چرا مرد متاهل عاشق زن متاهل میشود | عوامل و پیشگیری

راهکار فوری برای همین موقعیت (توصیهٔ مشاور)

عشق کلمه ای بسیار مقدس است که نمی توان به این رفتارهای سخیف و ناپایدار نسبت داد ، مرد متاهلی که عاشق زن متاهل می شود فردی بسیار بی مسئولیت و بی احساس است که دیگران را نادیده می گیرد و به هیچیک از افرادی که تحت تاثیر این انتخاب غلط قرار میگیرند فکر نمی کند و صرفا به لذت های آنی و خودخواهی های خود می اندیشد . مطمئن باشید او فردی با اختلالات زیاد است که خود را محور عالم می داند و یقین داشته باشید او هرگز درک صحیحی از عشق و دوست داشتن ندارد و صرفا به دنبال لذت جویی های گذرا است .

به خاطر داشته باشید عفت و پاکدامنی از مبانی اصلی در زندگی زناشویی است ، در صورت عدم حضور شوهرتان امانت دار خوبی برای حیثیت و آبروی او و خود و فرزندانتان باشید .

البته در برخی موارد ممکن است به واسطه ی دلایل منطقی و درست برخی مردان به ازدواج مجدد فکر کنند اما این که یک مرد متاهل به یک زن متاهل علاقه مند شود اوج بی شرمی و هیجارشکنی و وقاحت است که تحلیلی جز اختلال روانی و یا اختلال شخصیت برای آن متصور نیست و عواقب قانونی و شرعی آن نیز بسیار خطرناک و آسیب زا است .

بنابراین اگر همی حالا درگیر چنین مشکلی شده اید که متاهل هستید و از یک مرد متاهل پیشنهادی برای رابطه و یا عشق و عاشقی دارید ، این رفتارها را عشق نپندارید و یقین داشته باشید که دروغ است و فریب و بشدت برخورد کنید و چهارچوب ها و موازین را طبق آنچه در این مطالعه آمده است رعایت فرمایید .

در همین راستا به راهکارهای فوری که در ذیل توصیه شده است در جهت پیشگیری از ایجاد تنش و آبروریزی و مشکلات دیگر بین شما و همسرتان و فرزندان و خانواده ها توجه کنید :

  • از مردانی که تا این حد حریم شکن هستند دوری کنید .
  • رفتارهای خود را به گونه ای مدیریت کنید که مردان به سمت شما متمایل و تحریک نشوند .
  • اگر چنین مردانی در محیط کار شما هستند ، مرز ها را بشدت رعایت کنید .
  • هرگز هدیه ای را تحت هر عنوانی از این مردان قبول نکنید که دامی بیش نیست .
  • در صورت بروز فشار و یا تهدید ، موضوع را با خانواده و همسرتان در میان بگذارید .
  • در صورت بروز مشکلات جدی تر ، مشکل را با مراجع قضایی مطرح کنید .
  • بهترین و عاقلانه ترین عکس العمل از سوی شما ترک آن مکان است .
  • اگر احساس تمایل به این رابطه داشتید ، شما هم درگیر اختلال شده اید و حتما به کمک روانشناس در جهت بررسی حرفه ای و تخصصی موقعیت خود هستید .
برای این موقعیت، یک مسیر درست انتخاب کنید
یک ربع مشاوره رایگان تلفنی برای مشخص شدن قدم بعدی

چکیده

روابط عاشقانه میان دو فرد متأهل، به‌ویژه زمانی که یک مرد متأهل به زن متأهل علاقه‌مند می‌شود، از پیچیده‌ترین و حساس‌ترین مسائل عاطفی و اخلاقی است. این پدیده معمولاً حاصل ترکیبی از عوامل روان‌شناختی (مانند خلأهای عاطفی، سبک‌های دلبستگی ناایمن، یا بحران میانسالی)، شرایط موقعیتی (نزدیکی شغلی، مرزهای مبهم در گفتگوها، یا صمیمیت دیجیتال)، و سوگیری‌های شناختی (مانند اشتباه گرفتن مهربانی با عشق یا مقایسه غیرمنصفانه همسر با فرد سوم) است. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که تجربه هیجان نو (novelty) و لایمرِنس (limerence) می‌تواند قضاوت منطقی را تضعیف و فرد را به ایده‌آل‌سازی رابطه جدید سوق دهد (Fisher et al., 2016). با این حال، چنین روابطی اغلب با پیامدهای سنگین همراه هستند؛ از جمله فرسایش اعتماد در خانواده‌ها، فشار روانی و تعارض ارزشی درونی، و آسیب به اعتبار اجتماعی و شغلی (Glass & Wright, 1992).
هدف این مقاله بررسی علمی دلایل بروز این نوع روابط، تحلیل خطاهای شناختی رایج در تفسیر علائم، مرور پیامدها و ریسک‌های آن، و ارائه راهکارهایی برای پیشگیری و مدیریت احساسات در موقعیت‌های پرریسک است. همچنین به نشانه‌های هشداردهنده (Red Flags) و زمان مناسب برای مداخله تخصصی اشاره خواهد شد. در نهایت، مقاله بر ضرورت مرزبندی شفاف، خودآگاهی عاطفی و بهره‌گیری از مشاوره حرفه‌ای برای حفظ سلامت رابطه زناشویی و جلوگیری از آسیب‌های بین‌فردی تأکید می‌کند.

