چکیده
بیحوصلگی مکرر در روابط زناشویی یکی از رایجترین شکایتهای زوجین است و در صورت عدم مدیریت درست میتواند به کاهش صمیمیت، سوءبرداشتهای ارتباطی و فرسودگی رابطه منجر شود. مطالعات روانشناسی نشان میدهد که نوسانات خلقی و کاهش انرژی عاطفی در زنان اغلب ریشه در فرسودگی نقشها (Role Overload)، فشارهای کاری و خانوادگی، استرسهای مالی و تغییرات فیزیولوژیک دارد (American Psychological Association, 2022). این وضعیت نه تنها بر خلق و رفتار روزمره فرد تأثیر میگذارد، بلکه واکنشهای همسر را نیز تحت تأثیر قرار داده و چرخهای از تنش، سوءتفاهم و دوری هیجانی ایجاد میکند. بسیاری از مردان در چنین شرایطی احساس سردرگمی، طردشدگی یا حتی سرزنش میکنند، درحالیکه منبع اصلی مشکل در اغلب موارد نه شخصیبودن موضوع، بلکه فشارهای حلنشده درونی همسر است.
این مقاله با هدف ارائه راهنمایی علمی، عملی و مرحلهبهمرحله تهیه شده است؛ راهنماییای که به مردان کمک میکند تفاوت میان خستگی معمولی و بیحوصلگی مزمن را تشخیص دهند، اشتباهات تشدیدکننده تنش را کنار بگذارند، واکنش صحیح در لحظه بیحوصلگی همسر را بشناسند و به شکل سازنده به ریشههای پنهان مشکل نزدیک شوند. علاوه بر این، بر اهمیت مرزبندی سالم و مراقبت از خود مرد نیز تأکید میشود تا روند تعامل به شکلی یکطرفه و فرسایشی تبدیل نشود. در نهایت، نشانههایی که نیازمند مشاوره تخصصی هستند بهصورت دقیق ارائه خواهد شد تا زمان مداخله حرفهای بهدرستی تشخیص داده شود. این مقاله ترکیبی از یافتههای علمی، تکنیکهای کاربردی و توصیههای مبتنی بر روانشناسی خانواده است تا پایهای مطمئن برای بهبود ارتباط و کاهش تنش فراهم کند.
مقدمه
وقتی همسرت مدام بیحوصله است و نمیدانی چهکار کنی
بیحوصلگی همسر یکی از تجربههای رایج در زندگی مشترک است و معمولاً زمانی دردناکتر میشود که مرد نداند آیا این رفتار به او مربوط است یا ناشی از فشارهای بیرونی. پژوهشها نشان میدهد که بسیاری از زنان هنگام مواجهه با استرسهای شغلی، فشار نقشهای متعدد، یا فرسودگی عاطفی، دچار کاهش انرژی هیجانی و withdrawal (کنارهگیری ارتباطی) میشوند؛ حالتی که به اشتباه بهصورت «بیحوصلگی» تعبیر میشود (Repetti & Wang, 2017). این وضعیت نه تنها بر کیفیت تعامل روزمره اثر میگذارد، بلکه میتواند چرخهای از برداشتهای نادرست، تنش و سردرگمی ایجاد کند؛ چرخهای که در آن هر دو طرف احساس میکنند دیگری آنها را نمیفهمد.
برای بسیاری از مردان، چالش اصلی تشخیص “واقعیت” است: آیا همسر واقعاً ناراحت است؟ فقط خسته است؟ یا شاید تحت تأثیر مشکلاتی است که هنوز دربارهشان صحبت نکرده؟ تحقیقات روانشناسی خانواده نشان میدهد که ناتوانی در تفسیر درست نشانههای هیجانی یکی از عوامل کلیدی تعارضات زناشویی است (Gottman, 2011). از سوی دیگر، فشارهای پنهان—مثل مراقبت از فرزندان، مسئولیتهای خانه، نگرانیهای مالی یا مشکلات جسمی—میتوانند بهصورت مستقیم در خلقوخو بروز کنند و موجب واکنشهایی شوند که همسر به اشتباه «بیاعتنایی» یا «کممحبتی» تلقی میکند.
