راهکار فوری برای همین موقعیت (توصیهٔ مشاور)
اگر الان با این وضعیت درگیر هستید که عاشق مرد متاهلی شده اید ، خوب است بدانید تا زمانی که این عشق در افکار خود شما است و بروز بیرونی ندارد گناه نیست اما آن زمان که این افکار منجر به بروز رفتار بشود و حرکتی از شما در جهت ابراز این عشق سر بزند بله گناه است چرا که این مرد قبلا ازدواج کرده است و همسر دارد و عشق شما به ایشان نه تنها فایده ای برای شما ندارد بلکه با سرانجامی تلخ مانند ناکامی و آبروریزی همراه است و صرفا وقت و انرژی شما را هدر می دهد . بنابراین سعی کنید برای ازدواج فرد دیگری را که مجرد است انتخاب کنید .
در همین راستا این چند اقدام ساده میتواند کمک کند تنش کمتر شده و از تصمیمهای عجولانه جلوگیری شود. این راهکارها درمان نیستند، اما برای همین لحظه مفیدند.
- پرورش و تقویت افکار بیهوده را متوقف کنید .
- گناه مانند ماری خزنده است به او اجازه ی ورود ندهید .
- دزدی انواع گوناگون دارد ، در مورد مرد متاهلی که متعلق به زن دیگری است برنامه ریزی نکنید .
- مردی که به همسر خود خیانت کند تضمینی برای عدم خیانت به شما ندارد .
- مسبب و دلیل جدایی او از همسرش نباشید که گناهی بس عظیم است و بازتاب بدی دارد .
- در اولین فرصت با روانشناس تماس بگیرید و مشکل را مطرح کنید .
چکیده
عاشق شدن نسبت به یک مرد متأهل، پدیدهای پیچیده و چندوجهی است که میتواند تعارضهای اخلاقی، روانی، شرعی و اجتماعی ایجاد کند. این تجربه معمولاً بهصورت ناخواسته شکل میگیرد، اما تداوم و پیگیری آن به رفتارهای آگاهانه و انتخابهای فردی وابسته میشود. از منظر روانشناسی، تمایلات عاطفی میتوانند تحت تأثیر نیازهای برآوردهنشده، محرکهای ناخودآگاه و انتقال هیجانات شکل گیرند (Baumeister & Leary, 1995). بااینحال، آنچه پیامدهای واقعی دارد، نه صرفِ احساس بلکه نحوهٔ مدیریت و واکنش به آن است. در بُعد شرعی و فرهنگی، بیشتر نظامهای دینی و سنتی بر پاسداشت پیمان ازدواج و اجتناب از روابط صمیمانه با افراد متأهل تأکید دارند (Nasr, 2001). این هنجارها برای حفظ ثبات خانواده، جلوگیری از خیانت و حمایت از ساختار اجتماعی شکل گرفتهاند. در صورت بیتوجهی، ممکن است پیامدهایی مانند احساس گناه، فرسایش اعتماد، تعارضهای خانوادگی، و حتی مشکلات اجتماعی و شغلی بهدنبال داشته باشد. هدف این مقاله، بررسی ابعاد اخلاقی، دینی و فرهنگی چنین موقعیتی، تبیین تمایز میان احساس ناخواسته و رفتار انتخابی، و ارائه راهکارهای علمی و عملی برای مدیریت ایمن این احساسات است. همچنین، پیامدهای احتمالی و نشانههای هشداردهنده بررسی میشوند تا خواننده بتواند تصمیماتی سنجیده، اخلاقمدار و مبتنی بر اصول سلامت روان اتخاذ کند. این مقاله با رویکرد علمی و با ارجاع به منابع معتبر روانشناسی و مطالعات دینی تدوین شده است تا در مسیر آگاهیبخشی، پیشگیری از آسیب و حفظ مرزهای سالم در روابط انسانی مؤثر واقع شود.
