چگونه افراد خودشیفته را خلع سلاح کنیم؟ تکنیک‌هایی که آن‌ها را دیوانه می‌کند

چکیده

این مقاله یک راهنمای علمی-کاربردی برای شناسایی، محافظت و «خلع سلاح» روانی افراد خودشیفته است. هدف مقاله ترکیب دانش نظریِ بالینی با توصیه‌های عملی است تا خواننده — فارغ از پیش‌زمینه حرفه‌ای — بتواند رفتارهای خودشیفته را بشناسد، میزان خطر را ارزیابی کند و با ابزارهای مؤثر و امن (مثل تکنیک «سنگ خاکستری» و قانون «بدون تماس») از خود محافظت کند. در بخش اول (که هم‌اکنون ارائه می‌شود) تعاریفِ کلیدی، تمایز بین خودشیفتگیِ سازگار و اختلال شخصیت خودشیفته، و روش‌های معمول نفوذ و کنترل توسط افراد خودشیفته توضیح داده شده است. منابع مورد استفاده شامل متون مرجعِ روان‌پزشکی، مقالات مروری و کتاب‌های تخصصیِ بالینی است.

مقدمه

در مقابل رفتارهای خودشیفته سکوت کردن اغلب به معنای تسلیم شدن است. خودشیفتگیِ مرضی (نارسیسیسم پاتولوژیک) بیش از یک صفتِ افسارگسیختهٔ خودخواهی است؛ وقتی ویژگی‌های خودشیفتگی به حدی برسند که روابط، کارکرد اجتماعی یا سلامت روانِ اطرافیان را مختل کنند، موضوع علمی و اجتماعی و حتی حقوقی می‌شود (American Psychiatric Association, 2022). بررسی‌ها نشان می‌دهند که خودشیفتگی بالینی پیچیده و چندوجهی است و باید بین اجزای «غرور و بزرگ‌پنداری» و جنبه‌های «آسیب‌پذیر و حساس» تمایز گذاشت؛ این تمایز به درک تاکتیک‌های کنترلِ افراد خودشیفته کمک می‌کند (Pincus & Lukowitsky, 2010).

شناختِ ابزارها و تاکتیک‌های مقابله‌ای اولین قدمِ رهایی است؛ تکنیک‌هایی که در ادامه معرفی می‌شوند بر پایهٔ اصول روان‌شناختی و گزارش‌های بالینی‌اند و به‌ویژه زمانی کارآمدند که امکان قطعِ کامل ارتباط وجود ندارد یا خطرِ فیزیکی/حقوقی مطرح است.

چرا نباید در مقابل افراد خودشیفته سکوت کرد؟

سکوت در برابر رفتارهای خودشیفته مثل این است که به آن‌ها اجازه بدهید بازی روانی‌شان را ادامه دهند و کنترل شما را بیشتر کنند. این سکوت باعث می‌شود که آن‌ها احساس قدرت کنند و شما را به عنوان یک هدف آسان ببینند.
وقتی کسی جلوی رفتارهای مخرب خودشیفته‌ها حرفی نمی‌زند، آن‌ها تصور می‌کنند که می‌توانند هر کاری دلشان خواست بکنند بدون این‌که با مخالفت یا مقاومتی روبرو شوند. این مسئله به تدریج باعث می‌شود کنترل زندگی شما از دستتان خارج شود و سلامت روان‌تان آسیب ببیند.

سکوت همچنین می‌تواند به احساس انزوا و بی‌ارزشی در شما دامن بزند چون خودشیفته‌ها معمولاً با تحقیر و کاهش اعتماد به نفس، قربانیان‌شان را وادار به سکوت می‌کنند. پس سکوت نه‌تنها به آن‌ها کمک می‌کند، بلکه به شما نیز آسیب می‌زند.

به همین دلیل، مقابله آگاهانه و شناخت تکنیک‌های خلع سلاح روانی افراد خودشیفته یک ضرورت است تا بتوانید سلامت روان و آرامش خود را حفظ کنید و اجازه ندهید آن‌ها کنترل زندگی‌تان را در دست بگیرند.

