چگونه عشقی که خیانت کرده را فراموش کنیم | راهکارهای عملی و روانشناسی

چکیده

خیانت در روابط عاشقانه یکی از آسیب‌زننده‌ترین تجارب عاطفی است که می‌تواند پیامدهای روانی عمیقی مانند اضطراب، افسردگی، خشم و کاهش عزت‌نفس ایجاد کند (Atkins et al., 2005). بسیاری از افراد پس از مواجهه با خیانت، با چالش دشواری در فراموش کردن عشق خیانت‌کار و بازسازی زندگی خود روبه‌رو می‌شوند. این مقاله با رویکردی علمی و روانشناختی، به بررسی چرایی دشوار بودن فراموشی چنین رابطه‌ای پرداخته و سپس مراحل و تکنیک‌های عملی برای مقابله با احساسات منفی و بازسازی روانی ارائه می‌دهد. در ادامه، راهکارهایی همچون پذیرش واقعیت، مدیریت خشم و غم، تمرکز بر رشد فردی، مدیتیشن، نوشتن احساسات و بهره‌گیری از مشاوره حرفه‌ای مورد بحث قرار می‌گیرند. همچنین، اهمیت ایجاد روابط سالم، تمرین همدلی، تعیین مرزهای شخصی و مراقبت از سلامت روان برای دستیابی به آرامش پایدار پس از خیانت برجسته می‌شود. هدف این مقاله، ارائه چارچوبی علمی و کاربردی برای کمک به افراد در مسیر فراموشی عشقی است که خیانت کرده و بازسازی یک زندگی متعادل و سالم می‌باشد.

مقدمه

خیانت در رابطه عاشقانه (romantic infidelity) پدیده‌ای پیچیده و چندوجهی است که نه‌تنها به پیوند عاطفی میان دو فرد آسیب می‌زند، بلکه اثرات ماندگاری بر روان و کیفیت زندگی قربانی باقی می‌گذارد (Gordon et al., 2004). تجربه خیانت می‌تواند احساس بی‌اعتمادی، خشم و غم شدید را برانگیزد و فرد را در چرخه‌ای از خاطرات تلخ و وابستگی عاطفی گرفتار کند. در چنین شرایطی، فراموش کردن عشقی که خیانت کرده یک فرآیند تدریجی و دشوار است، زیرا ذهن و عواطف انسان تمایل به حفظ خاطرات و وابستگی‌های گذشته دارند (Birnbaum et al., 2019).

مدیریت این بحران نیازمند ترکیبی از رویکردهای روانشناسی و عملی است. فرد باید همزمان با پذیرش واقعیت و مدیریت احساسات، برای بازسازی روانی و دستیابی به آرامش تلاش کند. اهمیت موضوع زمانی بیشتر نمایان می‌شود که ناتوانی در عبور از خیانت می‌تواند به مشکلاتی مانند اختلال اضطراب پس از سانحه (PTSD)، افسردگی و کاهش کیفیت زندگی منجر شود (Hall & Fincham, 2006).

این مقاله تلاش دارد با نگاهی علمی و کاربردی، راهکارهایی برای درک بهتر فرآیند فراموشی، مدیریت احساسات منفی و ساختن دوباره زندگی پس از خیانت ارائه دهد.

نکته مهم

وقتی در یک رابطه ی عاشقانه خیانتی شکل می گیرد آسیب های بسیار عمیق و سنگینی برای فرد قربانی ایجاد می شود و زخمی به جا می گذارد که شاید تا پایان عمر فراموش کردن آن میسر نباشد ، در مطالعه حاضر به بررسی این موضوع می پردازیم که چگونه می توانیم از درد این زخم قدری بکاهیم .

تعریف خیانت در رابطه عاشقانه و تأثیر آن بر روان و زندگی

خیانت در رابطه عاشقانه (romantic infidelity) به هرگونه نقض تعهد عاطفی یا جنسی در یک رابطه گفته می‌شود که می‌تواند شامل روابط پنهانی، صمیمیت عاطفی یا رفتارهای جنسی با فردی غیر از شریک اصلی باشد (Barta & Kiene, 2005). این پدیده در بسیاری از فرهنگ‌ها و جوامع به‌عنوان یکی از مخرب‌ترین رویدادها در روابط انسانی تلقی می‌شود. مطالعات نشان داده‌اند که خیانت نه‌تنها بنیان اعتماد (trust) و امنیت روانی در رابطه را از بین می‌برد، بلکه اثرات ماندگاری بر سلامت روان فرد قربانی باقی می‌گذارد (Hall & Fincham, 2006).