مقدمه

رابطه عاطفی یا عاشقانه میان دو فرد متأهل، به‌ویژه زمانی که یک مرد متأهل به زن متأهل دیگر دل می‌بندد، از پیچیده‌ترین و درعین‌حال حساس‌ترین پدیده‌های روابط انسانی است. این موضوع تنها به یک «جذب ساده» محدود نمی‌شود، بلکه دربرگیرندهٔ لایه‌های متعددی از هیجان، نیازهای برآورده‌نشده، سوگیری‌های شناختی و شرایط اجتماعی است که می‌تواند به شکل‌گیری پیوندهای عاطفی ناخواسته منجر شود (Glass & Wright, 1992). چنین روابطی به دلیل درهم‌تنیدگی با تعهدات قانونی، اخلاقی و خانوادگی، بار سنگینی از احساس گناه، تعارض ارزشی و اضطراب را به همراه دارند و می‌توانند بنیان اعتماد و امنیت روانی خانواده‌ها را به خطر بیندازند (Mark et al., 2011).

در بسیاری از موارد، این نوع علاقه‌ها نه نشانهٔ ناسالم بودن کامل یک ازدواج، بلکه حاصل موقعیت‌های خاص (مانند نزدیکی شغلی یا تعامل مکرر) یا خلأهای عاطفی موقتی هستند که در بستر فشارهای زندگی روزمره شکل می‌گیرند. بااین‌حال، نادیده‌گرفتن این احساسات یا توجیه آن‌ها می‌تواند مسیر را به سمت درگیری عاطفی و نهایتاً خیانت باز کند. ازاین‌رو، درک علمی این پدیده و شناسایی عوامل مؤثر در بروز آن، برای پیشگیری و مداخله به‌موقع اهمیت حیاتی دارد (Fisher et al., 2016).

این مقاله با بررسی دلایل روان‌شناختی، عوامل موقعیتی و اجتماعی، خطاهای رایج در تفسیر علائم، پیامدها و ریسک‌ها، و راهبردهای پیشگیرانه، به خوانندگان کمک می‌کند تا ضمن ارتقای خودآگاهی عاطفی، مرزهای سالم را در روابط خود حفظ کرده و در صورت بروز چنین احساساتی، به‌طور مسئولانه و حرفه‌ای مدیریت کنند.

نکته مهم

در این مطالعه به بررسی این مسئله می پردازیم که چرا مرد متاهل عاشق زن متاهل می شود ،عوامل و راههای پیشگیری را نیز رصد می کنیم تا بدانیم علت چیست ، آیا رفتارهایی که از اینگونه مردان رخ می دهد واقعی است یا نه ، آیا زنان باید نگاه های عاشقانه و هدیه ها و دعوت های این مردان را بپذیرند یا نه ، در ادامه به مطالب جالبی خواهیم رسید .

حساسیت اخلاقی/خانوادگی موضوع

روابط عاطفی میان افراد متأهل به‌ویژه وقتی هر دو طرف در یک رابطه زناشویی رسمی قرار دارند، با حساسیت‌های اخلاقی و خانوادگی بسیار بالایی همراه است. این نوع روابط به دلیل نقض ضمنی یا آشکار تعهدات زناشویی، می‌تواند اعتماد میان همسران را به‌شدت تضعیف کند و بنیان خانواده را در معرض فروپاشی قرار دهد (Glass & Wright, 1992). ازدواج نه‌تنها یک قرارداد اجتماعی و قانونی، بلکه پیمانی عاطفی و اخلاقی است که بر پایه وفاداری، حمایت و صداقت شکل گرفته است؛ نقض این پیمان، فارغ از شدت یا مدت رابطه، اغلب از سوی همسران، خانواده‌ها و جامعه به عنوان خیانت تلقی می‌شود (Mark et al., 2011).

از منظر خانوادگی، درگیر شدن یک مرد متأهل با زن متأهل می‌تواند باعث بروز تنش‌های شدید، بی‌ثباتی هیجانی در فرزندان، و شکاف عمیق در روابط خویشاوندی گسترده شود. احساس خیانت و تحقیر، معمولاً واکنش غالب همسران است و این احساسات می‌تواند چرخه‌ای از بی‌اعتمادی و تعارض مزمن را ایجاد کند که حتی در صورت ادامه رابطه زناشویی، بر کیفیت و رضایت زناشویی اثر منفی می‌گذارد (Gordon et al., 2004).

از منظر اخلاقی نیز چنین روابطی با ارزش‌های بنیادین همبستگی، وفاداری و احترام به مرزهای دیگران در تعارض قرار می‌گیرد. جامعه غالباً برای حفظ ثبات خانواده و حمایت از کودکان، معیارهای سختگیرانه‌ای برای وفاداری قائل است و نقض آن، پیامدهای اجتماعی و گاهی حقوقی به دنبال دارد. به همین دلیل، پرداختن به این موضوع نیازمند حساسیت ویژه، درک چندبعدی و نگاه غیرقضاوت‌گرانه اما مسئولانه است.