مقدمه
عاشق شدن نسبت به فردی متأهل، یکی از چالشبرانگیزترین موقعیتهای عاطفی و اخلاقی است که میتواند تعارضهای درونی عمیقی ایجاد کند. بسیاری از افراد چنین احساساتی را بهصورت ناگهانی و ناخواسته تجربه میکنند و درگیر نوعی دوگانگی میان هیجانهای مثبت عاشقانه و فشارهای اخلاقی، دینی و اجتماعی میشوند. از دیدگاه روانشناسی، شکلگیری دلبستگی میتواند تحت تأثیر نیازهای برآوردهنشده، تجارب گذشته و فرایندهای ناخودآگاه باشد (Shaver & Mikulincer, 2007). در عین حال، فرهنگ و مذهب در اغلب جوامع، چارچوبهای مشخصی برای روابط عاطفی تعیین میکنند و بر پرهیز از هرگونه رابطه صمیمانه با افراد متأهل تأکید دارند، زیرا این روابط ممکن است بنیان خانواده و اعتماد اجتماعی را تضعیف کنند (Marks, 2005).
با این حال، احساس بهتنهایی الزاماً معادل با گناه یا نقض هنجار نیست؛ بلکه نحوهٔ واکنش و تصمیمگیری فرد است که پیامدهای اخلاقی و شرعی بههمراه دارد. در واقع، تفاوت اساسی میان «احساس ناخواسته» و «رفتار آگاهانه» باید درک شود تا بتوان مرزهای سالم را حفظ کرد و از آسیبهای احتمالی پیشگیری نمود (Tangney et al., 2007). این مقاله میکوشد با بررسی ابعاد اخلاقی، دینی، فرهنگی و روانشناختی این موقعیت، و با ارائه راهکارهای علمی و عملی برای مدیریت احساسات، به خوانندگان کمک کند تصمیماتی سنجیده، مسئولانه و سالم اتخاذ کنند. هدف اصلی، نه سرکوب احساسات بلکه هدایت آنها در مسیرهایی است که با اصول اخلاقی، شرعی و سلامت روان سازگار باشند.
نکته مهم
البته درست است که تا زمانی که فکری تبدیل به عمل نگردد و رفتاری رخ ندهد ارتکاب به جرم یا گناهی رخ نداده است اما یقین بدانید وقتی شما چه متاهل چه مجرد باشید و فکر مردی دیگر را در سر بپرورانید به تبع همین احساس و تفکری که دارید رفتار شما نیز تغییر کرده و ارتباط درست و صحیحی با همسر خود نخواهید داشت و اگر مجرد هم باشید نمی توانید انتخابی از سر تعقل و آگاهی و هوشمندانه برای ازدواج با فردی مناسب و شایسته داشته باشد به این دلیل که این افکار ایجاد گیجی و سردرگمی کرده و وقت و انرژی و روان شما را تحت الشعاع خود قرار می دهد .
حساسیت موضوع در اخلاق، دین و فرهنگ
احساس عاشقانه نسبت به فردی متأهل در بیشتر جوامع، نهتنها یک مسئله شخصی بلکه موضوعی با بار اخلاقی، دینی و فرهنگی تلقی میشود. در نظامهای اخلاقی، وفاداری و احترام به پیمان ازدواج از ارزشهای بنیادی به شمار میروند و نقض آنها میتواند به فرسایش اعتماد اجتماعی و آسیب به بنیان خانواده منجر شود (Fowers, 2000). از دیدگاه دینی نیز بسیاری از ادیان ابراهیمی بر قداست ازدواج و پرهیز از هرگونه ارتباط صمیمانه یا خلوت میان افراد نامحرم تأکید دارند، زیرا چنین روابطی را مقدمهای برای خیانت یا بیوفایی میدانند (Nasr, 2001). این تأکید نه صرفاً از منظر احکام فردی بلکه برای حفظ نظم اجتماعی و جلوگیری از فروپاشی ساختار خانواده مطرح شده است.