از نظر روانشناسی، تجربه خیانت می‌تواند منجر به افزایش افسردگی، اضطراب، خشم و حتی بروز نشانه‌های اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) شود (Gordon & Baucom, 1998). افراد خیانت‌دیده اغلب دچار کاهش عزت‌نفس (self-esteem) و احساس بی‌کفایتی می‌شوند، زیرا خیانت به‌طور مستقیم با درک فرد از ارزش شخصی و توانایی در برقراری رابطه سالم ارتباط دارد (Birnbaum et al., 2019). علاوه بر این، خیانت می‌تواند چرخه‌ای از افکار وسواسی درباره جزئیات رابطه مخفی و احساسات منفی مداوم ایجاد کند که بازسازی روانی را دشوار می‌سازد.

از منظر زندگی مشترک، خیانت یکی از اصلی‌ترین دلایل جدایی و طلاق محسوب می‌شود. افرادی که خیانت را تجربه کرده‌اند، نه‌تنها در ادامه رابطه با همان شریک، بلکه در روابط بعدی نیز با چالش‌هایی همچون ترس از تکرار خیانت و بی‌اعتمادی مواجه می‌شوند (Blow & Hartnett, 2005). بنابراین، درک ماهیت خیانت و پیامدهای آن بر روان و زندگی فردی و مشترک، گام نخست در فرآیند بازسازی و فراموشی عشقی است که مرتکب خیانت شده است.

اهمیت مدیریت احساسات و بازسازی روان

پس از مواجهه با خیانت، فرد قربانی با مجموعه‌ای از احساسات پیچیده مانند خشم، غم، سردرگمی و بی‌اعتمادی روبه‌رو می‌شود. مدیریت این احساسات نه‌تنها برای جلوگیری از آسیب‌های روانی عمیق‌تر، بلکه برای بازسازی روانی (psychological recovery) ضروری است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که سرکوب یا انکار احساسات می‌تواند شدت اختلالات هیجانی مانند اضطراب و افسردگی را افزایش دهد (Greenberg & Pascual-Leone, 2006). در مقابل، پذیرش و ابراز هیجانات به‌صورت سالم، به فرد کمک می‌کند تا فرآیند سوگ (grief process) ناشی از خیانت را پشت سر بگذارد و به مرحله سازگاری برسد.

بازسازی روانی شامل بازتعریف خود (self-redefinition) و بازیابی اعتمادبه‌نفس است. افرادی که فعالانه در جهت بازسازی روان خود تلاش می‌کنند، کمتر درگیر نشخوار ذهنی (rumination) درباره خیانت می‌شوند و سریع‌تر به زندگی متعادل بازمی‌گردند (Nolen-Hoeksema et al., 2008). تکنیک‌هایی مانند گفت‌وگو با درمانگر، نوشتن احساسات و تمرین ذهن‌آگاهی (mindfulness) از ابزارهای مؤثر در مدیریت هیجانات و بازسازی روان به شمار می‌روند (Kabat-Zinn, 2003).

همچنین، حمایت اجتماعی (social support) از سوی خانواده و دوستان نقش مهمی در تسهیل این فرآیند دارد. احساس تعلق و دریافت همدلی می‌تواند شدت احساس تنهایی و ناامیدی را کاهش دهد (Feeney & Collins, 2015). به همین دلیل، بسیاری از روانشناسان توصیه می‌کنند که افراد پس از خیانت، علاوه بر تکنیک‌های فردی، از منابع حمایتی اطراف خود نیز بهره بگیرند.

در مجموع، مدیریت مؤثر احساسات و بازسازی روانی نه‌تنها به فرد کمک می‌کند تا از بار سنگین خیانت عبور کند، بلکه زمینه را برای ایجاد روابط سالم‌تر و پایدارتر در آینده فراهم می‌سازد.