شناخت راهکارهای مقابله، اولین قدم برای رهایی

  • خودشیفتگی چیست و چرا باید آن را جدی گرفت؟
    تعریف خودشیفتگی از نگاه روانشناسی

خودشیفتگی مرضی یا «اختلال شخصیت خودشیفته» در طبقه‌بندی‌های روان‌پزشکی به‌عنوان الگوی فراگیرِ بزرگ‌نماییِ خود، نیاز مفرط به تحسین و فقدان همدلی تعریف می‌شود؛ این الگو از اوایل بزرگسالی شروع شده و در موقعیت‌های مختلف تکرار می‌شود. شدت و پیامدهای این اختلال می‌تواند از اختلال بین‌فردی تا آسیب‌زدن به سلامت روانِ دیگران گسترده باشد (American Psychiatric Association, 2022).

رویکردهای پژوهشی نشان می‌دهند که خودشیفتگی صرفاً یک ویژگیِ شخصیتی سطحی نیست؛ بلکه می‌تواند ترکیبی از ساختارهای دفاعی، آسیب‌های تنظیم هیجان و الگوهای بین‌فردی مخرب باشد. پژوهش‌های مروری بر مفهوم «نارسیک پاتولوژیک» این نکته را برجسته کرده‌اند که خودشیفتگی پدیداری چندبعدی دارد و باید میان انواع بالینی (مثلاً خودشیفتگی بزرگ‌منشانه) و انواع آسیب‌پذیر (covert) تفاوت قائل شد؛ زیرا هر نوع تاکتیک‌های متفاوتی برای کنترل و جذاب‌سازیِ محیط به‌کار می‌گیرد (Pincus & Lukowitsky, 2010).

خودشیفته‌ها چگونه اطرافیان را کنترل می‌کنند؟

افراد خودشیفته برای حفظ «تأمین خودشیفتگی» یا همان «narcissistic supply» از مجموعه‌ای از تاکتیک‌های بین‌فردی استفاده می‌کنند. برخی از مهم‌ترین روش‌ها عبارت‌اند از:

  • عشق‌پاشی (love bombing): در مرحلهٔ آغازین رابطه با جلب توجهِ شدید و تعریف و تمجیدِ افراطی، قربانی را وابسته می‌کنند.

  • تبدیل/تحقیر (idealize–devalue): چرخهٔ ایدئال‌سازی و سپس تحقیر باعث سردرگمیِ عاطفی و وابستگی می‌شود.
  • گَزلایتینگ (gaslighting): به‌صورتی سیستماتیک واقعیتِ ادراک‌شدهٔ طرف مقابل را زیر سؤال می‌برند تا کنترل شناختی و عاطفی به‌دست آورند.
  • مثلث‌بندی (triangulation): با وارد کردن فرد سوم یا اخبار و شایعات، اتحادهای قبلی را از بین می‌برند و قدرت را در دست می‌گیرند.
  • بهره‌کشی و استثمار هیجانی: استفاده از احساس گناه، شرم یا مسئولیت‌پذیریِ دیگران برای پیشبرد اهداف شخصی.

توضیحِ این تاکتیک‌ها در متون بالینی و مراجعِ خودیاری به‌خوبی مستند شده است و منابعی چون کتاب‌های بالینیِ مرجع، مقالات مروری و راهنماهای حمایتی سازمان‌های خدماتِ بحرانِ خانواده، بر آسیب‌زا بودنِ این رفتارها تأکید دارند (Behary, 2021; Durvasula, 2019).

نکات پایانی بخش اول

در این بخش پایه‌های نظری و بالینیِ شناخت خودشیفتگی و تاکتیک‌های کنترل آن شرح داده شد تا خواننده با زبان علمی اما قابل‌فهم بداند چرا موضوع مهم است و چه آسیب‌هایی می‌تواند برای اطرافیان ایجاد کند. در بخش بعدی به «چرا خلع سلاح کردن» دشوار است و چه تله‌هایی قربانیان را گرفتار می‌کند می‌پردازیم.

چرا خلع سلاح کردن افراد خودشیفته سخت است؟
تاکتیک‌های ذهنی آن‌ها برای سلطه

افراد خودشیفته مهارت بالایی در ایجاد وابستگی روانی و عاطفی دارند. آن‌ها با ایجاد بی‌ثباتی هیجانی، القای شک و تردید به خود، و برانگیختن احساس گناه، قربانی را در چرخه‌ای معیوب نگه می‌دارند. این تاکتیک‌ها می‌توانند شامل:

  • تغییر ناگهانی رفتار از محبت افراطی به سردی یا خشونت، برای گیج‌کردن طرف مقابل.

