دلبستگی نه تنها بر شدت دلتنگی تأثیر می‌گذارد، بلکه نحوه پاسخ فرد به محرک‌ها و مهارت‌های مقابله‌ای را نیز شکل می‌دهد.

۶. ایده‌آل‌سازی و لایمرنس

ایده‌آل‌سازی فرد و بزرگ‌نمایی خصوصیات مثبت او، همراه با نادیده گرفتن تعارض‌ها و نقاط ضعف، باعث ایجاد موج‌های هیجانی شدید و دلتنگی طولانی‌مدت می‌شود. در روانشناسی این پدیده «لایمرنس» نامیده می‌شود و معمولاً با وسواس ذهنی و نشخوار فکری همراه است.

۷. استرس، کم‌خوابی و خستگی تصمیم

استرس مزمن، فشار روانی و کم‌خوابی توانایی تنظیم هیجان را کاهش می‌دهند و باعث می‌شوند حتی محرک‌های کوچک، واکنش‌های هیجانی شدید ایجاد کنند. در این شرایط، مغز آمادگی بیشتری برای فعال کردن خاطرات مرتبط و افزایش دلتنگی دارد.

۸. نوسان‌های هورمونی و فیزیولوژیک

تغییرات هورمونی، مانند نوسان‌های قبل از قاعدگی، تغییر سطح کورتیزول یا افت قند خون، می‌توانند حساسیت هیجانی را افزایش دهند. این شرایط باعث می‌شود افراد دلتنگی را با شدت بیشتری تجربه کنند، حتی در نبود محرک‌های قوی بیرونی.

۹. داغداری و پایان‌بندی مبهم

اگر رابطه بدون خداحافظی روشن یا پاسخ نهایی باقی مانده باشد، مغز احساس «ناتمامی» و فقدان closure را تجربه می‌کند. این عدم بسته شدن روانی می‌تواند باعث بروز موج‌های ناگهانی دلتنگی شود و ذهن را به حالت چرخه‌ای نشخوار فکری ببرد.

۱۰. زمینه‌های خلقی

اختلالات خلقی مانند اضطراب یا افسردگی، همچنین ناپایداری خلقی لحظه‌ای، می‌تواند شدت و تداوم دلتنگی را افزایش دهد. در صورتی که دلتنگی باعث اختلال عملکرد مداوم شود، ارزیابی حرفه‌ای توصیه می‌شود.

سبک‌های دلبستگی و تاثیر آن بر دلتنگی

سبک دلبستگی چارچوب ذهنی و هیجانی فرد در روابط نزدیک را تعیین می‌کند و نقش مهمی در شدت و فراوانی دلتنگی ناگهانی دارد. چهار سبک اصلی دلبستگی از نظر روانشناسی شناسایی شده‌اند:

  • دلبستگی ایمن: افراد با سبک ایمن، احساس امنیت و ارزشمندی در روابط دارند. دلتنگی آن‌ها معمولاً قابل مدیریت، گذرا و متناسب با محرک است و توانایی تمرکز روی فعالیت‌های جایگزین را دارند.

  • دلبستگی اضطرابی: این سبک با نگرانی مداوم درباره در دسترس بودن شریک و ترس از طرد همراه است. افراد اضطرابی دلتنگی شدیدی تجربه می‌کنند، نشخوار ذهنی دارند و تمایل به تماس یا پیگیری مکرر نشان می‌دهند.

  • دلبستگی اجتنابی: افراد اجتنابی تمایل دارند از نزدیکی هیجانی فاصله بگیرند و ممکن است دلتنگی را انکار یا سرکوب کنند، اما محرک‌های قوی یا تغییرات هیجانی شدید می‌توانند باعث بروز ناگهانی موج دلتنگی شوند.

  • دلبستگی مضطرب-اجتنابی: ترکیبی از ترس از طرد و تمایل به نزدیکی. افراد با این سبک اغلب دلتنگی شدید و ناپایدار دارند و نیاز به حمایت حرفه‌ای برای مدیریت هیجانات پیدا می‌کنند.