این مقاله با هدف ایجاد یک چارچوب علمی و کاربردی طراحی شده است: از تشخیص ریشههای واقعی بیحوصلگی تا واکنش درست در لحظه، اجتناب از رفتارهای مخرب، بهبود فضای خانه، مراقبت از خود و در نهایت تعیین زمان مناسب برای مراجعه به متخصص. هدف اصلی، جایگزینی حدس و قضاوت با درک، ارتباط شفاف و همکاری مشترک است؛ سه مؤلفهای که احتمال ترمیم الگوهای فرساینده را بهطور قابلتوجهی افزایش میدهند.
بخش اول: تشخیص واقعیت
آیا واقعاً همسرم «بیحوصله» است یا فقط خسته است؟
تشخیص تفاوت میان بیحوصلگی واقعی و خستگی ساده یکی از مهمترین مراحل درک رفتار همسر است. پژوهشها نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از رفتارهای ظاهراً «بیحوصله» در زنان ناشی از خستگی فیزیولوژیک، کاهش انرژی یا فشارهای چندلایه کاری و خانوادگی است (APA, 2022). خستگی معمولاً با کاهش ظرفیت پاسخدهی هیجانی همراه است، اما بیحوصلگی مزمن اغلب الگوی تکرارشوندهای از تحریکپذیری، کمحرفی و فاصلهگیری عاطفی را نشان میدهد. در بسیاری از موارد، زنان توانایی بیان مستقیم فشارهای ذهنی خود را ندارند یا احساس میکنند توضیحدادن فایدهای ندارد؛ بنابراین نشانهها به شکل بیحوصلگی بروز میکند. مردی که بتواند تفاوت این دو وضعیت را تشخیص دهد، از واکنشهای اشتباه—مثل گلهمندی یا فشار ارتباطی—پرهیز خواهد کرد و زمینه را برای همدلی واقعی فراهم میسازد.
فرق بیحوصلگی موقتی با یک الگوی تکراری
بیحوصلگی موقتی معمولاً پس از رفع عامل استرس یا با کمی استراحت برطرف میشود. در مقابل، الگوی تکراری نشان میدهد که فشارها مزمنترند و احتمالاً عوامل عمیقتری مانند استرس شغلی پایدار، فرسودگی نقشها یا نارضایتی هیجانی در جریان است. زنان در حالت پایدار بیحوصلگی معمولاً کمتر وارد گفتگو میشوند، انرژی ارتباطی کاهش مییابد و نقدهای کوچک نیز بار هیجانی زیادی ایجاد میکند.
چه زمانهایی بیشتر بیحوصله میشود؟
شناسایی زمانهای اوج بیحوصلگی—مثل بعد از کار، صبحها، ایام پریود، یا قبل از مهمانی—به درک بهتر الگو کمک میکند. این زمانها نشان میدهند که مشکل بیشتر «شرایطمحور» است تا «رابطهمحور». چنین آگاهیای از واکنشهای ناخواسته جلوگیری میکند.
آیا فشار کاری، مشکلات مالی یا استرس پنهان دارد؟
بسیاری از زنان فشارهای پنهان خود را بیان نمیکنند، زیرا نمیخواهند «بار اضافه» به خانواده منتقل شود. در این حالت، بیحوصلگی تبدیل به نشانه بیرونی فشار درونی میشود. گفتگوهای کوتاه، بدون فشار و بدون قضاوت، بهترین راه تشخیص این عوامل است.