  • استفاده از اسرار شخصی علیه شما در زمان تعارض.
  • ایجاد ترس از پیامدها در صورت ترک رابطه یا مخالفت.

یک نمونه موردی: در یک زوج‌درمانی، زن گزارش داد که همسرش هر بار که او درخواست استقلال مالی می‌کرد، با تهدید به افشای اطلاعات خصوصی یا قطع حمایت مالی، او را وادار به عقب‌نشینی می‌کرد. این نوع رفتار باعث می‌شود قربانی احساس کند هیچ راه امنی برای رهایی ندارد.

تله‌هایی که قربانیان در آن گرفتار می‌شوند

سه تله رایج عبارت‌اند از:

  1. امید به تغییر: قربانی باور دارد با صبر یا محبت بیشتر، فرد خودشیفته تغییر خواهد کرد.

  2. ترس از تنهایی: حس می‌کند بدون او زندگی بی‌معنا یا غیرممکن است.
  3. ترس از واکنش خشم‌آلود: به دلیل تجربه‌ی خشونت یا تهدید قبلی، جرئت مقابله پیدا نمی‌کند.

این تله‌ها ترکیبی از وابستگی عاطفی، کاهش اعتمادبه‌نفس، و فشار روانی ایجاد می‌کنند و مسیر خلع سلاح را دشوار می‌سازند.

علائمی که نشان می‌دهد باید فاصله بگیرید

این نشانه‌ها را ببینید: اگر وجود دارد، باید مقابله کنید

نشانه‌هایی مانند بی‌احترامی مکرر، تحقیر آشکار، تلاش مستمر برای کنترل تصمیمات شخصی یا ایجاد حس بی‌ارزشی، زنگ خطر هستند. حتی یک الگوی مداوم از این رفتارها کافی است تا به فکر فاصله گرفتن باشید.

مثال: در یک محیط کاری، مدیری خودشیفته با تغییر مداوم اهداف پروژه، نادیده‌گرفتن تلاش‌ها، و نسبت‌دادن شکست‌ها به تیم، باعث ایجاد اضطراب مزمن در کارکنان شد.

خودشیفته‌ها چه زمانی خطرناک‌تر می‌شوند؟

زمانی که احساس کنند کنترل در حال از دست رفتن است، ممکن است رفتارهایشان شدیدتر و غیرقابل پیش‌بینی شود، مانند تهدید، تخریب اعتبار، یا حتی خشونت فیزیکی. این مرحله اغلب خطرناک‌ترین نقطه رابطه است.

روش‌های خلع سلاح روانی افراد خودشیفته

تکنیک «سنگ خاکستری» (Gray Rock)

این تکنیک بر اساس بی‌علاقگی و بی‌هیجانی طراحی شده است. شما با کوتاه و خنثی پاسخ‌دادن، تماس چشمی محدود، و اجتناب از بحث یا واکنش عاطفی، جذابیت تعامل برای فرد خودشیفته را از بین می‌برید. این روش مخصوصاً زمانی مؤثر است که به‌طور کامل نمی‌توانید ارتباط را قطع کنید (مثلاً در محل کار یا خانواده).

نمونه کاربردی: یکی از مراجعان در مشاوره گزارش داد که با استفاده از این تکنیک در محل کار، توانسته حجم مکالمات غیرضروری با همکار خودشیفته را به حداقل برساند و از درگیری‌های روزمره دور بماند.

قانون «بدون تماس» (No Contact)

یکی از قوی‌ترین و مؤثرترین راهکارها برای مقابله با افراد خودشیفته، قطع کامل هرگونه ارتباط است. این قانون یعنی دیگر هیچ تماس تلفنی، پیامک، ایمیل یا ارتباط حضوری برقرار نکنید. هدف اصلی این است که از چرخهٔ آسیب و بازی‌های روانی که خودشیفته راه می‌اندازد بیرون بیایید و اجازه ندهید او به کنترل شما ادامه دهد.

قطع تماس به افراد خودشیفته نشان می‌دهد که بازی‌هایشان دیگر اثر ندارد و این باعث می‌شود که به‌تدریج علاقه‌شان را از دست بدهند یا حداقل از دخالت در زندگی شما بازایستند.