ایده‌آل‌سازی و لایمرنس

بزرگ‌نمایی نکات مثبت فرد و نادیده گرفتن تعارض‌ها می‌تواند دلتنگی را تشدید کند و باعث ایجاد چرخه ذهنی تکراری شود.

استرس، کم‌خوابی و خستگی تصمیم

زمانی که فرد تحت فشار است یا کم‌خوابی دارد، توانایی تنظیم هیجان کاهش می‌یابد و شدت موج‌های دلتنگی افزایش می‌یابد.

نوسان‌های هورمونی و فیزیولوژیک

تغییرات هورمونی، افت قند خون، مصرف زیاد کافئین یا نوسان‌های فیزیولوژیک می‌توانند حساسیت هیجانی را بالا برده و موج دلتنگی را تقویت کنند.

داغداری و پایان‌بندی مبهم

نبود خداحافظی روشن یا پاسخ‌های ناتمام باعث باقی ماندن احساس «ناتمامی» و افزایش دلتنگی می‌شود.

زمینه‌های خلقی

اضطراب، افسردگی یا اختلال خلقی زمینه‌ای می‌تواند شدت و تداوم دلتنگی را افزایش دهد. در صورت اختلال عملکرد مداوم، مراجعه به متخصص ضروری است.

این دلتنگی گذراست یا معنادار؟

دلتنگی ناگهانی می‌تواند تجربه‌ای عادی و گذرا یا نشانه یک نیاز هیجانی عمیق‌تر باشد. تشخیص تفاوت بین این دو حالت برای مدیریت سالم و پیشگیری از تصمیم‌های هیجانی ضروری است. در روانشناسی، دلتنگی گذرا معمولاً یک واکنش هیجانی کوتاه‌مدت و قابل مدیریت است، در حالی که دلتنگی معنادار با شدت، تداوم، و تأثیر بر عملکرد روزانه مشخص می‌شود. برای بررسی علمی این موضوع، چند معیار کلیدی وجود دارد:

۱. شدت احساس

شدت دلتنگی می‌تواند نشان‌دهنده نقش محرک‌ها و زمینه‌های درونی باشد. دلتنگی گذرا معمولاً با موجی کوتاه از احساس فقدان، اندوه یا شوق همراه است و پس از مدتی با فعالیت‌های جایگزین یا تمرکز روی کار کاهش می‌یابد. اگر شدت احساس به حدی باشد که فرد قادر به تمرکز روی کار، تحصیل یا فعالیت‌های روزانه نیست، ممکن است نشان‌دهنده نیاز به پردازش هیجانی عمیق‌تر یا بررسی عوامل روانشناختی باشد.

۲. تداوم و مدت زمان

دلتنگی گذرا معمولاً چند دقیقه تا چند ساعت طول می‌کشد و با تغییر محیط، فعالیت یا تمرکز روی مسأله دیگر فروکش می‌کند. اما اگر دلتنگی ساعات مداوم، روزها یا هفته‌ها ادامه داشته باشد، این نشانه آن است که هیجانات و نیازهای عاطفی حل نشده‌اند و ممکن است با سبک دلبستگی، فقدان closure یا خلأ هیجانی مرتبط باشد.

۳. تکرار و فراوانی موج‌ها

مکرر بودن دلتنگی‌ها یکی از شاخص‌های معنادار بودن آن است. دلتنگی گذرا ممکن است هفته‌ای یک بار یا در شرایط خاص اتفاق بیفتد، اما تکرار مداوم در روزهای مختلف، حتی بدون محرک مشخص، می‌تواند نشان‌دهنده وابستگی هیجانی شدید یا الگوهای ذهنی ناسالم مانند وسواس فکری و لایمرنس باشد.