بخش دوم: اشتباهاتی که اوضاع را بدتر میکند
در برابر زن بیحوصله چه کارهایی نباید انجام دهیم؟
یکی از عوامل تشدیدکننده بیحوصلگی، واکنشهای نادرست همسر است؛ واکنشهایی که شاید از سر ناامیدی یا سردرگمی بروز میکنند اما تأثیرات مخربی بر وضعیت روانی زن و کیفیت رابطه میگذارند. پژوهشهای ارتباط زوجین نشان میدهد رفتارهایی مانند سرزنش، فشار برای گفتگو، مقایسه یا بیتوجهی، سطح استرس فرد مقابل را افزایش داده و احتمال ورود به چرخه منفی ارتباطی را چند برابر میکند (Gottman, 2011). در واقع، بیحوصلگیِ واکنشی با این رفتارها بهسرعت میتواند تبدیل به بیحوصلگیِ مزمن شود. شناخت آنچه نباید انجام داد، اولین قدم برای جلوگیری از تشدید تنشهاست.
سرزنش و برچسبزدن («چقدر اخلاقت بده»، «همیشه همینطوری هستی»)
برچسبزدن ذهن فرد را در حالت دفاعی قرار میدهد. او احساس میکند نهتنها فهمیده نشده، بلکه بابت شرایطش مجازات شده است. تحقیقات نشان میدهد که سرزنش مکرر، ارتباط هیجانی را تضعیف و مقاومت روانی ایجاد میکند (Fincham & Bradbury, 1993).
مقایسه با دیگران («ببین فلانی چقدر سرحاله…»)
مقایسه بهطور مستقیم احساس ناکافیبودن (Inadequacy) را فعال میکند و عزتنفس را کاهش میدهد. این کار نهتنها مشکل را حل نمیکند، بلکه فاصله عاطفی را افزایش میدهد.
شوخیهای آزاردهنده و کوچککردن احساس او
شوخی در زمان اشتباه و با محتوای اشتباه، نوعی بیاعتنایی هیجانی تلقی میشود. زنان در شرایط فشار به شوخیهایی که احساساتشان را کوچک جلوه میدهد حساستر هستند.
اصرار به حرفکشیدن در بدترین زمان ممکن
وقتی سطح انرژی روانی او پایین است، فشار برای گفتگو نتیجه معکوس دارد. تحقیقات نشان میدهد که «اجبار به بیان احساسات» هنگام خستگی، تنش را افزایش میدهد و همکاری در گفتگو را کاهش میدهد (Gross, 2015). بهترین زمان برای گفتگو زمانی است که بدن و ذهن در سطح مناسبی از آرامش و ظرفیت ارتباطی قرار دارد.
بخش سوم: واکنش صحیح در لحظه بیحوصلگی
وقتی همسرت بیحوصله است، همان لحظه چهکار کنی؟
واکنش صحیح در لحظه، مهمترین عامل در جلوگیری از تشدید تنش است. پژوهشهای حوزه تنظیم هیجان (Emotion Regulation) نشان میدهد که لحظههای اولیه بروز بیحوصلگی، حساسترین زمان برای تعیین جهت رابطه است: یا میتواند به تعارض منجر شود، یا تبدیل به فرصتی برای همدلی و کاهش فشار شود (Gross, 2015). مردی که بتواند آرام، بدون قضاوت و با حداقل ورودی هیجانی واکنش نشان دهد، به همسرش این پیام را منتقل میکند که «اینجا امن است»؛ پیامی که از نظر سیستم عصبی، احتمال رهاشدن از حالت دفاعی را افزایش میدهد. در این مرحله، هدف تغییر رفتار همسر نیست؛ هدف مدیریت وضعیت و جلوگیری از انفجار هیجانی است. بهترین واکنشها کوتاه، آرام، بدون فشار و در راستای حمایت هستند.
حفظ آرامش و کوتاهکردن بحثها
وقتی همسر بیحوصله است، بحث طولانی یا ورود به موضوعات حساس میتواند سطح تنش را چند برابر کند. حفظ تُن صدای پایین، جملههای کوتاه و عدم ورود به موضوعات گذشته نقش مهمی در جلوگیری از تشدید رفتار دارد.