از منظر فرهنگی، جوامع نیز بر اساس هنجارها و ارزشهای جمعی خود با این موضوع برخورد میکنند. در جوامع سنتی، روابط عاطفی با افراد متأهل غالباً تابو تلقی میشوند و ممکن است منجر به طرد اجتماعی، تخریب وجهه فرد و حتی مجازاتهای قانونی یا عرفی شوند (Markus & Kitayama, 2010). در جوامع مدرنتر، اگرچه گاه نگرشها فردگرایانهتر هستند، اما همچنان هنجار وفاداری زناشویی بهعنوان ستون اصلی اعتماد در روابط انسانی حفظ شده است. بنابراین، فردی که دچار چنین احساساتی میشود، در معرض تنش بین خواستههای درونی و فشارهای بیرونی قرار میگیرد و برای تصمیمگیری سالم، نیاز به درک این ابعاد چندگانه دارد.
فرقِ «احساس ناخواسته» با «رفتار و انتخاب آگاهانه»
یکی از مهمترین تمایزهایی که باید در این موقعیت درک شود، تفاوت میان احساسات ناخواسته و رفتارهای آگاهانه و انتخابشده است. احساس عاشقانه معمولاً بهطور خودکار و تحتتأثیر فرایندهای ناخودآگاه، نشانههای جذابیت، یا نیازهای برآوردهنشده شکل میگیرد (Hatfield & Rapson, 2009). از منظر علوم اعصاب نیز واکنشهای عاشقانه با ترشح دوپامین و اکسیتوسین در مراکز پاداش مغز مرتبط هستند، که میتوانند حتی بدون قصد قبلی فعال شوند (Fisher, 2006). این یعنی صرفِ بروز احساس، الزاماً انتخاب یا تصمیم آگاهانه محسوب نمیشود و از نظر اخلاقی نمیتوان مسئولیت کامل آن را بر عهده فرد گذاشت.
در مقابل، رفتارها و تصمیمها محصول اراده، نیت و خودتنظیمی هستند و همین عنصر آگاهی است که بار اخلاقی و دینی را ایجاد میکند. روانشناسی اخلاق نشان میدهد که توانایی مهار تکانهها و اولویت دادن به ارزشهای بلندمدت از نشانههای رشد خودکنترلی و وجدان اخلاقی است (Tangney et al., 2004). در چارچوب دینی نیز گناه معمولاً زمانی تعریف میشود که فرد با آگاهی و قصد قبلی، عملی را برخلاف دستورها یا هنجارهای شرعی انجام دهد. بنابراین، درک این تمایز به فرد کمک میکند احساسات را بدون خودسرزنشی بپذیرد، اما در عین حال برای رفتارهای خود مسئولیت بپذیرد و مسیرهای سالم را انتخاب کند.
آیا عاشق شدنِ ناخواسته، خودش گناه است؟
تمایز احساس برعکس عمل
احساس اغلب غیرارادی است؛ مسئولیت اصلی در نحوهٔ رفتار است.
از دیدگاه روانشناسی و الهیات، صرفِ تجربهٔ یک احساس بهتنهایی معمولاً معیار گناه یا تقصیر محسوب نمیشود؛ بلکه رفتار ناشی از آن احساس است که مورد قضاوت اخلاقی و دینی قرار میگیرد. پژوهشها نشان میدهند که احساسات عاشقانه میتوانند بدون تصمیم آگاهانه و بهطور خودکار شکل گیرند و حتی در تضاد با ارزشهای فرد باشند (Baumeister & Leary, 1995). در نظامهای دینی نیز، گناه زمانی محقق میشود که فرد با آگاهی و اختیار، عملی برخلاف دستورهای شرعی انجام دهد، نه صرفاً زمانی که دروناً دچار کشش یا تمایل میشود (Nasr, 2001). این تمایز به افراد کمک میکند احساسات خود را بدون شرمساری مفرط بپذیرند، اما مسئولیت رفتار و انتخابهای بیرونیشان را بر عهده بگیرند.