۴. اختلال در کار، تحصیل یا روابط دیگر

یکی از مهم‌ترین معیارهای علمی، اختلال عملکرد است. دلتنگی معنادار می‌تواند باعث کاهش بهره‌وری، تمرکز پایین، خستگی ذهنی و اختلال در روابط اجتماعی شود. روانشناسان این معیار را به عنوان شاخصی برای ارزیابی ضرورت مداخله حرفه‌ای در نظر می‌گیرند.

۵. وابستگی مداوم به محرک‌های خاص

اگر دلتنگی به شدت به محرک‌های بیرونی وابسته باشد – مانند دیدن استوری فرد، شنیدن آهنگ خاص یا مواجهه با مکان مشخص – و بدون این محرک‌ها کاهش نیابد، این می‌تواند نشانه وابستگی هیجانی یا عدم پردازش روانی کامل رابطه گذشته باشد.

تحلیل علمی ترکیبی

با ترکیب این معیارها، می‌توان شدت و معنادار بودن دلتنگی را ارزیابی کرد:

  • گذرا: شدت کم تا متوسط، کوتاه‌مدت، با فعالیت‌های جایگزین کاهش می‌یابد، اختلال عملکرد ندارد، تکرار کم.

  • معنادار: شدت بالا، تداوم طولانی، مکرر، وابسته به محرک‌ها، باعث اختلال عملکرد در کار، تحصیل یا روابط، و ممکن است با سبک دلبستگی، استرس مزمن یا اختلال خلقی مرتبط باشد.

پیامدهای بالینی و کاربردی

تشخیص علمی این تفاوت به فرد امکان می‌دهد:

  • راهکارهای مدیریت فوری و سالم دلتنگی (جعبه‌ابزار ۲۴ ساعته) را به کار ببرد.

  • در صورت معنادار بودن دلتنگی، به مشاوره روانشناسی یا درمانگر مراجعه کند تا مهارت‌های مقابله‌ای، تنظیم هیجان و پردازش روانی بهینه شود.

  • از رفتارهای آسیب‌رسان مانند بمباران پیام، تماس وسواسی یا تصمیم‌های هیجانی جلوگیری کند.

جعبه‌ابزار ۲۴ساعته مدیریت دلتنگی

  • نام‌گذاری احساس: «الان دلتنگی/غم/اضطراب دارم»

  • تنفس ۴-۷-۸ یا اسکن بدن ۵ دقیقه برای کاهش پاسخ فیزیولوژیک استرس

  • ۱۵–۲۰ دقیقه قدم‌زدن یا حرکت سبک برای تغییر وضعیت هیجانی

  • نوشیدن آب و خوراکی ساده برای جلوگیری از افت قند خون

  • نامهٔ نارسال بنویسید و ارسال نکنید برای تخلیه هیجانی

  • ۹۰ دقیقه دوری از تماس و چک کردن شبکه‌ها

  • تماس با یک همراه امن به جای پیام دادن به فرد مورد نظر

برنامه هفت‌روزه عبور از موج‌های ناگهانی

  • روز ۱–۲: پاک‌سازی محرک‌های دیجیتال (Mute/Archive/Unfollow)

  • روز ۳: آیین جایگزین به جای عادت مشترک (چای، مسیر جدید)

  • روز ۴: فعالیت معنادار کوچک (۲۰ دقیقه یادگیری، هنر، ورزش)

  • روز ۵: مرور دلایل پایان رابطه و تعیین خط قرمزها

  • روز ۶: قرار با دوستان یا خانواده، گفت‌وگوی حمایتی

  • روز ۷: ارزیابی محرک‌های قوی‌تر و برنامه‌ریزی هفته آینده

آیا تماس گرفتن کار درستی است؟ (چک‌لیست تصمیم)

  • ایمنی و احترام: آیا مرزها و وضعیت فعلی فرد روشن است؟

  • هدف روشن: گفتگو برای بستن پرونده است یا تلاش دوباره؟

  • پذیرش نتیجه: آیا آماده پذیرش هر پاسخ احتمالی هستید؟

اگر پاسخ به هر یک از موارد منفی یا نامشخص است، تماس نگیرید و از استراتژی‌های مدیریت هیجانی استفاده کنید.