تفاوت «کشش لحظه‌ای» با «عشق/سازگاری پایدار»

یکی از خطاهای رایج در روابط میان افراد متأهل، اشتباه گرفتن «کشش لحظه‌ای» (instant attraction) با «عشق یا سازگاری پایدار» (lasting love/compatibility) است. کشش لحظه‌ای معمولاً بر پایه واکنش‌های شیمیایی و هیجانی سریع در مغز شکل می‌گیرد؛ به‌ویژه افزایش دوپامین و نوراپی‌نفرین که حس هیجان، تمرکز شدید بر فرد مقابل و انگیختگی فیزیولوژیک را تقویت می‌کند (Fisher et al., 2016). این نوع جذابیت اغلب کوتاه‌مدت، شدید و غیرمنطقی است و می‌تواند باعث نادیده گرفتن واقعیت‌های زندگی روزمره و تعهدات فعلی شود.

در مقابل، عشق پایدار و سازگاری بلندمدت بر پایه عوامل عمیق‌تری مانند تعهد، مسئولیت‌پذیری، سازگاری ارزشی، حمایت متقابل و توانایی حل تعارض شکل می‌گیرد (Hazan & Shaver, 1987). این نوع عشق به‌تدریج و در بستر زمان رشد می‌کند و برخلاف کشش لحظه‌ای، نوسانات هیجانی شدید ندارد. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که روابط پایدار معمولاً با فعالیت بیشتر در سامانه اکسی‌توسین و وازوپرسین در مغز همراه هستند که احساس پیوند، امنیت و صمیمیت آرام را تقویت می‌کنند (Acevedo et al., 2012).

اشتباه گرفتن کشش لحظه‌ای با عشق واقعی می‌تواند افراد را به تصمیم‌های شتاب‌زده و پرریسک سوق دهد، به‌ویژه زمانی که درگیر مسئولیت‌های خانوادگی و ازدواج هستند. درک تفاوت این دو پدیده، برای جلوگیری از تضعیف رابطه زناشویی و حفظ مرزهای اخلاقی ضروری است. آگاهی از این تفاوت به افراد کمک می‌کند احساسات خود را با نگاه انتقادی‌تری بررسی کنند و به‌جای واکنش هیجانی، تصمیم‌های مبتنی بر ارزش‌ها و تعهدات بگیرند.

چرا این اتفاق می‌افتد؟ (دلایل روان‌شناختی)

خلأهای عاطفی و نیاز به دیده‌شدن

یکی از مهم‌ترین دلایل شکل‌گیری علاقه میان مردان متأهل و زنان متأهل، وجود خلأهای عاطفی در رابطه زناشویی فعلی است. وقتی فرد احساس می‌کند که در رابطه فعلی نادیده گرفته می‌شود یا نیازهای هیجانی‌اش پاسخ داده نمی‌شوند، به‌دنبال جبران این کمبود در تعامل با دیگران می‌گردد (Johnson & Greenman, 2013). توجه، تحسین یا همدلی از سوی فردی جدید می‌تواند به‌شدت تقویت‌کننده باشد و باعث ایجاد پیوند عاطفی ناخواسته شود. در این حالت، عشق جدید اغلب بیشتر بازتاب یک نیاز برآورده‌نشده است تا نشانهٔ واقعی از سازگاری عمیق. این میل به «دیده‌شدن» در بسیاری از روابط فرازناشویی گزارش شده است و می‌تواند در ابتدا به‌صورت تعامل‌های ساده و بی‌خطر ظاهر شود، اما به‌تدریج ماهیت عاطفی پیدا کند (Glass & Wright, 1992).

سبک‌های دلبستگی ناایمن (اضطرابی/اجتنابی)

سبک دلبستگی فرد تأثیر عمیقی بر نحوه شکل‌گیری روابط او دارد. افرادی با سبک دلبستگی اضطرابی معمولاً نیاز شدیدی به تأیید، صمیمیت و اطمینان دارند و ممکن است در صورت احساس طرد یا فاصله در رابطه فعلی، به‌سرعت جذب رابطه‌ای جدید شوند (Mikulincer & Shaver, 2016). در مقابل، افراد با سبک دلبستگی اجتنابی ممکن است از صمیمیت عمیق می‌ترسند و به‌دنبال روابط هیجانی موقتی باشند که کنترل بیشتری بر آن دارند. این سبک‌های ناایمن می‌توانند احتمال گرایش به روابط فرازناشویی را افزایش دهند، زیرا فرد یا برای جبران احساس طرد و اضطراب یا برای اجتناب از صمیمیت واقعی، به روابط جایگزین روی می‌آورد.

بحران میانسالی، افت هویت یا عزت‌نفس

بحران میانسالی (midlife crisis) دوره‌ای است که در آن بسیاری از افراد به ارزیابی مجدد زندگی، اهداف و دستاوردهایشان می‌پردازند و ممکن است احساس فرسودگی، رکود یا از دست رفتن جذابیت کنند (Lachman, 2004). این حالت می‌تواند با کاهش عزت‌نفس، نیاز به تأیید بیرونی و تمایل به تجربه هیجان‌های جدید همراه باشد. در چنین شرایطی، توجه از سوی فردی دیگر به‌ویژه اگر او نیز متأهل باشد، می‌تواند نوعی اعتبار هیجانی فوری ایجاد کند و حس جوانی و زنده‌بودن را بازآفرینی کند. این انگیزه‌ها اغلب ریشه در بحران هویت دارند و نه در عشق واقعی یا سازگاری پایدار.