نیت، اختیار و تداوم
تکرار آگاهانهٔ صمیمیت و پیگیری رابطه، بارِ اخلاقی/دینی را افزایش میدهد.
بااینحال، زمانی که فرد آگاهانه به تداوم صمیمیت، خیالپردازی یا پیگیری رابطه با یک فرد متأهل میپردازد، جنبهٔ اخلاقی و دینی ماجرا تغییر میکند. نیت و استمرار رفتاری نقش تعیینکنندهای در ارزیابی اخلاقی دارند. نظریههای کنترل خود و مسئولیت اخلاقی بیان میکنند که انتخابهای مکرر برخلاف ارزشهای درونی، میتوانند احساس گناه، تعارض هیجانی و فرسایش عزتنفس ایجاد کنند (Tangney et al., 2007). از دیدگاه فقهی نیز، زمانی که تعامل با فرد متأهل از سطح معمول و عمومی عبور کرده و به صمیمیت پنهانی میرسد، بسیاری از مذاهب آن را نوعی نقض حرمت ازدواج و مقدمهٔ گناه میدانند. بنابراین، گرچه احساس اولیه ممکن است خارج از کنترل باشد، ادامه و پیگیری آن کاملاً انتخابی است و همینجاست که مسئولیت اخلاقی و دینی آغاز میشود.

نگاه شرعی/دینی و فرهنگی (خلاصه)
اصول مشترک
پاسداشت پیمان ازدواج، پرهیز از خلوت و صمیمیتِ نامتعارف.
اغلب نظامهای دینی و فرهنگی، چارچوبهای سختگیرانهای برای حفظ حرمت ازدواج و جلوگیری از ایجاد صمیمیت با افراد متأهل دارند. در ادیان ابراهیمی مانند اسلام، مسیحیت و یهودیت، ازدواج پیمانی مقدس و الزامآور تلقی میشود و هرگونه ارتباط عاطفی یا جنسی خارج از آن، بهویژه اگر یکی از طرفین متأهل باشد، نقض آشکار این پیمان محسوب میگردد (Nasr, 2001). آموزههای دینی معمولاً بر پرهیز از خلوت، صمیمیت شخصی و گفتوگوهای احساسی با افراد متأهل تأکید دارند، زیرا این موقعیتها را زمینهساز وسوسه، خیانت و فروپاشی خانواده میدانند. از منظر اخلاق اجتماعی نیز، این قواعد برای حفاظت از اعتماد، انسجام خانواده و ثبات روابط طراحی شدهاند (Fowers, 2000). به بیان دیگر، اصل مشترک در بیشتر فرهنگها و مذاهب، پاسداشت پیمان زناشویی و پرهیز از ایجاد صمیمیت نامتعارف با افراد متأهل است.
تفاوت دیدگاهها
احکام جزئی در مذاهب/فرهنگها متفاوت است؛ برای حکم اختصاصی، با مرجعِ معتبر مشورت شود.
بااینحال، جزئیات احکام و شدت برخوردها در مذاهب و فرهنگهای مختلف میتواند متفاوت باشد. برخی جوامع سنتی و مذهبی ممکن است حتی نشانههای خفیف صمیمیت با افراد متأهل (مانند مکاتبات خصوصی یا دیدارهای دونفره) را مصداق تخطی اخلاقی بدانند، در حالی که در جوامع سکولارتر یا فردگراتر، تأکید بر رضایت و شفافیت در روابط است و تا زمانی که رابطه به خیانت آشکار نینجامیده باشد، قضاوت سختگیرانهتری اعمال نمیشود (Markus & Kitayama, 2010). در نظامهای فقهی نیز، احکام ممکن است براساس مذهب، فتاوای علما یا قوانین مدنی کشورها تفاوت داشته باشند. ازاینرو، در موارد خاص و برای دریافت حکم دقیق شرعی، توصیه میشود افراد به مرجع معتبر و مورد اعتماد دینی خود مراجعه کنند تا تصمیم آنها مبتنی بر اصول دینی و حقوقی همان بافت فرهنگیشان باشد.