چگونه قانون «بدون تماس» را اجرا کنیم؟

  • ابتدا همه راه‌های ارتباطی را مسدود کنید.

  • از بهانه‌جویی یا پاسخگویی به تماس‌های او خودداری کنید.

  • اگر با همکار یا عضو خانواده هستید و قطع کامل ارتباط امکان‌پذیر نیست، حداقل تعامل‌ها را به حداقل و کاملاً رسمی محدود کنید.

  • در مواجهه با وسوسه بازگشت به رابطه یا پاسخ دادن، به یاد داشته باشید که این مرحله برای حفظ سلامت روان شما ضروری است.

چطور احساس گناه نکنیم؟

احساس گناه یا مسئولیت نسبت به فرد خودشیفته یکی از بزرگ‌ترین موانع اجرای قانون بدون تماس است. باید به خود یادآوری کنید که سلامت و آرامش شما اولویت دارد و ادامه رابطه‌ای که پر از کنترل و آسیب روانی است به ضرر شما تمام می‌شود.

همچنین کمک گرفتن از مشاور یا گروه‌های حمایتی می‌تواند در کاهش این احساس گناه بسیار مؤثر باشد.

اگر نمی‌توانید فاصله بگیرید (مثلاً همکار یا عضو خانواده است)

گاهی امکان قطع کامل ارتباط نیست؛ مثلاً اگر فرد خودشیفته همکار شماست یا یکی از اعضای نزدیک خانواده. در این شرایط باید به تاکتیک‌های حرفه‌ای و عملی روی بیاورید.

تاکتیک‌های حرفه‌ای برای حفظ آرامش

  • تعیین حد و مرزهای مشخص: واضح و قاطع بگویید چه رفتاری را تحمل نمی‌کنید و چه توقعاتی دارید.

  • اجتناب از بحث‌های بی‌فایده: افراد خودشیفته معمولاً حاضر به پذیرش اشتباه نیستند، پس وارد منازعات بی‌حاصل نشوید.

  • حفظ خونسردی و کنترل واکنش‌های هیجانی: تا حد ممکن برخوردی بی‌احساس و منطقی داشته باشید.

  • استفاده از زبان «من» به جای «تو»: مثلاً بگویید «من نمی‌توانم در این شرایط کار کنم» به جای «تو باعث مشکل شدی».

حد و مرزهای مشخص، سلاح شما در مقابل سلطه روانی

اشتباهاتی که نباید در برخورد با فرد خودشیفته مرتکب شوید
چرا بحث کردن فایده ندارد؟

افراد خودشیفته معمولاً حاضر نیستند اشتباهات خود را بپذیرند و به جای شنیدن دلایل شما، وارد بازی قدرت و سرزنش می‌شوند. بحث کردن با آن‌ها نه تنها نتیجه‌ای ندارد بلکه انرژی شما را تخلیه می‌کند و آن‌ها را تشویق به ادامه رفتارهایشان می‌کند.

وقتی دلسوزی خطرناک می‌شود

احساس دلسوزی یا تمایل به حمایت بیش از حد ممکن است آن‌ها را تشویق کند تا سوءاستفاده کنند. این رفتار باعث می‌شود قربانی بیشتر در دام کنترل روانی گرفتار شود و راه فرار دشوارتر شود.

راهکار بلندمدت: تقویت عزت نفس و رهایی احساسی

خودشناسی، درمان و رشد شخصی

یکی از کلیدهای مهم برای پیشگیری از گرفتار شدن در دام افراد خودشیفته، تقویت عزت نفس و آگاهی از ارزش‌های خود است. شرکت در جلسات مشاوره، مطالعه منابع روانشناسی، و تمرین مهارت‌های مدیریت هیجان می‌تواند کمک بزرگی باشد.

چطور قربانی همیشگی نباشیم؟

شناخت الگوهای رفتاری، یادگیری تعیین حد و مرزهای سالم، و تمرین مهارت‌های ارتباطی موثر، از شما فردی قوی‌تر و مقاوم‌تر می‌سازد که کمتر تحت تاثیر بازی‌های روانی قرار می‌گیرد.