جملات حمایتی ساده: «اگر کاری از دستم برمیاد بگو»
مطالعات نشان میدهد که حمایت عاطفی غیرتهاجمی (Low-Pressure Support) مؤثرتر از سوالکردنهای پیدرپی است. جملهای کوتاه، مهربان و بدون توقع میتواند حس امنیت هیجانی ایجاد کند.
احترام به نیاز او به سکوت و تنهایی
گاهی بهترین کمک، فشارنیاوردن است. بسیاری از زنان برای بازگشت به تعادل هیجانی به چند دقیقه یا چند ساعت سکوت نیاز دارند. احترام به این نیاز، نشانه بلوغ ارتباطی است.
جدا کردن خودت از توهین و بیاحترامی، بدون دعوا
اگر در اوج بیحوصلگی جملهای تند گفته میشود، لازم است بدون درگیری مرزبندی انجام شود: «الان وقت خوبی برای حرفزدن نیست؛ بعداً صحبت میکنیم.» طبق یافتههای زوجدرمانی، مرزبندی آرام، مانع تبدیل لحظههای خستگی به چرخه تخریب رابطه میشود (Gottman, 2011).

بخش چهارم: کمک به ریشهٔ مشکل
پشت بیحوصلگی چه خبر است؟
بیحوصلگی پایدار معمولاً یک «علامت سطحی» است و نه مشکل اصلی. تحقیقات روانشناسی بالینی نشان میدهد که خلق پایین در زنان غالباً حاصل ترکیبی از عوامل جسمی، روانی و محیطی است، و اگر فقط رفتار ظاهری مدیریت شود، اصل مشکل همچنان پابرجا میماند (Nolen-Hoeksema, 2014). بنابراین هدف در این مرحله کشف «منشأ فشار» است، نه قضاوت، نه تحلیلگری افراطی و نه تلاش برای تغییر فوری. بسیاری از زنان در شرایط فرسودگی، توانایی بیان کامل احساسات را از دست میدهند و ترجیح میدهند سکوت کنند، چون تصور میکنند توضیحدادن «زحمت اضافه» است یا ممکن است misunderstood شوند. همین موضوع باعث میشود بیحوصلگی تنها زبانی باشد که بدن برای بیان خستگی انتخاب میکند.
در چنین وضعیتی، بهترین اقدام ایجاد فضایی امن و غیرقضاوتی است؛ فضایی که همسر بتواند بدون ترس از واکنش، احساسات خود را مطرح کند. مردی که با کنجکاوی محترمانه، «بدون بازجویی» و با شنیدن فعال وارد گفتگو میشود، عملاً راهی برای تخلیه هیجانی همسر باز میکند. این نقطه، نقطهای کلیدی در جلوگیری از مزمنشدن بیحوصلگی است.
استرس، خستگی مزمن، مشکلات هورمونی یا جسمی
خطوط خلقی در زنان بهشدت تحت تأثیر خواب ناکافی، کمبود آهن، اختلالات تیروئید، سیکل قاعدگی و حتی دردهای پنهان جسمی است. مطالعات نشان میدهد که خستگی مزمن میتواند به کاهش تحمل هیجانی و تحریکپذیری منجر شود (APA, 2022). اشاره ملایم به چکاپ و مراقبت جسمی میتواند بسیار مؤثر باشد.
فشار نقشها: مادر، همسر، خانه، کار
زنان اغلب چند نقش را همزمان مدیریت میکنند، و این «role overload» بهطور مستقیم بر خلقوخو اثر میگذارد. احساس نادیدهگرفتهشدن یا نبود حمایت عملی میتواند به بیحوصلگی مزمن منجر شود.
چطور بدون قضاوت پای حرفش بنشینیم؟
شنیدن فعال، یعنی گوشدادن بدون قطعکردن، بدون نصیحت فوری و بدون جملاتی مثل «بزرگش کن» یا «این که چیزی نیست». سؤالات باز مانند «میخوای بگی چی اذیتت میکنه؟» مفیدتر از پرسشهای فشارآور هستند.