پیامدهای اخلاقی، خانوادگی و اجتماعی
فرسایش اعتماد و آسیب به خانوادهها
یکی از پیامدهای مستقیم عاشق شدن نسبت به فرد متأهل، تضعیف اعتماد در روابط خانوادگی است. روابط پنهانی یا صمیمیت نامتعارف میتواند حس خیانت و بیاعتمادی را در همسران ایجاد کند و منجر به تنش و اختلال در روابط زناشویی و خانوادگی شود (Fincham & May, 2017). اعتماد، پایه اصلی هر رابطه سالم است و هنگامی که این پایه به خطر میافتد، ممکن است روابط خانوادگی دچار فروپاشی، کاهش صمیمیت و سردی عاطفی گردد. حتی تصور یا افکار عاشقانه نسبت به فردی متأهل میتواند باعث احساس گناه و اضطراب در فرد شود، که خود فشار روانی مضاعفی بر زندگی خانوادگی ایجاد میکند.
فشار روانی، احساس گناه، دوگانگی هیجانی
احساس عاشقانه نسبت به فرد متأهل اغلب با دوگانگی هیجانی و تعارض درونی همراه است. فرد ممکن است همزمان لذت احساسی و اضطراب اخلاقی را تجربه کند (Baumeister et al., 1994). این تضاد میتواند منجر به افسردگی خفیف، اضطراب مزمن و کاهش رضایت از زندگی شود. فشار روانی ناشی از احساس گناه و ترس از افشای رابطه نیز میتواند در عملکرد اجتماعی و شغلی فرد اختلال ایجاد کند، زیرا انرژی روانی صرف کنترل هیجانات و مخفی نگهداشتن احساسات میشود.
ریسکهای شغلی/اجتماعی و گاهی حقوقی (بسته به کشور)
در برخی موارد، روابط عاطفی با فرد متأهل ممکن است پیامدهای اجتماعی و شغلی نیز به همراه داشته باشد. همکاران، دوستان یا اعضای خانواده ممکن است از این ارتباط مطلع شوند و اعتبار یا موقعیت اجتماعی فرد کاهش یابد (Markus & Kitayama, 2010). در برخی کشورها نیز، بسته به قوانین مدنی و شرعی، ممکن است تبعات حقوقی محدود یا گستردهای وجود داشته باشد؛ مانند مسئولیت اخلاقی یا قانونی در صورت آسیب رساندن به خانواده دیگر. این پیامدها نشان میدهند که حتی احساسات اولیه، اگر بدون مدیریت و مرزبندی باقی بمانند، میتوانند اثرات گسترده و پیچیدهای بر زندگی فرد و اطرافیانش داشته باشند.

راهکارهای عملی و ایمن برای مدیریت احساس
فاصلهگذاری محترمانه
قطع خلوت دونفره، حذف پیامهای خصوصی/شبانه، نه به هدیه و لطفهای شخصی.
قطع یا محدود کردن تعاملات شخصی با فرد متأهل، اولین گام عملی برای مدیریت احساس است. از جمله اقدامات مؤثر میتوان به جلوگیری از خلوتهای دو نفره، حذف پیامهای خصوصی یا شبانه و خودداری از ارائه هدیه یا لطفهای شخصی اشاره کرد. این اقدامات باعث کاهش وسوسه و جلوگیری از ایجاد وابستگی عاطفی بیشتر میشوند و به فرد امکان میدهند احساسات خود را بدون آسیب به دیگران کنترل کند (Tangney et al., 2007).
مرزبندی دیجیتال
محدودکردن چت به موضوعات کاری/جمعی، تنظیم حریم خصوصی.