خطاهای رایج که دلتنگی را تشدید می‌کند

  • بمباران پیام یا تماس مکرر

  • ذهن‌خوانی و حدس زدن احساسات طرف مقابل

  • مقایسه با دیگران یا روابط گذشته

  • پیگیری وسواسی شبکه‌های اجتماعی

  • تصمیم‌گیری‌های مهم در اوج هیجان

شناخت و پرهیز از این خطاها به مدیریت سالم دلتنگی کمک می‌کند.

چه زمانی به متخصص مراجعه کنیم؟

  • دلتنگی شدید و مداوم که باعث افت عملکرد در کار یا تحصیل می‌شود

  • بی‌خوابی یا بی‌اشتهایی مرتبط با دلتنگی

  • افکار آسیب‌رسان یا خودآزارانه

  • سابقه رابطه ناسالم یا آزارگر

مراجعه به روانشناس یا مشاور امکان تحلیل علمی و طراحی راهبردهای مدیریت هیجانی را فراهم می‌کند.

جمع‌بندی

دلتنگی ناگهانی یا «یهویی» برای یک فرد، تجربه‌ای پیچیده و چندبعدی است که با احساس فقدان، اندوه، شوق یا میل به تماس همراه است. همان‌طور که در مقاله بررسی شد، این پدیده نه صرفاً واکنش به نبود فرد بلکه محصول تعامل محرک‌های بیرونی و زمینه‌های درونی روانی است. عوامل متعددی از جمله محرک‌های حسی و خاطره‌ای، محرک‌های زمانی و الگویی، سرنخ‌های دیجیتال، نیازهای برآورده‌نشده، سبک‌های دلبستگی، استرس، خستگی و نوسان‌های هورمونی می‌توانند موج‌های دلتنگی ناگهانی را ایجاد کنند.

از منظر روانشناسی، شناسایی علت‌ها و محرک‌ها اولین گام برای مدیریت سالم دلتنگی است. دلتنگی گذرا معمولاً کوتاه‌مدت، قابل مدیریت و وابسته به محرک مشخص است، در حالی که دلتنگی معنادار با شدت بالا، تداوم طولانی، اختلال در عملکرد روزانه و وابستگی مداوم به محرک‌ها همراه است و ممکن است نیاز به کمک حرفه‌ای داشته باشد. تشخیص تفاوت بین گذرا و معنادار بودن دلتنگی به فرد امکان می‌دهد بهترین استراتژی‌های مقابله‌ای را انتخاب کند و از رفتارهای آسیب‌رسان جلوگیری نماید.

برای مدیریت عملی دلتنگی ناگهانی، ترکیبی از راهکارهای کوتاه‌مدت و برنامه‌ریزی طولانی‌مدت توصیه می‌شود:

  • استفاده از جعبه‌ابزار ۲۴ ساعته شامل نام‌گذاری احساس، تکنیک‌های تنفس و اسکن بدن، حرکت سبک، نوشیدن آب، نوشتن نامه نارسال، و دوری موقت از شبکه‌های اجتماعی.

  • اجرای برنامه هفت‌روزه مدیریت موج‌ها که شامل پاک‌سازی محرک‌های دیجیتال، ایجاد آیین‌های جایگزین، فعالیت معنادار، مرور دلایل پایان رابطه، قرار با دوستان یا خانواده و ارزیابی محرک‌های قوی‌تر است.

  • رعایت چک‌لیست تصمیم برای تماس با فرد موردنظر بر اساس ایمنی، هدف و پذیرش نتیجه، که از تصمیم‌های هیجانی و آسیب‌رسان جلوگیری می‌کند.

  • آگاهی از خطاهای رایج که دلتنگی را تشدید می‌کنند مانند بمباران پیام، ذهن‌خوانی، مقایسه با دیگران و پیگیری وسواسی شبکه‌های اجتماعی.