چرا فراموش کردن عشقی که خیانت کرده دشوار است؟

فراموش کردن عشقی که خیانت کرده یکی از پیچیده‌ترین چالش‌های روانی است. این دشواری ریشه در ترکیبی از عوامل شناختی، عاطفی و زیستی دارد. از منظر روانشناسی شناختی، ذهن انسان تمایل دارد رویدادهای هیجانی قوی را در حافظه بلندمدت ذخیره کند. خیانت، به‌عنوان یک تجربه شدیداً هیجانی، باعث فعال‌سازی مکرر خاطرات و تصاویر ذهنی می‌شود که فراموشی را دشوار می‌سازد (Berntsen & Rubin, 2006).

تأثیر خاطرات و وابستگی عاطفی

وابستگی عاطفی (emotional attachment) یکی از دلایل اصلی مقاومت در برابر فراموشی است. طبق نظریه دلبستگی (attachment theory)، پیوند عاطفی با شریک زندگی، حتی پس از آسیب، همچنان در ذهن و احساسات فرد باقی می‌ماند (Mikulincer & Shaver, 2016). این وابستگی باعث می‌شود فرد به‌طور ناخودآگاه به دنبال نشانه‌ها یا یادآوری‌های رابطه گذشته باشد.

احساس خشم، غم و ناامیدی

خیانت اغلب ترکیبی از هیجانات منفی نظیر خشم، غم و ناامیدی ایجاد می‌کند. این احساسات می‌توانند به شکل نشخوار ذهنی (rumination) تکرار شوند و ذهن فرد را درگیر چرخه‌ای از مرور خاطرات و تحلیل خیانت کنند (Nolen-Hoeksema et al., 2008). چنین چرخه‌ای مانع از پذیرش و رهایی روانی می‌شود.

حس فقدان و نبود اطمینان

بسیاری از افراد پس از خیانت، احساس فقدان (sense of loss) شدیدی را تجربه می‌کنند؛ نه‌تنها فقدان شریک، بلکه فقدان اعتماد، امنیت و چشم‌انداز مشترک آینده. این تجربه می‌تواند مشابه سوگ پس از مرگ عزیزان باشد (Harvey et al., 2001). علاوه بر آن، نبود اطمینان نسبت به روابط آینده، اضطراب و ترس از تکرار خیانت را تقویت می‌کند.

در مجموع، فراموش کردن عشقی که خیانت کرده دشوار است زیرا خاطرات قوی، وابستگی عاطفی، احساسات منفی شدید و حس فقدان همگی با هم عمل می‌کنند و بازسازی روانی را فرآیندی تدریجی و پیچیده می‌سازند.

مراحل فراموش کردن عشقی که خیانت کرده

فراموش کردن عشقی که خیانت کرده فرآیندی یک‌مرحله‌ای نیست، بلکه شامل مراحل تدریجی است که هر فرد باید آن‌ها را تجربه کند. این مراحل مشابه فرآیند سوگ (grief process) هستند و با پذیرش واقعیت آغاز می‌شوند و به بازسازی روان ختم می‌گردند (Kubler-Ross, 2005).

پذیرش واقعیت و مواجهه با احساسات

اولین گام، پذیرش واقعیت خیانت است. انکار یا اجتناب از پذیرش می‌تواند باعث طولانی‌تر شدن درد روانی و تثبیت نشخوار ذهنی شود. مواجهه با احساسات منفی نظیر خشم و غم، اگر در محیطی سالم ابراز شود، به فرد کمک می‌کند تا مسیر رهایی را آغاز کند (Greenberg & Pascual-Leone, 2006).

مدیریت خشم و غم

مرحله دوم، یادگیری مدیریت هیجانات منفی است. تکنیک‌های آرام‌سازی (relaxation techniques)، تمرین تنفس عمیق، و فعالیت‌های فیزیکی می‌توانند به کاهش شدت خشم و غم کمک کنند. مطالعات نشان داده‌اند که مدیریت هیجانی نقش مهمی در کاهش اضطراب و افسردگی پس از خیانت دارد (Gross, 2015).