در دنیای امروز، ارتباطات دیجیتال نقش مهمی در روابط دارند. محدود کردن چتها به موضوعات کاری یا جمعی، تنظیم حریم خصوصی شبکههای اجتماعی و پرهیز از مکاتبات احساسی خصوصی، از راهکارهای کلیدی پیشگیری از آسیب روانی و اجتماعی است. این اقدامات به ایجاد فاصله سالم کمک کرده و خطر افزایش صمیمیت نامتعارف را کاهش میدهند (Przybylski & Weinstein, 2012).
مراقبت از خود
گفتوگو با مشاور مورد اعتماد، تقویت شبکهٔ حمایتی، نوشتن محرکها و برنامهٔ پرهیز.
نگهداری سلامت روانی و عاطفی اهمیت ویژهای دارد. گفتگو با مشاور مورد اعتماد، ثبت محرکها و احساسات، و تقویت شبکه حمایتی دوستان و خانواده از جمله راهکارهای مؤثر برای کاهش فشار روانی و احساس گناه هستند. همچنین برنامهریزی فعالیتهای جایگزین و تمرکز بر اهداف شخصی میتواند انرژی ذهنی فرد را به سمت مسیرهای سالم هدایت کند (Neff, 2011).
اگر همکار/همکلاس است
تعامل صرفاً حرفهای، کتبی و قابلثبت؛ جلسات در فضای عمومی.
در محیط کاری یا تحصیلی، تعامل باید صرفاً حرفهای، کتبی و قابلثبت باشد. جلسات حضوری در فضای عمومی و در حضور دیگران برگزار شود تا از بروز هرگونه سوءتفاهم یا تحریک احساسات جلوگیری گردد. این اقدام به حفظ حرفهایگری و جلوگیری از آسیبهای اخلاقی و اجتماعی کمک میکند.
توبه/بازنگری اخلاقی
بازگشت به ارزشهای شخصی/دینی، جبرانپذیری و برنامهٔ پیشگیرانه برای آینده.
بازگشت به ارزشهای شخصی و دینی، جبرانپذیری و برنامهریزی برای جلوگیری از لغزشهای آینده، بخش مهمی از مدیریت احساسات است. افراد میتوانند با خودارزیابی و تعیین مرزهای روشن، مسیر اخلاقی و سالم را حفظ کنند و از فشار روانی و تعارضات درونی پیشگیری نمایند (Baumeister et al., 1994).

نشانههای هشدار و اقدام
دستکاری عاطفی، فشار برای پنهانکاری، کنترلگری یا تهدید → مستندسازی، فاصلهٔ فوری، کمک تخصصی/حقوقی در صورت نیاز.
شناخت نشانههای هشداردهنده در روابط با افراد متأهل، نقش مهمی در پیشگیری از پیامدهای اخلاقی و روانی دارد. برخی از این نشانهها عبارتاند از: دستکاری عاطفی، فشار برای پنهانکاری، کنترلگری یا تهدید به افشا شدن رابطه. مشاهده چنین رفتارهایی، هشداری است برای فاصلهگذاری فوری و بازنگری در تعاملات.
اقدامات پیشنهادی در مواجهه با این نشانهها شامل مستندسازی تعاملات، محدود کردن ارتباط و مشورت با متخصصان معتبر میشود. در صورت نیاز، کمک حقوقی یا روانشناختی نیز میتواند در کاهش آسیبها و حفظ سلامت روان مؤثر باشد (Fowers, 2000). هدف این اقدامات، جلوگیری از تعمیق صمیمیت نامتعارف و حفاظت از سلامت روانی، اخلاقی و اجتماعی فرد است.
همچنین آموزش فرد برای تشخیص محرکها، مدیریت احساسات و شفافسازی مرزهای شخصی، به پیشگیری از آسیبهای بلندمدت کمک میکند. در محیط کار یا تحصیل، ثبت رسمی مکاتبات و تعاملات، تعامل حرفهای و حضور دیگران در جلسات، از راهکارهای مؤثر برای کاهش ریسک هستند (Przybylski & Weinstein, 2012). به طور کلی، تشخیص سریع نشانههای هشدار و اقدام به موقع، کلید حفظ سلامت روان و جلوگیری از پیامدهای اجتماعی و اخلاقی است.