نتیجه‌گیری

برخورد صحیح با افراد خودشیفته نیازمند آگاهی، صبر و استفاده از تکنیک‌های علمی و عملی است. یادگیری خلع سلاح روانی آن‌ها نه تنها سلامت روان شما را حفظ می‌کند بلکه نشانه بلوغ و قدرت روانی شماست. به یاد داشته باشید که کنترل در دستان شماست، اگر اجازه ندهید بازی‌های آن‌ها شما را درگیر کنند.

قدرت در دستان شماست، اگر آن‌ها را بازی ندهید

یکی از مهم‌ترین نکات در برخورد با افراد خودشیفته این است که بدانید کنترل شرایط و واکنش‌های خودتان در دستان شماست. آن‌ها ممکن است با رفتارهای manipulative (دستکاری‌کننده) سعی کنند شما را وارد بازی‌های روانی کنند، اما اگر یاد بگیرید چطور واکنش نشان دهید یا حتی واکنش نشان ندهید، می‌توانید این بازی‌ها را خنثی کنید.

قدرت واقعی زمانی ظاهر می‌شود که به جای واکنش هیجانی، با آرامش و آگاهی تصمیم بگیرید چگونه با آن‌ها رفتار کنید. این یعنی شما بازیگر اصلی زندگی‌تان هستید، نه قربانی رفتارهای آنان.

چرا برخورد صحیح با افراد خودشیفته، نشانه‌ی بلوغ روانی است

بلوغ روانی یعنی توانایی کنترل احساسات، تعیین حد و مرزهای سالم و شناخت ارزش‌های خود. برخورد صحیح با افراد خودشیفته دقیقاً همین‌ها را می‌طلبد.

کسی که می‌تواند بدون درگیری و با آگاهی کامل با این نوع افراد رفتار کند، نشان می‌دهد که از نظر روانی رشد کرده و توانسته کنترل و مدیریت مناسبی روی زندگی و احساسات خود داشته باشد.

بلوغ روانی به شما کمک می‌کند که نه فقط در مقابل خودشیفته‌ها، بلکه در هر نوع رابطه ناسالم دیگر، از سلامت روان و آرامش خود محافظت کنید و به جای واکنش‌های ناگهانی و هیجانی، رفتارهای منطقی و سازنده نشان دهید.

سوالات متداول

افراد خودشیفته از چه چیزهایی بیشتر متنفرند؟
آن‌ها معمولاً از بی‌توجهی، مخالفت آشکار و عدم دریافت تایید از سوی دیگران متنفرند. افراد خودشیفته بیشتر از بی‌توجهی و نادیده گرفته شدن متنفرند. آن‌ها به شدت نیازمند تحسین و تایید دیگران هستند و وقتی این حمایت‌ها را دریافت نکنند، واکنش‌های شدید و گاهی خشنی نشان می‌دهند. همچنین، مخالفت آشکار با خواسته‌ها یا رفتارهای آن‌ها می‌تواند باعث خشم و تلاش برای کنترل بیشتر شود. بنابراین، بی‌توجهی و مخالفت دو مورد از مهم‌ترین محرک‌های واکنش منفی در آن‌ها هستند.

آیا می‌توان خودشیفته‌ها را تغییر داد؟
تغییر افراد خودشیفته بسیار دشوار است و اغلب نیازمند تمایل قوی خود فرد برای درمان و تغییر است. تغییر افراد خودشیفته یکی از سخت‌ترین چالش‌های روانشناسی است. این افراد معمولاً دیدگاه بسیار محکمی درباره خود دارند و کمتر تمایل دارند که مسئولیت رفتارهایشان را بپذیرند. تغییر واقعی معمولاً زمانی رخ می‌دهد که خود فرد بخواهد و برای درمان و رشد تلاش کند. بدون این تمایل، تلاش دیگران برای تغییر آن‌ها معمولاً بی‌نتیجه است.

چگونه بدون درگیری از رابطه با فرد خودشیفته خارج شویم؟
اجرای قانون بدون تماس، حفظ خونسردی و تعیین حد و مرزهای قاطع از مهم‌ترین راهکارها است.

بهترین راهکار برای ترک رابطه با فرد خودشیفته، اجرای قانون «بدون تماس» است؛ یعنی قطع ارتباط کامل یا حداقل کاهش شدید تماس. حفظ خونسردی، اجتناب از بحث و مشاجره، و تعیین حد و مرزهای روشن و محکم کمک می‌کند تا این روند بدون درگیری و آسیب کمتر انجام شود. همچنین، حمایت گرفتن از دوستان، خانواده یا متخصصان روانشناسی می‌تواند بسیار موثر باشد.