در سطح روانشناختی، توجه به سبک دلبستگی و مهارت‌های تنظیم هیجان اهمیت زیادی دارد. افرادی که دلبستگی ایمن دارند، قادرند دلتنگی را گذرا تجربه کنند، در حالی که سبک‌های اضطرابی، اجتنابی یا مضطرب-اجتنابی شدت و فراوانی دلتنگی را افزایش می‌دهند. در صورت وجود نشانه‌های معنادار یا اختلال عملکرد، مراجعه به متخصص روانشناسی یا مشاور برای پردازش هیجانی، آموزش مهارت‌های مقابله‌ای و بازسازی تعادل روانی توصیه می‌شود.

به طور خلاصه، دلتنگی ناگهانی یک پدیده طبیعی است، اما با آگاهی، مهارت‌های علمی و استراتژی‌های عملی می‌توان آن را مدیریت کرد. شناخت محرک‌ها، استفاده از ابزارهای خودتنظیمی، رعایت مرزها و بهره‌گیری از حمایت اجتماعی به فرد امکان می‌دهد شدت و مدت دلتنگی را کاهش دهد، تصمیمات هیجانی را کنترل کند و از آسیب روانی جلوگیری نماید. این رویکرد جامع، علمی و کاربردی، فرد را قادر می‌سازد که دلتنگی را نه به عنوان تهدید بلکه به عنوان فرصتی برای خودآگاهی و رشد هیجانی تجربه کند.

سوالات متداول (FAQ)

۱) آیا دلتنگی یهویی یعنی او هم به من فکر کرده؟
خیر. اغلب دلتنگی به محرک‌ها و ذهن شما مربوط است، نه همزمانی ذهنی طرف مقابل.

۲) چرا بیشتر شب‌ها دلتنگ می‌شوم؟
خستگی، سکوت محیط و نبود حواس‌پرتی، نشخوار ذهنی را تقویت می‌کند.

۳) چند وقت طول می‌کشد؟
فرد به فرد متفاوت است؛ اگر طی هفته‌ها روند کاهش مشاهده نشد، نیاز به بازنگری برنامه یا کمک حرفه‌ای وجود دارد.

۴) با وسوسهٔ چک‌کردن چه کنم؟
از دکمهٔ تأخیر ۱۵ دقیقه‌ای و جایگزین رفتاری مانند پیاده‌روی یا تماس با دوست استفاده کنید و محدودکنندهٔ اپ‌ها را فعال کنید.

۵) اگر علت، پایان‌بندیِ مبهم باشد؟
نامهٔ نارسال بنویسید و پاسخ‌های ناتمام را برای خودتان کامل کنید؛ در صورت ایمن بودن، گفت‌وگوی کوتاه و محترمانه با هدف «بستن پرونده» ممکن است کمک‌کننده باشد.

۶) ورزش و خواب واقعاً اثر دارد؟
بله، تنظیم هیجان و حافظه هیجانی را بهبود می‌دهد و شدت موج‌های دلتنگی را کاهش می‌دهد.

منابع

Bowlby, J. (1988). A Secure Base: Parent-Child Attachment and Healthy Human Development. Basic Books.


Herz, R. S. (2004). A naturalistic analysis of autobiographical memories triggered by olfactory cues. Chemical Senses, 29(3), 217–224.

https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/15073352/Mikulincer, M., & Shaver, P. R. (2007). Boosting attachment security to promote mental health, prosocial values, and inter-group tolerance. Psychological Inquiry, 18(3), 139–156. https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC4939067/

اشتراک گذاری مطلب :

Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp
Share on email

دیگر مطالب وبلاگ

تماس از تلفن ثابت
  • 9099072078
لوگو سفید

وب سایت روانشناسی آنلاین تک مشاورین با سال ها تجربه در حوزه روانشناسی و درمان اختلالات روانی در کنار شما است تا به درمان اختلال های روانشناختی از جمله وسواس و اضطراب و افسردگی و دیگر اختلال ها بپردازید.

دسترسی سریع
تمامی حقوق این وب سایت مربوط به وب سایت روانشناسی آنلاین تک مشاورین می باشد.