جمعبندی
احساسِ ناخواسته ≠ مجوزِ عمل. مسیر سالم: مرزبندی شفاف، قطع صمیمیت پنهانی و کمک حرفهای در صورت دشواری.
عاشق شدن نسبت به فرد متأهل، تجربهای پیچیده و چندبعدی است که تعارضهای اخلاقی، روانی، دینی و اجتماعی به همراه دارد. پژوهشها و دیدگاههای دینی نشان میدهند که احساسات ناخواسته بهتنهایی گناه محسوب نمیشوند؛ مسئولیت اصلی در رفتار، نیت و تداوم تعاملات است (Baumeister & Leary, 1995; Nasr, 2001). به عبارت دیگر، تفاوت میان احساس و عمل، کلید فهم پیامدهای اخلاقی و روانی این تجربه است.
از منظر اخلاقی و اجتماعی، ادامه روابط پنهانی یا صمیمیت نامتعارف میتواند به فرسایش اعتماد، فشار روانی و آسیب به خانوادهها و شبکه اجتماعی منجر شود (Fincham & May, 2017). بنابراین، مدیریت هوشمندانه احساسات، مرزبندی شفاف، فاصلهگذاری محترمانه، محدود کردن تعاملات دیجیتال و مراقبت از خود، راهکارهای عملی و ایمنی هستند که به حفظ سلامت روان و پایبندی به ارزشهای اخلاقی کمک میکنند (Tangney et al., 2007; Neff, 2011).
در نهایت، این مقاله نشان میدهد که پذیرش احساسات بدون سرزنش خود، همراه با انتخابهای آگاهانه و پایبندی به اصول اخلاقی و دینی، مسیر سالم و ایمن برای فرد فراهم میکند. همچنین، شناسایی نشانههای هشدار و اقدام به موقع در مواجهه با خطرات احتمالی، از آسیبهای بلندمدت جلوگیری میکند. این رویکرد علمی و عملی، به افراد کمک میکند تا در چارچوب ارزشهای شخصی و اجتماعی، تصمیمات مسئولانه و سازنده اتخاذ کنند.

سوالات متداول (FAQ)
۱) آیا صرفِ «احساس» گناه است؟
احساس ناخواسته معمولاً خارج از کنترل است؛ آنچه سنجیده میشود رفتار و پیگیری رابطه است.
احساس عاشقانه معمولاً خارج از کنترل فرد شکل میگیرد. آنچه از نظر اخلاقی و دینی اهمیت دارد، رفتار و پیگیری رابطه است، نه صرف بروز احساسات (Baumeister & Leary, 1995).
۲) اگر او قولِ جدایی بدهد چه؟
تا تغییر رسمیِ وضعیت و گذشت زمانِ روشن، وارد صمیمیت نشوید؛ مرزها را حفظ کنید.
تا زمانی که وضعیت ازدواج به طور رسمی تغییر نکرده و شفاف نباشد، وارد صمیمیت یا روابط نزدیک نشوید. مرزهای اخلاقی و ایمنی را حفظ کنید و عجولانه تصمیم نگیرید (Tangney et al., 2007).
۳) لازم است به همسرِ خود/او بگوییم؟
بسیار حساس است؛ ایمنی، پیامدها و مشورت حرفهای را در نظر بگیرید.
تصمیم به افشاگری بسیار حساس است. باید پیامدها، ایمنی و مشورت با متخصصان معتبر را در نظر گرفت. هر اقدام باید به کاهش آسیب و حفظ سلامت روان و خانواده کمک کند (Fowers, 2000).
۴) چطور از نظر دینی مطمئن شوم؟
به مرجع معتبر مذهبیِ مورد اعتماد خود رجوع کنید؛ فتاوا و رویهها متفاوتاند.