پیشنهاد ملایم برای چکاپ پزشکی یا مشاوره روانشناسی
پیشنهاد باید بدون تحکم، بدون برچسبزدن و با زبان همراهی باشد: «اگر فکر میکنی کمکت میکنه، میتونیم با هم وقت مشاوره بگیریم.» این جمله حس امنیت و حمایت ایجاد میکند، نه احساس مشکلدار بودن.

بخش پنجم: راهکارهای مشترک برای بهبود فضای خانه
چطور همراه هم حال خانه را بهتر کنیم؟
کیفیت فضای عاطفی خانه، یکی از تعیینکنندهترین عوامل در ثبات روانی زوجین است. پژوهشها نشان میدهد که «اتمسفر هیجانی خانه» (Emotional Climate) بیشتر از عوامل بیرونی بر رضایت زناشویی تأثیر میگذارد (Karney & Bradbury, 2020). بیحوصلگی همسر معمولاً زمانی تقویت میشود که احساس کند بار زندگی فقط روی دوش اوست، یا رابطه فاقد لحظات کوچک آرامش و توجه است. بنابراین بهبود فضا نه از طریق تغییرات بزرگ، بلکه از طریق «اصلاحات عملی، کوچک و پیوسته» حاصل میشود. در این بخش، چهار راهکار مبتنی بر شواهد علمی ارائه میشود.
تقسیم منصفانه کارهای خانه و مراقبت از فرزندان
مطالعات نشان میدهد که احساس نابرابری در کارهای خانه یکی از شایعترین عوامل فرسودگی زنان و کاهش احساس نزدیکی هیجانی است (Perry-Jenkins et al., 2020). تقسیم منصفانه—not necessarily equal—یعنی هر دو نفر سهمی پایدار، قابل اعتماد و متناسب با شرایطشان داشته باشند. وقتی زن احساس کند تنها نیست، سطح استرس پایهاش کاهش مییابد و واکنشهای هیجانیاش متعادلتر میشود.
زمانهای کوتاه دونفره بدون موبایل و حواسپرتی
کیفیت ارتباط، بیشتر از کمیت آن اهمیت دارد. تحقیقات ارتباط زوجین نشان میدهد که حتی ۱۰–۱۵ دقیقه «حضور کامل» (Full Presence) در روز میتواند سطح صمیمیت، همدلی و تنظیم هیجان را بهبود دهد (Gottman, 2011). این زمان باید دور از موبایل، شبکههای اجتماعی و تلویزیون باشد—فرصتی کوتاه برای تجدید اتصال.
برنامههای کوچک لذتبخش (قدمزدن، چای، فیلم، بیرونرفتن ساده)
فعالیت مشترک—even low-cost activities—بهعنوان یکی از مؤثرترین ابزارهای بهبود خلق و افزایش پیوند زوجین شناخته میشود. فعالیتهای کوچک، فشار برنامهریزی سنگین ندارند و در عین حال هورمونهای مرتبط با آرامش و صمیمیت مثل اکسیتوسین را فعال میکنند.
قدردانی روزانه از کارهایی که انجام میدهد، حتی اگر کم باشد
قدردانی (Gratitude Expression) از نظر علمی یک تنظیمکننده هیجانی قوی است. مطالعات متعدد نشان دادهاند که شنیدن قدردانی از سوی شریک زندگی، احساس ارزشمندی و مشارکت را افزایش میدهد و سطح استرس مزمن را کاهش میدهد (Lambert et al., 2010). گفتن «ممنون که امروز…» میتواند اثر بلندمدت بر کیفیت تعامل داشته باشد.