لایمرِنس/هیجان نو (Novelty) و خیال‌پردازی

پدیده «لایمرِنس» (limerence) به حالت شیفتگی شدید، وسواس فکری و ایده‌آل‌سازی افراطی فرد مقابل اشاره دارد که معمولاً در مراحل ابتدایی دلبستگی رخ می‌دهد (Tennov, 1999). این حالت می‌تواند قضاوت منطقی را تضعیف و فرد را به نادیده گرفتن کاستی‌ها یا تعهدات فعلی سوق دهد. همچنین، تجربه «هیجان نو» (novelty) باعث فعال شدن مدار پاداش در مغز می‌شود و نوعی دوپامین‌محوری موقت ایجاد می‌کند که احساس سرخوشی می‌دهد (Fisher et al., 2016). درگیر شدن در خیال‌پردازی‌های عاشقانه درباره یک فرد جدید، می‌تواند برای فردی که از یکنواختی زندگی زناشویی خسته شده، بسیار جذاب باشد—even اگر این احساسات پایه واقعی و پایدار نداشته باشند.

عوامل موقعیتی و اجتماعی

نزدیکی و هم‌نشینی شغلی (Proximity Effect)

یکی از قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده‌های شکل‌گیری علاقه، اثر مجاورت یا نزدیکی (proximity effect) است. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که تکرار مواجهه با یک فرد در محیط‌های مشترک (مانند محل کار یا پروژه‌های گروهی) می‌تواند احتمال ایجاد صمیمیت و جذابیت را افزایش دهد (Festinger et al., 1950). وقتی دو فرد متأهل زمان زیادی را در کنار هم می‌گذرانند، نه‌تنها فرصت‌های بیشتری برای گفت‌وگو و شناخت پیدا می‌کنند، بلکه حضور مکرر باعث نوعی «آشنایی هیجانی» و کاهش بازداری اولیه می‌شود. این هم‌نشینی می‌تواند در شرایطی که در رابطه زناشویی فعلی احساس فاصله یا بی‌توجهی وجود دارد، بستر مناسبی برای رشد احساسات جدید ایجاد کند. بنابراین، نزدیکی شغلی یکی از مهم‌ترین عوامل موقعیتی است که احتمال شکل‌گیری پیوندهای عاطفی ناخواسته را بالا می‌برد.

گفتگوهای محرمانه و مرزهای مبهم

وقتی دو همکار یا دوستان متأهل شروع به گفت‌وگوهای شخصی و محرمانه می‌کنند، مرز میان «ارتباط حرفه‌ای» و «صمیمیت عاطفی» به‌تدریج مبهم می‌شود. به اشتراک گذاشتن جزئیات خصوصی زندگی، مشکلات زناشویی یا احساسات درونی می‌تواند نوعی پیوند هیجانی ایجاد کند که به مرور به دلبستگی عاطفی تبدیل می‌شود (Pierce et al., 1996). در بسیاری از موارد، این فرایند بدون قصد قبلی و به شکل تدریجی رخ می‌دهد؛ اما به‌محض اینکه رازها یا احساسات شخصی مطرح شوند، ارتباط به سطحی می‌رود که دیگر به‌راحتی قابل بازگشت نیست. این «صمیمیت پنهان» می‌تواند پایه شکل‌گیری علاقه عمیق و در نهایت نقض مرزهای زناشویی باشد.

الکل/استرس/سفرهای کاری و کاهش بازداری

عوامل محیطی مانند مصرف الکل، فشارهای روانی شدید یا سفرهای کاری طولانی می‌توانند بازداری شناختی (inhibitory control) را کاهش دهند و احتمال تصمیم‌های ناگهانی و پرخطر را افزایش دهند (Cooper, 2002). در این شرایط، فرد ممکن است موقتاً تعهدات زناشویی و پیامدهای احتمالی رفتار خود را نادیده بگیرد. سفرهای کاری نیز با دور کردن افراد از نظارت اجتماعی و همسر، احساس «آزادی موقت» ایجاد می‌کنند که می‌تواند تعامل‌های صمیمی را تسهیل کند. ترکیب استرس، خستگی، تنهایی و دسترسی آسان به فردی که در دسترس و همدل به نظر می‌رسد، محیطی مستعد برای شکل‌گیری پیوندهای عاطفی ناخواسته فراهم می‌کند.

شبکه‌های اجتماعی و صمیمیت دیجیتال

رسانه‌های اجتماعی و ابزارهای پیام‌رسان فرصت بی‌سابقه‌ای برای تعامل مداوم و خصوصی فراهم کرده‌اند. این فضاها به دلیل نبود نشانه‌های اجتماعی مستقیم (مانند زبان بدن یا حضور همسران) می‌توانند حس امنیت کاذب ایجاد کنند و مرزهای رابطه را تضعیف کنند (Hertlein & Ancheta, 2014). شروع ارتباط معمولاً با پیام‌های بی‌ضرر آغاز می‌شود، اما تداوم و عمق گرفتن این گفت‌وگوها می‌تواند به صمیمیت عاطفی و حتی وابستگی هیجانی منجر شود. همچنین قابلیت «حذف پیام» یا «چت مخفی» حس پنهان‌کاری را تسهیل کرده و خطر نقض مرزهای زناشویی را بالا می‌برد. این صمیمیت دیجیتال یکی از شایع‌ترین بسترهای آغاز رابطه‌های فرازناشویی مدرن شناخته شده است.