برای حکم دقیق شرعی، به مرجع معتبر و مورد اعتماد خود مراجعه کنید. فتاوا و رویکردها در مذاهب و فرهنگهای مختلف متفاوت است (Nasr, 2001).
۵) اگر قطع ارتباط برایم سخت است؟
قانون «عدم تماس» (۳۰–۶۰ روز)، حذف محرکها، پشتیبانی دوستان/مشاور و برنامهٔ روزانهٔ جایگزین کمککنندهاند.
قانون «عدم تماس» (۳۰–۶۰ روز)، حذف محرکها، پشتیبانی دوستان یا مشاور و برنامه روزانه جایگزین، کمک میکند وابستگی کاهش یابد و احساسات مدیریت شوند (Neff, 2011).
۶) آیا مشاورهٔ تخصصی لازم است؟
اگر احساس گناه/دوگانگی شدید دارید یا مرزها مدام شکسته میشود، مشاورهٔ فردی/زوجدرمانی توصیه میشود.
اگر احساس گناه شدید، دوگانگی هیجانی یا شکست مداوم در حفظ مرزها وجود دارد، مشاوره فردی یا زوجدرمانی توصیه میشود تا راهکارهای عملی و علمی برای مدیریت احساسات ارائه شود (Tangney et al., 2007).
سخن آخر
عشق به مرد متاهل مانند این است که شما در خانه ی فردی بروید و اموال او را سرقت کنید ، نمی خواهیم بگوییم که انسان ها اموال یکدیگر هستند اما وقتی زنی با مردی ازدواج می کند یعنی از نظر قانونی ، عرفی و شرعی این دو نفر متعلق به یکدیگر هستند و نفر اول برای قلب و روح و زندگی همدیگر می باشند و شما به عنوان نفر سوم هیچ جایگاهی بین این دونفر ندارید و نخواهید داشت .
البته وجه شیادی و اختلالی در مردانی که خودشان را مجرد معرفی می کنند و پنهان می کنند که همسر و فرزند دارند فعال است و ممکن است زنی که به سمت این مردها کشیده می شود اصلا نداند که او متاهل است ، اما بهتر آن است که بدون تحقیق و بی دقت ، ارتباط با یک مرد را آغاز نکنید ، حتی در مورد برقراری ارتباط با آقایان باید دقت نظر بیشتر و ریزبینی نیز داشته باشید تا به لایه های شخصیتی که آنها پنهان می کنند نیز دست یابید چون احساس ، آبرو ، وقت و جان و مال شما نباید بازیچه ی دست افراد شیاد قرار گیرد .
اما در نهایت دوستی و عشق با مرد متاهل بسیار زشت و کریه است و بدانید که اگر این اتفاق برای شما خوشایند و شادی آور باشد شما نیز درگیر اختلالات شخصیت و بیماری هستید چرا که این رفتار هرگز رفتار نرمالی نیست .
از سوی دیگر ارتباط با مرد متاهل همانند ارتباط با زن متاهل بسیار زشت و شنیع است و تبعات بسیار بدی دارد که از آن جمله تنهایی و بی کسی و بی آبرویی است .
مرد متاهلی که قدر همسر و فرزندان و آبروی خود را ندانسته و ارتباط جدیدی را با زنی دیگر آغاز می کند هرگز قدر و ارزش شما را نیز نمی داند .
فهرست منابع
Baumeister, R. F., & Leary, M. R. (1995). The need to belong: Desire for interpersonal attachments as a fundamental human motivation. Psychological Bulletin, 117(3), 497–529. https://doi.org/10.1037/0033-2909.117.3.497
Baumeister, R. F., Stillwell, A. M., & Heatherton, T. F. (1994). Guilt: An interpersonal approach. Psychological Bulletin, 115(2), 243–267. https://doi.org/10.1037/0033-2909.115.2.243
Fincham, F. D., & May, R. W. (2017). Infidelity in romantic relationships. Current Opinion in Psychology, 13, 70–74. https://doi.org/10.1016/j.copsyc.2016.03.001