افراد خودشیفته چه واکنشی به بی‌توجهی نشان می‌دهند؟
آن‌ها معمولاً تلاش می‌کنند توجه شما را جلب کنند، گاهی با رفتارهای شدید یا تحریک‌آمیز، اما بی‌توجهی مستمر می‌تواند آن‌ها را خلع سلاح کند. وقتی افراد خودشیفته بی‌توجهی ببینند، معمولاً تلاش می‌کنند توجه شما را جلب کنند. این تلاش می‌تواند به شکل رفتارهای تحریک‌آمیز، خشونت کلامی یا حتی اقدامات غیرمنتظره و شدید باشد. اما اگر بی‌توجهی مستمر و بدون واکنش از سمت شما ادامه داشته باشد، این رفتارها کم‌کم کمرنگ می‌شوند و در واقع این بی‌توجهی می‌تواند بهترین روش برای خلع سلاح روانی آن‌ها باشد.

درصد خودشیفتگی در مردان و زنان

مطالعات نشان می‌دهند که شیوع اختلال شخصیت خودشیفته در مردان بیشتر از زنان است. بر اساس گزارش‌های انجمن روان‌پزشکی آمریکا (APA) و تحقیقات متعدد:

  • حدود ۶ تا ۷ درصد مردان ممکن است معیارهای اختلال شخصیت خودشیفته را داشته باشند.

  • در زنان این درصد حدود ۲ تا ۳ درصد گزارش شده است.

این تفاوت به دلایل بیولوژیکی، اجتماعی و فرهنگی نسبت داده می‌شود. برای مثال، نقش‌های جنسیتی و انتظارات اجتماعی از مردان معمولاً رفتارهای خودمحورانه و سلطه‌جویانه را تشویق می‌کند، که می‌تواند با ویژگی‌های خودشیفتگی همپوشانی داشته باشد.

همچنین در پژوهش‌های عمومی که ویژگی‌های خودشیفتگی را در جمعیت عادی بررسی کرده‌اند، مردان در میانگین نمرات خودشیفتگی، معمولاً بالاتر از زنان ظاهر می‌شوند.

توضیحات تکمیلی

در ادامه به مواردی تجربی تر خواهیم پرداخت :

همانطور که توضیح داده شد درصد خودشیفتگی در مردان بیشتر از زنان گزارش شده است ، به تعبیری اندیشمندان علم روانشناسی می گویند هنگام تولد پسرها با شخصیت خودشیفته و دخترها با شخصیت نمایشی به دنیا می آیند و این نکته بسیار ارزشمند است که بدانیم آنچه این وضعیت را در مورد هر دو جنس شدت و ضعف می بخشد وضعیت خانوادگی و فرهنگی و اجتماعی است که در هنگام رشد وجود دارد .

طبق مطالعات و بررسی ها شرایط و محیط در جریان رشد بسیار تاثیر گذار بوده و علاوه بر ژنتیک می تواند اختلال شخصیت و یا عدم اختلال شخصیت را رقم بزند ، اصولا این داستانی است که جامعه شناسان و روانشناسان مدت هاست بر سرش اختلاف نظرهایی دارند که محیط موثر تر است یا ژنتیک که در نهایت به این نتیجه رسیده اند که محیط و وراثت ضربدر هم یک انسان و رفتار او را طراحی می کند .

در همین راستا مردان بسیاری را دیده ام که با توجه به اینکه قابلیت و دانش و سواد و موقعیت اجتماعی خاصی هم ندارند و از نظر ظاهر هم نقایص بسیاری دارند ولی از اختلال خودشیفتگی برخوردارند و دائما در حال تحقیر و توهین دیگران هستند و زنانی را که با آنها در ارتباط هستند با لحن بسیار بد و توهین آمیز و بی ادبانه ای خطاب قرار می دهند و سعی در تحقیر آنها دارند .