خطاهای رایج در تفسیر علائم

اشتباه گرفتن مهربانی/رفاقت با عشق

یکی از رایج‌ترین خطاهای شناختی، تعبیر کردن مهربانی یا رفتار دوستانه به‌عنوان علاقه عاشقانه است. در محیط‌های کاری یا اجتماعی، رفتار مؤدبانه، حمایت‌گر یا همدلانه اغلب بخشی از تعامل عادی است؛ اما افرادی که در رابطه فعلی احساس کمبود توجه دارند، ممکن است این نشانه‌ها را به‌صورت «علاقه شخصی» تعبیر کنند (Baumeister & Bratslavsky, 1999). این پدیده نوعی سوگیری ادراکی است که ناشی از نیازهای برآورده‌نشده یا انتظار ذهنی فرد است. در چنین شرایطی، فرد بدون دریافت شواهد قطعی، به احساسات خود اعتبار می‌بخشد و در نتیجه پیوند عاطفی خیالی شکل می‌گیرد. تشخیص مرز بین صمیمیت انسانی و علاقه عاشقانه برای جلوگیری از سوءبرداشت ضروری است.

مقایسهٔ همسر با فرد سوم و بزرگ‌نمایی تفاوت‌ها

زمانی که فردی دچار نارضایتی از جنبه‌هایی از رابطه زناشویی است، ممکن است به‌طور انتخابی ویژگی‌های مثبت فرد سوم را برجسته و ویژگی‌های منفی همسر را پررنگ‌تر درک کند (Glass & Wright, 1992). این فرآیند به‌نام سوگیری مقایسه‌ای (comparison bias) شناخته می‌شود. از آن‌جا که تعامل با فرد سوم معمولاً در شرایط ایده‌آل و بدون فشارهای روزمره رخ می‌دهد، تصویر او اغلب غیرواقعی و آرمانی می‌شود. این مقایسه ناعادلانه می‌تواند باعث تقویت احساس نارضایتی از رابطه فعلی و در نتیجه افزایش احتمال دلبستگی به فرد جدید شود. درک این سوگیری به افراد کمک می‌کند تا تصویر واقع‌بینانه‌تری از هر دو طرف داشته باشند.

سوگیری تأییدی و داستان‌سازی ذهنی

سوگیری تأییدی (confirmation bias) یعنی تمایل ذهن به جست‌وجو، تفسیر و یادآوری اطلاعاتی که باور فعلی را تأیید می‌کنند. وقتی فرد به کسی علاقه‌مند می‌شود، ممکن است رفتارهای عادی او را نشانه علاقه پنهان تعبیر کند؛ مثلاً لبخند، تماس چشمی یا احوالپرسی ساده را به نشانه عشق تعبیر کند (Nickerson, 1998). این فرایند اغلب با داستان‌سازی ذهنی همراه است؛ یعنی فرد روایتی خیالی می‌سازد که هر رفتار کوچک را در آن می‌گنجاند تا علاقه متقابل را اثبات کند. این خطاها باعث می‌شوند فرد از واقعیت فاصله بگیرد و نشانه‌ها را بیش از حد رمانتیک تعبیر کند، در حالی که ممکن است هیچ علاقه‌ای از سوی طرف مقابل وجود نداشته باشد.

پیامدها و ریسک‌ها

آسیب به دو خانواده و فرسایش اعتماد

علاقه عاطفی میان مرد و زن متأهل معمولاً به فرسایش اعتماد در هر دو خانواده منجر می‌شود. همسران در چنین شرایطی احساس خیانت، تحقیر و ناامنی می‌کنند که می‌تواند بر تعامل با شریک زندگی و فرزندان اثر منفی بگذارد (Glass & Wright, 1992). حتی اگر رابطه عاطفی علنی نشود، افشای کوچک‌ترین نشانه‌ها یا شایعات ممکن است تنش و بی‌اعتمادی ایجاد کند. پیامد مستقیم این آسیب، کاهش رضایت زناشویی، فاصله‌گیری هیجانی و گاهی جدایی است. همچنین فرزندان ممکن است دچار سردرگمی، اضطراب و احساس فقدان امنیت روانی شوند که اثرات بلندمدت بر روابط عاطفی آینده‌شان خواهد داشت.

فشار روانی، احساس گناه و تعارض ارزشی

افراد درگیر چنین روابطی اغلب فشار روانی و تعارض درونی شدید را تجربه می‌کنند. احساس گناه، اضطراب و شرمساری می‌تواند باعث کاهش کیفیت خواب، تمرکز و سلامت روان شود (Mark et al., 2011). همزمان، تعارض ارزشی بین تعهدات زناشویی و میل به رابطه جدید، موجب استرس مزمن و کاهش کارایی فرد در محیط کار و زندگی شخصی می‌گردد. این فشار روانی گاهی به شکل افسردگی خفیف، اضطراب شدید یا واکنش‌های هیجانی ناگهانی بروز می‌کند، و اگر مدیریت نشود، سلامت جسم و روان فرد و خانواده را به خطر می‌اندازد.