بخش ششم: مراقبت از خودِ شما
وقتی همسرت بیحوصله است، تو از خودت چطور مراقبت کنی؟
مراقبت از خود (Self-Care) در روابطی که یکی از طرفین دچار بیحوصلگی مزمن است، یک ضرورت روانشناختی است نه یک انتخاب اختیاری. پژوهشها نشان میدهد زمانی که یکی از زوجین تحت فشار هیجانی قرار دارد، طرف مقابل نیز در معرض «فرسودگی همدلی» (Empathic Fatigue) قرار میگیرد؛ حالتی که به کاهش انرژی روانی، تحریکپذیری و حتی احساس ناکامی شخصی منجر میشود (Figley, 2017). بنابراین اگر مرد نتواند از خود مراقبت کند، تعامل با همسر بیحوصله بهمرور تبدیل به یک چرخه فرساینده میشود. مراقبت از خود بهمعنای فاصلهگیری عاطفی یا بیخیالی نیست، بلکه بهمعنای ایجاد توازن بین همدلی با او و محافظت از مرزهای شخصی است.
مرزبندی سالم: همدلی بدون لهشدن زیر بار مسئولیت
همدلی زمانی مؤثر است که با مرزبندی همراه شود. مرزبندی یعنی: «من با تو همراه هستم، اما مسئولِ وضعیت روانی تو نیستم.» زوجدرمانی نشان میدهد مردانی که بدون مرز وارد حمایت میشوند، سریعتر خسته و رنجیده میگردند و رابطه ناپایدارتر میشود (Johnson, 2019). مرزبندی میتواند با جملات آرام و محترمانه انجام شود: «میفهمم خستهای؛ من هم نیاز دارم چند دقیقه به خودم برسم، بعد با هم حرف میزنیم.»
صحبت صریح درباره تأثیر این وضعیت روی خودت و رابطه
پنهانکردن احساسات و سکوت طولانی، از نظر علمی باعث انباشتهشدن تنش و افزایش واکنشهای انفجاری میشود. بیان صریح، اما غیراتهامی، ضروری است: «وقتی چند روز پشتسر هم بیحوصلهای، من نگران میشوم و احساس میکنم از هم دور میشویم.» این مدل بیان، نهتنها فشار را تخلیه میکند، بلکه زمینه را برای گفتوگوهای سازنده فراهم میسازد.
داشتن سرگرمی، دوست، ورزش یا فعالیت شخصی برای تخلیه فشار
فعالیتهای بازیابنده (Restorative Activities) مانند ورزش، دوستیهای سالم، مطالعه، مهارتآموزی یا تفریحات کوچک، نقش مهمی در حفظ سلامت روان فردی دارند. تحقیقات نشان میدهد زوجهایی که هر دو نفر از شبکه حمایتی و فعالیتهای مستقل برخوردارند، کمتر دچار فرسودگی رابطهای میشوند و بهتر میتوانند بحرانهای ارتباطی را مدیریت کنند (Neff & Karney, 2017). مرد باید بخشی از زمان و انرژی خود را به خودِ فردیاش اختصاص دهد تا بتواند در رابطه، نسخه سالمتری از خودش را ارائه دهد.

بخش هفتم: چه زمانی کمک تخصصی لازم است؟
نشانههایی که باید حتماً به متخصص مراجعه کنید
گاهی بیحوصلگی همسر فراتر از خستگی معمول است و میتواند نشانهای از مشکلات روانی یا جسمی جدی باشد. در این شرایط، دخالت به موقع متخصص میتواند جلوی تشدید مشکل را بگیرد.
بیحوصلگی طولانیمدت همراه با غم، گریه، ناامیدی شدید
وقتی بیحوصلگی به مدت چند هفته یا ماه ادامه دارد و با احساس غم شدید یا ناامیدی همراه است، احتمال وجود افسردگی (Depression) یا اختلال خلقی افزایش مییابد (American Psychiatric Association, 2023).اختلال خواب یا اشتها، کنارهگیری کامل از دوستان و خانواده
تغییرات مداوم در خواب و تغذیه یا قطع ارتباط با دوستان و خانواده، نشانههای استرس مزمن، اضطراب یا افسردگی بالینی هستند که نیاز به ارزیابی حرفهای دارند.افکار «بیارزش بودن»، «هیچ چیز فایده ندارد» یا حرف از پایان زندگی
اگر همسر شما چنین افکاری را مطرح میکند یا رفتارهایی از خود نشان میدهد که به خودش یا دیگران آسیب بزند، باید فوراً به مشاور روانشناسی یا روانپزشک مراجعه شود (WHO, 2022).