ارزیابی رابطه و تصمیم‌گیری درباره ادامه یا قطع آن

در این مرحله فرد باید با نگاهی منطقی و واقع‌بینانه، رابطه را ارزیابی کند. آیا امکان بازسازی اعتماد وجود دارد یا قطع رابطه بهترین گزینه است؟ پژوهش‌ها نشان می‌دهند که تصمیم‌گیری روشن و قطعی، چه برای ادامه چه برای پایان رابطه، به کاهش بلاتکلیفی و اضطراب کمک می‌کند (Gordon et al., 2004).

در نهایت، گذر از این مراحل به فرد کمک می‌کند تا از چرخه آسیب خارج شود و برای ورود به فرآیند بازسازی روان و زندگی آماده گردد.

تکنیک‌های عملی برای فراموش کردن

پس از عبور از مراحل اولیه سوگ و پذیرش واقعیت، استفاده از تکنیک‌های عملی می‌تواند فرآیند فراموشی و بازسازی روان را تسهیل کند. این تکنیک‌ها بر اساس پژوهش‌های روانشناسی مثبت و درمان‌های شناختی–رفتاری طراحی شده‌اند و به فرد کمک می‌کنند تا انرژی روانی خود را به سمت رشد فردی و آرامش هدایت کند.

تمرکز بر رشد شخصی و زندگی مستقل

یکی از راهکارهای کلیدی، تمرکز بر رشد فردی (personal growth) است. ایجاد اهداف جدید در زندگی، مانند یادگیری مهارت‌های تازه، ورزش یا پیشرفت شغلی، به فرد احساس کنترل و هویت مستقل می‌بخشد (Tedeschi & Calhoun, 2004). این تغییر تمرکز، چرخه نشخوار ذهنی درباره خیانت را تضعیف می‌کند.

تمرین مدیتیشن و تکنیک‌های آرام‌سازی ذهن

مدیتیشن و ذهن‌آگاهی (mindfulness meditation) ابزارهای مؤثر در کاهش استرس و بهبود تنظیم هیجانی هستند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که تمرین روزانه مدیتیشن می‌تواند میزان اضطراب و نشخوار ذهنی را کاهش داده و به افزایش پذیرش هیجانی کمک کند (Kabat-Zinn, 2003).

نوشتن افکار و احساسات برای رهایی از بار روانی

نوشتن درمانی (expressive writing) به فرد اجازه می‌دهد احساسات سرکوب‌شده را بیان کرده و از بار روانی آن‌ها رها شود. مطالعات نشان داده‌اند که این تکنیک می‌تواند به بهبود خلق‌وخو و کاهش علائم استرس پس از خیانت کمک کند (Pennebaker & Chung, 2011).

استفاده از مشاوره روانشناسی و حمایت حرفه‌ای

حمایت حرفه‌ای از سوی درمانگران یا مشاوران می‌تواند مسیر بازسازی را کوتاه‌تر کند. درمان‌های شناختی–رفتاری (CBT) و درمان متمرکز بر هیجان (EFT) از رویکردهای علمی هستند که در کاهش احساسات منفی و بازسازی اعتمادبه‌نفس مؤثرند (Johnson, 2002).

به‌کارگیری این تکنیک‌ها به فرد کمک می‌کند تا به جای تمرکز بر گذشته، به آینده‌ای سالم و متعادل بیندیشد.

بازسازی زندگی و آرامش بعد از خیانت

بازسازی زندگی پس از خیانت فرآیندی زمان‌بر اما ضروری است که هدف آن بازیابی آرامش درونی و ایجاد شرایطی برای رشد روانی و عاطفی جدید است. پس از پشت سر گذاشتن مراحل پذیرش و استفاده از تکنیک‌های عملی، فرد نیاز دارد ساختار تازه‌ای برای زندگی خود ایجاد کند تا از بازگشت به چرخه خاطرات دردناک جلوگیری شود.

ایجاد فعالیت‌ها و روابط مثبت و سالم

درگیر شدن در فعالیت‌های جدید مانند ورزش، سفر، هنر یا فعالیت‌های اجتماعی می‌تواند انرژی روانی فرد را از تمرکز بر گذشته به سمت تجربه‌های تازه هدایت کند. تحقیقات نشان داده‌اند که مشارکت در فعالیت‌های لذت‌بخش و روابط حمایتی با افراد سالم، نقش مهمی در کاهش اضطراب و افزایش رضایت از زندگی ایفا می‌کند (Fredrickson, 2001).