پیامدهای اجتماعی/حرفه‌ای و گاهی حقوقی (بسته به کشور)

پیامدهای اجتماعی و حرفه‌ای نیز قابل توجه‌اند. آشکار شدن علاقه به فرد متأهل دیگر می‌تواند باعث خسارت به اعتبار اجتماعی، آسیب به شبکه دوستان و همکاران، و حتی پیامدهای قانونی شود (Glass & Wright, 1992). در برخی کشورها، روابط فرازناشویی ممکن است پیامدهای حقوقی مانند دعاوی طلاق یا کاهش حقوق مالی را به همراه داشته باشد. همچنین، شایعات و برداشت‌های نادرست در محیط کار می‌تواند روابط حرفه‌ای را تضعیف کرده و فرصت‌های شغلی را محدود کند. بنابراین، این روابط نه تنها پیامدهای عاطفی، بلکه ریسک‌های اجتماعی و قانونی قابل توجهی دارند.

مرزبندی سالم و پیشگیری

قواعد روشن: عدم خلوت دونفره، ارتباط شفاف و جمعی

یکی از مهم‌ترین اصول پیشگیری، ایجاد مرزهای روشن در تعامل با افراد متأهل دیگر است. اجتناب از خلوت دونفره، تمرکز بر تعامل جمعی و شفاف در محیط‌های کاری یا اجتماعی، از جمله اقدامات مؤثر است (Finkel et al., 2012). حضور دیگران در تعاملات، نه تنها امکان سوءبرداشت را کاهش می‌دهد، بلکه باعث حفظ فاصله هیجانی می‌شود. ایجاد توافق در ذهن خود درباره حد و مرزهای مجاز نیز کمک می‌کند تا تصمیم‌گیری‌های عاطفی غیرمنطقی محدود شوند و احتمال شکل‌گیری پیوند ناخواسته کاهش یابد.

محدودکردن چت خصوصی/شبانه و نپذیرفتن هدیهٔ شخصی

ارتباط دیجیتال می‌تواند به سرعت مرزها را تضعیف کند. پیام‌های خصوصی، گفت‌وگوهای شبانه یا تبادل هدیه‌های شخصی، به‌ویژه وقتی تکرار شوند، حس صمیمیت و دلبستگی را افزایش می‌دهند (Hertlein & Ancheta, 2014). محدود کردن چت‌های غیرضروری، ثبت تعاملات کاری در فضای رسمی و خودداری از پذیرش هدایا، ابزارهای مؤثری برای پیشگیری هستند. این اقدامات کمک می‌کنند تا صمیمیت به حدی نرسد که فرد تصمیمات هیجانی یا غیرمنطقی بگیرد و مرزهای اخلاقی نقض شوند.

شفاف‌سازی در محیط کار (تعامل کتبی/قابل‌ردیابی)

شفاف‌سازی تعاملات در محیط کار یا موقعیت‌های اجتماعی نیز اهمیت بالایی دارد. استفاده از ارتباط کتبی، قابل ردیابی و قابل مشاهده توسط دیگران می‌تواند از ایجاد سوءتفاهم جلوگیری کند (Pierce et al., 1996). ثبت مکاتبات و تأکید بر اهداف کاری یا جمعی، به کاهش فرصت‌های تعامل خصوصی و خطرناک کمک می‌کند. این شفاف‌سازی نه تنها برای پیشگیری از آسیب‌های عاطفی، بلکه برای حفاظت از اعتبار حرفه‌ای نیز ضروری است.

تقویت رابطهٔ زناشویی: گفت‌وگو، نیازسنجی، زمان باکیفیت

حفظ و تقویت رابطه زناشویی، بهترین ابزار پیشگیری است. گفت‌وگوی باز، نیازسنجی منظم و اختصاص زمان باکیفیت به همسر، خلأهای عاطفی را کاهش می‌دهد و باعث تقویت اعتماد و صمیمیت می‌شود (Johnson & Greenman, 2013). توجه به نیازهای عاطفی، حمایت و تحسین متقابل، و تقسیم مسئولیت‌های زندگی مشترک، زمینه‌ای ایجاد می‌کند که فرد کمتر به دنبال توجه یا هیجان در خارج از رابطه زناشویی باشد. تقویت رابطه اصلی، به نوعی سپر طبیعی در برابر گرایش به روابط فرازناشویی است.

اگر احساس شکل گرفت، چه کنیم؟

پذیرشِ احساس بدون عمل‌کردن به آن

اولین گام، شناخت و پذیرش احساسات بدون اقدام عملی است. تجربه علاقه به فردی غیرهمسر، واکنشی طبیعی به نیازهای عاطفی یا شرایط موقعیتی است و نه لزوماً نشانه ضعف اخلاقی (Fisher et al., 2016). پذیرش این احساسات به جای انکار یا سرکوب، به فرد امکان می‌دهد احساسات خود را تحلیل کند و از تصمیمات هیجانی جلوگیری نماید. تمرین خودآگاهی و ثبت افکار روزانه می‌تواند کمک کند تا فرد بین هیجان موقت و علاقه پایدار تمایز قائل شود.

فاصله‌گذاری محترمانه و تدریجی

گام بعدی، ایجاد فاصله‌گذاری محترمانه است. کاهش تعاملات غیرضروری، اجتناب از پیام‌های شبانه یا ملاقات‌های خصوصی و تمرکز بر محیط‌های جمعی، به آرامی پیوند هیجانی را کاهش می‌دهد (Finkel et al., 2012). فاصله‌گذاری تدریجی، بدون ایجاد تنش یا رفتار خصمانه، بهترین روش برای حفظ احترام و پیشگیری از آسیب به هر دو خانواده است.