مردی را می شناسم که تا پنجم ابتدایی خوانده و نام خود را نمی تواند درست بنویسد و حتی یک تابلو یا نوشته را هم نمی تواند درست بخواند و اکثر کلمات را غلط ادا می کند ، کار او یدی است و یک کارگر ساده است که عمدتا کارش ابتکار خاصی هم نیاز ندارد ولی وقتی در مقابل یک پزشک و یا مهندس قرار می گیرد با تفاخر و ادعای تمام می گوید « اگر شما دکتری من هم دکتر ِ کار ِ خودم هستم ، شما فکر نکنی که بیشتر از من میدانی » … این وضعیت یعنی اوج خودشیفتگی که البته در مطالعاتی که در مورد این شخص داشتیم به این نتیجه رسیدیم که ایشان در کودکی از سوی برادر بزرگتر و از پدرش به شکل فجیعی تنبیه فیزیکی می شده است ، او اختلال سلوک نیز داشته است و در حدود سن هشت یا نه سالگی برای یادگیری کار نزد افرادی بوده است که برای پادویی و یا جاروکشی و نظافت مغازه و غیره بسیار کتک می خورده و تنبیه می شده است .

این مرد خودشیفته که اکنون مسن نیز هست اختلال ضد اجتماعی هم دارد او هرجا که دستش برسد دله دزدی می کند و یا ارتباط نامشروع با زنان برقرار می کند و بسیاری از رفتارهای ناپسند دیگر را انجام می دهد . او از چنان خشم بالایی برخوردار است که وقتی با دیگران دست می دهد آنچنان فشار ایجاد می کند که گویی می خواهد دست طرف مقابل را بشکند ، اما این حاکی از یک نمایش قدرت است و اثبات زورمندی و تحقیر دیگران .

مرد دیگری را می شناسم که با توجه به مشکلات بسیاری که دارد ولی خودش را محور عالم می پندارد و می گوید من برترین و بهترین مرد در دنیا هستم ، او خودش را در روابط جنسی و اجتماعی بی نظیر می داند و مرتب اذعان می دارد دیگران چیزی نمی فهمند و این منم که می فهمم و تمام رفتارها و تصمیمات خودش را بهترین و برترین می داند و وقتی صحبت از مطالعه و ارزش کتاب می گردد او می گوید تمام کتاب های دنیا را خوانده است در حالی که پرواضح است که دروغ می گوید ، عمدتا خودبزرگ بینی و دروغ گویی از ابزارهای مهم خودشیفتگان است .

همچنین زنی را می شناسم که معلم مدرسه بوده است ولی در مورد خودش می پندارد که برترین و بهترین استاد دانشگاه است و هرچه دکتر و مهندس در شهر است از زیر دست او درآمده است ، او خودش را فیلسوف ، زیباترین و برترین زن می داند در حالی که روابط زناشویی اش مختل است و با همسرش طلاق عاطفی دارد و همچنین با فرزندانش نیز ارتباط خوبی ندارد . او در روابط دوستی هم بسیار زورگو خشن و خودمحور است و دیگران را استثمار می کند …

وقتی در مورد این زن مطالعه کردیم متوجه شدیم که در کودکی از سوی برادر بزرگتر و همسرش ، مادر و پدر و خواهر بزرگتر بسیار مورد تنبیه بدنی و تحقیر و مقایسه قرار میگرفته است.

نکته مهم :

دانستن این نکته بسیار مهم است که افرادی که اختلال شخصیت خودشیفته دارند می توانند اختلالات دیگری را نیز به شکل همایند داشته باشند .

فهرست منابع

American Psychiatric Association. (2022). Diagnostic and statistical manual of mental disorders (5th ed., text rev.). American Psychiatric Association.

Pincus, A. L., & Lukowitsky, M. R. (2010). Pathological narcissism and narcissistic personality disorder. Annual Review of Clinical Psychology, 6, 421–446.

Durvasula, R. S. (2019). Don’t You Know Who I Am?: How to Stay Sane in an Era of Narcissism, Entitlement, and Incivility. Post Hill Press.

اشتراک گذاری مطلب :

Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp
Share on email

دیگر مطالب وبلاگ

تماس از تلفن ثابت
  • 9099072078
لوگو سفید

وب سایت روانشناسی آنلاین تک مشاورین با سال ها تجربه در حوزه روانشناسی و درمان اختلالات روانی در کنار شما است تا به درمان اختلال های روانشناختی از جمله وسواس و اضطراب و افسردگی و دیگر اختلال ها بپردازید.

دسترسی سریع
تمامی حقوق این وب سایت مربوط به وب سایت روانشناسی آنلاین تک مشاورین می باشد.