تمرین مهارت‌های همدلی و ارتباط مؤثر

خیانت اغلب موجب بی‌اعتمادی گسترده نسبت به دیگران می‌شود. تمرین مهارت‌های ارتباطی و همدلی (empathy) کمک می‌کند فرد دوباره توانایی ایجاد پیوندهای عاطفی سالم را بازیابد. این مهارت‌ها نه‌تنها در روابط عاشقانه آینده، بلکه در روابط اجتماعی و خانوادگی نیز اهمیت دارند (Reis & Gable, 2015).

تعیین مرزهای واضح برای جلوگیری از تکرار خاطرات دردناک

یکی از گام‌های مهم در بازسازی زندگی، تعیین مرزهای شخصی (personal boundaries) است. فرد باید یاد بگیرد چه رفتارهایی را در روابط آینده نمی‌پذیرد و چگونه از خود در برابر تکرار تجربیات آسیب‌زا محافظت کند. تعیین مرزها باعث افزایش احساس کنترل و کاهش احتمال بازگشت به روابط ناسالم می‌شود (Lambert et al., 2010).

در مجموع، بازسازی زندگی پس از خیانت به معنای بازنویسی روایت شخصی است؛ روایتی که نه‌تنها شامل رهایی از گذشته، بلکه خلق آینده‌ای پرمعنا و آرامش‌بخش خواهد بود.

نکات مهم برای حفظ سلامت روان

حفظ سلامت روان پس از تجربه خیانت یکی از مهم‌ترین گام‌ها در بازسازی زندگی است. بدون مراقبت روانی مداوم، خطر بازگشت به چرخه افسردگی، اضطراب و نشخوار ذهنی بسیار زیاد خواهد بود. بنابراین، فرد نیاز دارد راهکارهایی پایدار و کاربردی برای مراقبت از خود در نظر بگیرد.

مراقبت از سلامت جسمی و روانی

سلامت روان ارتباط نزدیکی با سلامت جسم دارد. فعالیت‌های منظم بدنی مانند ورزش، خواب کافی و تغذیه سالم، مستقیماً بر کاهش استرس و بهبود خلق‌وخو تأثیر می‌گذارند (Craft & Perna, 2004). علاوه بر این، تمرین‌هایی مانند یوگا و ذهن‌آگاهی می‌توانند تعادل بین جسم و روان را تقویت کنند.

حمایت از دوستان و خانواده

حمایت اجتماعی (social support) از عوامل کلیدی در کاهش اثرات منفی خیانت است. صحبت کردن با افراد مورد اعتماد، دریافت همدلی و احساس تعلق می‌تواند بار روانی تجربه خیانت را سبک‌تر کند. مطالعات نشان داده‌اند که حمایت اجتماعی نه‌تنها موجب کاهش احساس تنهایی می‌شود، بلکه تاب‌آوری روانی را نیز افزایش می‌دهد (Feeney & Collins, 2015).

جلوگیری از تصمیم‌گیری‌های عجولانه و واکنش‌های احساسی

یکی از خطرات رایج پس از خیانت، تصمیم‌گیری‌های ناگهانی و شدیداً هیجانی است؛ مانند ورود سریع به رابطه جدید یا قطع کامل ارتباط با اطرافیان. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که تصمیم‌گیری تحت فشار هیجانی می‌تواند منجر به پشیمانی و آسیب‌های روانی بیشتر شود (Lerner et al., 2015). به همین دلیل، توصیه می‌شود افراد برای تصمیم‌های مهم زمان کافی بگذارند و در صورت لزوم با متخصص مشورت کنند.

به‌طور کلی، توجه به این نکات می‌تواند نه‌تنها روند فراموشی و بازسازی را تسریع کند، بلکه به ایجاد زندگی‌ای متعادل و پایدار پس از خیانت نیز کمک نماید.