بازنگری ارزش‌ها/تعهدات و مراجعهٔ حرفه‌ای (مشاوره فردی/زوجی)

بازنگری در ارزش‌ها، اهداف زندگی و تعهدات زناشویی به فرد کمک می‌کند تا تصمیمات مسئولانه بگیرد. مشاوره فردی یا زوجی می‌تواند راهنمایی علمی برای مدیریت هیجانات و تنظیم مرزها ارائه کند (Johnson & Greenman, 2013). حرفه‌ای‌ها ابزارهایی برای تقویت خودکنترلی، افزایش درک هیجانی و راهکارهای پیشگیری از تصمیمات پرخطر در اختیار فرد می‌گذارند.

طرح ایمنی در موقعیت‌های پرریسک (همکار/دوست قدیمی)

در موقعیت‌های پرریسک مانند تعامل با همکار یا دوست قدیمی، طرح ایمنی شامل شفاف‌سازی مرزها، حضور شخص ثالث، ثبت مکاتبات و محدود کردن تعاملات خصوصی است (Pierce et al., 1996). این اقدامات، خطر شکل‌گیری پیوند عاطفی و پیامدهای منفی آن را کاهش می‌دهند و فرد را قادر می‌سازند بدون ایجاد تنش، احساسات خود را مدیریت کند.

نشانه‌های هشدار (Red Flags)

شناخت علائم هشداردهنده در روابط با افراد متأهل، به پیشگیری از آسیب‌های عاطفی و خانوادگی کمک می‌کند. این نشانه‌ها معمولاً رفتارهای زیر را شامل می‌شوند:

پنهان‌کاری عمدی، کنترل‌گری، هدیه‌های تکراری، پیام‌های شبانه

پنهان‌کاری مداوم درباره ارتباطات، پیام‌ها یا ملاقات‌ها، و تلاش برای کنترل زمان و تعاملات طرف مقابل، نشانه تلاش برای ایجاد رابطه مخفی و فراتر رفتن از مرزهای اخلاقی است (Glass & Wright, 1992). این رفتارها اغلب با درخواست محدود کردن تعامل با دیگران یا احساسات همسر همراه است و می‌تواند زمینه‌ساز آسیب جدی به اعتماد و رابطه زناشویی شود.

تبادل هدیه‌های شخصی یا پیام‌های خصوصی و شبانه، به‌ویژه وقتی تکرار شود، نشانه‌ای از ایجاد صمیمیت غیرضروری و وابستگی هیجانی است (Hertlein & Ancheta, 2014). این رفتارها ممکن است فرد را وارد چرخه‌ای از وابستگی هیجانی کنند که کنترل آن دشوار است و مرزهای اخلاقی و خانوادگی را به مرور نقض می‌کند.

قربانی‌نمایی («فقط تو من را می‌فهمی») و فشار برای رابطهٔ مخفی

تبادل هدیه‌های شخصی یا پیام‌های خصوصی و شبانه، به‌ویژه وقتی تکرار شود، نشانه‌ای از ایجاد صمیمیت غیرضروری و وابستگی هیجانی است (Hertlein & Ancheta, 2014). این رفتارها ممکن است فرد را وارد چرخه‌ای از وابستگی هیجانی کنند که کنترل آن دشوار است و مرزهای اخلاقی و خانوادگی را به مرور نقض می‌کند.

شناسایی این Red Flags به فرد کمک می‌کند تا پیش از ورود به مرحله دلبستگی عاطفی شدید، اقدامات پیشگیرانه مانند فاصله‌گذاری و مشاوره تخصصی را انجام دهد. آگاهی از این علائم، بخش مهمی از مدیریت هوشمندانه و مسئولانه روابط انسانی است.

جمع‌بندی

ریشه‌ها اغلب ترکیبی از نیازهای برآورده‌نشده + موقعیت‌های پرریسک‌اند؛ راه سالم: مرزبندی شفاف، صداقت با خود و طلب کمک حرفه‌ای.

روابط میان افراد متأهل، به‌ویژه وقتی مردی متأهل به زن متأهل علاقه‌مند می‌شود، پدیده‌ای پیچیده و چندبعدی است که ریشه در ترکیبی از نیازهای عاطفی برآورده‌نشده، سبک‌های دلبستگی ناایمن، بحران‌های شخصی و موقعیت‌های پرریسک اجتماعی دارد (Fisher et al., 2016; Glass & Wright, 1992). این نوع علاقه‌ها، اگر بدون آگاهی و مدیریت پیش روند، پیامدهای گسترده‌ای دارند: از فرسایش اعتماد و آسیب به خانواده‌ها گرفته تا فشار روانی، احساس گناه، اختلال در روابط اجتماعی و گاهی پیامدهای حقوقی.

پیشگیری و مدیریت این پدیده نیازمند مرزبندی شفاف، تعامل محترمانه، محدود کردن صمیمیت دیجیتال و حضوری، و تقویت رابطه زناشویی است. همچنین، در صورت شکل‌گیری احساسات، پذیرش آن‌ها بدون اقدام عملی، فاصله‌گذاری تدریجی و بهره‌گیری از مشاوره حرفه‌ای، راهکارهای مؤثری برای کاهش آسیب و حفظ سلامت روانی و اخلاقی هستند (Johnson & Greenman, 2013; Hertlein & Ancheta, 2014).