نکته عملی: به عنوان یک اقدام پیشگیرانه، حتی اگر وضعیت هنوز بحرانی به نظر نرسد، میتوانید با آرامش و بدون قضاوت، پیشنهاد مشاوره تلفنی یا آنلاین بدهید و همراهی خود را نشان دهید.

نتیجهگیری
بیحوصلگی همسر همیشه مشکل شما نیست؛ گاهی فریاد خاموش خستگی و فشارهای زندگی است.
کلید مدیریت این وضعیت ترکیب سه عامل است:
درک و تشخیص صحیح علتها و الگوهای رفتاری
مرزبندی سالم برای حفظ آرامش خودتان و رابطه
اقدام مشترک و کوچک برای بهبود حال خانه و کاهش فشارها
با این ترکیب، شانس بیشتری برای تغییر مثبت و کاهش تنش خواهید داشت.
سوالات متداول (FAQ)
آیا بیحوصلگی همسر میتواند نشانه افسردگی باشد؟
بله، بیحوصلگی طولانیمدت، همراه با غم و بیانرژی بودن، میتواند نشانه افسردگی باشد. در این موارد مشاوره روانشناسی مفید است.
وقتی زنم بیحوصله است، بهتر است تنها بگذارمش یا با او صحبت کنم؟
بستگی به شرایط دارد. احترام به نیاز او به سکوت مهم است، اما جملات حمایتی کوتاه و ساده میتواند به او احساس امنیت بدهد.
چطور بدون ناراحتکردنش پیشنهاد مشاوره بدهم؟
با آرامش، همدلی و تمرکز روی بهبود کیفیت زندگی و سلامت روان، پیشنهاد مشاوره تلفنی یا آنلاین بدهید.
اگر بیحوصلگی همسر روی بچهها تأثیر گذاشته، چه کنم؟
تلاش کنید محیط امن و مثبت برای کودکان حفظ شود و در صورت نیاز، از کمک یک مشاور خانواده استفاده کنید.
چقدر باید صبر کنم تا تغییر رفتارش را ببینم؟
با رعایت حمایت، مرزبندی و اقدامات مشترک، معمولاً تغییرات کوچک ظرف چند هفته دیده میشود، اما تغییرات بزرگ ممکن است ماهها طول بکشد.
اگر هیچ تغییری بعد از مدتی احساس نکردم، قدم بعدی چیست؟
در این شرایط، مشاوره تخصصی فردی یا زوجدرمانی توصیه میشود تا علتهای ریشهای بررسی و مدیریت شود.
نکته مهم
یک سوال مهم در اینجا مطرح است اینکه آیا مردی که زنش بی حوصله است آیا این حق را دارد که به سراغ زنان دیگر برود که شاد و بذله گو و پرتحرک هستند ؟! … قطعا پاسخ به این سوال منفی است چرا که اگر مرد به دنبال دلیل دقیق و واضحی برای این مشکل باشد به نتیجه خواهد رسید چون رفتن به سراغ زنان دیگر پاک کردن صورت مسئله است بنابراین در چنین مواقعی باید به دنبال علت بود وگرنه رابطه ی زناشویی به سمت سرد شدن و تیره شدن و در بسیاری از مواقع طلاق عاطفی منجر می گردد که می تواند پیش زمینه ای برای طلاق و جدایی واقعی باشد .
منابع
American Psychiatric Association. (2023). Diagnostic and statistical manual of mental disorders (5th ed., DSM-5-TR). Washington, DC: APA.
World Health Organization (WHO). (2022). Depression and other common mental disorders: Global health estimates. Geneva: WHO.
Gottman, J., & Gottman, J. (2017). The science of trust: Emotional attunement for couples. New York: W.W. Norton & Company.