به‌طور خلاصه، موفقیت در مدیریت چنین شرایطی مستلزم خودآگاهی، صداقت با خود، رعایت اصول اخلاقی و پیش‌بینی موقعیت‌های پرریسک است. شناخت نشانه‌های هشدار و رفتارهای مخرب، ابزار قدرتمندی برای جلوگیری از بروز بحران‌های عاطفی و اجتماعی فراهم می‌کند. این مقاله نشان می‌دهد که با درک علمی و اجرای راهبردهای عملی، افراد می‌توانند هم سلامت روابط زناشویی خود و هم سلامت روانی خانواده‌ها را حفظ کنند.

سوالات متداول (FAQ)

۱) آیا «چرا مرد متاهل عاشق زن متاهل می‌شود» همیشه به مشکلات زناشویی برمی‌گردد؟
نه همیشه؛ اما خلأهای عاطفی، نارضایتی از رابطه و مرزهای مبهم می‌توانند احتمال شکل‌گیری چنین علاقه‌ای را افزایش دهند (Glass & Wright, 1992). عوامل موقعیتی و اجتماعی نیز نقش مهمی دارند و صرفاً به مشکلات زناشویی محدود نمی‌شوند.

۲) تفاوت کشش با عشق پایدار چیست؟
کشش سریع و هیجانی معمولاً کوتاه‌مدت و مبتنی بر واکنش‌های فیزیولوژیک است (Fisher et al., 2016)، در حالی که عشق پایدار با ثبات، مسئولیت‌پذیری، سازگاری ارزشی و حمایت متقابل همراه است و در طول زمان شکل می‌گیرد.

۳) اگر هر دو طرف متأهل هستند، آیا حفظ «دوستی عادی» ممکن است؟
بله، اما تنها در صورت مرزبندی روشن: تعامل جمعی/کاری، شفاف و قابل توضیح برای همسران. هرگونه خلوت یا صمیمیت خصوصی می‌تواند خطرناک باشد و زمینه ایجاد علاقه عاطفی را فراهم کند (Finkel et al., 2012).

۴) آیا قطع کامل ارتباط لازم است؟
در بسیاری از موارد، به‌ویژه وقتی مرزها نقض شده یا فشار احساسی و مخفی‌کاری وجود دارد، قطع ارتباط ضروری است. این کار مانع گسترش علاقه و کاهش ریسک پیامدهای عاطفی و خانوادگی می‌شود.

۵) اگر فرد قول جدایی بدهد چه باید کرد؟
تا زمان تغییر رسمی وضعیت و گذشت زمان کافی، وارد صمیمیت نشوید. حفظ مرزها و خودکنترلی ضروری است و اعتماد به وعده‌های غیرعملی می‌تواند باعث آسیب شود.

۶) چه زمانی کمک تخصصی لازم است؟
زمانی که مدیریت احساس دشوار می‌شود، مرزها شکسته شده یا فشار و تهدید روانی وجود دارد، مشاوره فردی یا زوجی ابزار مؤثری برای تحلیل احساسات، مدیریت هیجانات و پیشگیری از تصمیمات پرخطر است (Johnson & Greenman, 2013).

سخن آخر

یادمان باشد مردی که متاهل است و در زمان ازدواج خود زنی را برگزیده است و حالا فرزندانی دارد و یا ندارد و در حال زندگی با همسر خودش است و پیمان همسری و عشق و وفا با او بسته است ، وقتی به سمت و سوی زنان متاهل دیگر گرایش پیدا می کند بیماری بیش نیست و بدانید و آگاه باشید وقتی با او پیمان می شکند ، با شما نیز نمی ماند و شما بازیچه ی هوس های او و خودشیفتگی ها و اختلالات او هستید .

بنابراین هرگز هرگز باور نکنید که در این میان عشقی هست ضمن این که شما نیز در پیشگاه خانواده و همسر خود و فرزندانی که بزودی بزرگ خواهند شد و در مقابل شما خواهند ایستاد و از همه مهم تر در پیشگاه خدای خود باید پاسخگو باشید .

بهترین راه این است که به این افکار مزاحم و بیهوده اجازه ی ورود ندهید و احساسات خود را صرف این انسانهای بیمار نکنید .

فهرست منابع

Acevedo, B. P., Aron, A., Fisher, H. E., & Brown, L. L. (2012). Neural correlates of long-term intense romantic love. Social Cognitive and Affective Neuroscience, 7(2), 145–159. https://doi.org/10.1093/scan/nsq092

Baumeister, R. F., & Bratslavsky, E. (1999). Passion, intimacy, and time: Passionate love as a function of change in intimacy. Personality and Social Psychology Review, 3(1), 49–67. https://doi.org/10.1207/s15327957pspr0301_4

Glass, S. P., & Wright, T. L. (1992). Justifications for extramarital relationships: The association between attitudes, behaviors, and gender. Journal of Sex Research, 29(3), 361–387. https://doi.org/10.1080/00224499209551642

اشتراک گذاری مطلب :

Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp
Share on email

دیگر مطالب وبلاگ

تماس از تلفن ثابت
  • 9099072078
لوگو سفید

وب سایت روانشناسی آنلاین تک مشاورین با سال ها تجربه در حوزه روانشناسی و درمان اختلالات روانی در کنار شما است تا به درمان اختلال های روانشناختی از جمله وسواس و اضطراب و افسردگی و دیگر اختلال ها بپردازید.

دسترسی سریع
تمامی حقوق این وب سایت مربوط به وب سایت روانشناسی آنلاین تک مشاورین می باشد.