نتیجه‌گیری

جمع‌بندی تکنیک‌ها و اصول روانشناسی

اهمیت تعادل بین بخشش، فراموشی و محافظت از خود

فراموش کردن عشقی که خیانت کرده و بازسازی روانی پس از آن، فرآیندی پیچیده و چندمرحله‌ای است که نیازمند صبر، خودآگاهی و استفاده از راهکارهای علمی است. تجربه خیانت می‌تواند پیامدهای شدید روانی مانند خشم، غم، اضطراب و کاهش عزت‌نفس ایجاد کند، اما با مدیریت مؤثر احساسات، استفاده از تکنیک‌های عملی و ایجاد ساختار جدید در زندگی، فرد می‌تواند مسیر رهایی و بازسازی را طی کند (Hall & Fincham, 2006).

مراحل اساسی در این مسیر شامل پذیرش واقعیت، مدیریت خشم و غم، ارزیابی رابطه و تصمیم‌گیری درباره ادامه یا قطع آن هستند. به دنبال این مراحل، تکنیک‌های عملی مانند تمرکز بر رشد فردی، مدیتیشن، نوشتن احساسات و بهره‌گیری از مشاوره حرفه‌ای، توانمندی فرد را برای کنترل هیجانات و کاهش نشخوار ذهنی افزایش می‌دهند (Kabat-Zinn, 2003; Pennebaker & Chung, 2011).

بازسازی زندگی نیز شامل ایجاد فعالیت‌ها و روابط مثبت، تمرین مهارت‌های همدلی و ارتباط مؤثر و تعیین مرزهای شخصی برای جلوگیری از تکرار خاطرات دردناک است. علاوه بر این، توجه به سلامت جسمی و روانی، دریافت حمایت اجتماعی و اجتناب از تصمیم‌گیری‌های هیجانی، نقش مهمی در ایجاد تعادل و آرامش پایدار دارند (Feeney & Collins, 2015).

در نهایت، ترکیب علم روانشناسی با اقدامات عملی به فرد کمک می‌کند تا نه‌تنها عشقی که خیانت کرده را پشت سر بگذارد، بلکه هویت و زندگی سالم‌تر و متعادل‌تری برای خود بسازد. این فرآیند، فرصتی برای رشد شخصی، افزایش تاب‌آوری روانی و آماده شدن برای روابط سالم و پایدار در آینده فراهم می‌آورد.

سوالات متداول (FAQ)

۱. چقدر طول می‌کشد عشقی که خیانت کرده را فراموش کنیم؟
فرایند فراموشی به شدت وابسته به مدت زمان رابطه، شدت خیانت و سطح وابستگی عاطفی است. معمولاً فرایند سوگ ناشی از خیانت چند ماه تا چند سال طول می‌کشد. استفاده از تکنیک‌های عملی مانند مدیتیشن، نوشتن احساسات و حمایت اجتماعی می‌تواند سرعت این فرآیند را افزایش دهد (Nolen-Hoeksema et al., 2008).

۲. آیا امکان بازسازی اعتماد بعد از خیانت وجود دارد؟
بله، اما این فرآیند نیازمند تلاش هر دو طرف، صبر و استفاده از رویکردهای روانشناسی مانند درمان متمرکز بر هیجان (EFT) و گفت‌وگوهای صادقانه است. اگر یک یا هر دو طرف آمادگی تغییر نداشته باشند، بازسازی اعتماد دشوار خواهد بود (Johnson, 2002).

۳. چه تکنیک‌هایی برای کاهش درد و خاطره خیانت مؤثرند؟
تکنیک‌های عملی شامل تمرکز بر رشد فردی، مدیتیشن، نوشتن افکار و احساسات، ورزش منظم و بهره‌گیری از مشاوره حرفه‌ای هستند. این تکنیک‌ها به کاهش نشخوار ذهنی، مدیریت هیجانات و بازسازی روان کمک می‌کنند (Kabat-Zinn, 2003; Pennebaker & Chung, 2011).

۴. چگونه بدون تکیه بر عشقی که خیانت کرده، آرامش ذهنی خود را بازگردانیم؟
ایجاد فعالیت‌های جدید، تمرین مهارت‌های همدلی و ارتباط مؤثر، تعیین مرزهای شخصی، مراقبت از سلامت جسمی و روانی و دریافت حمایت اجتماعی از دوستان و خانواده، کلید بازگرداندن آرامش ذهنی و ایجاد زندگی متعادل پس از خیانت هستند (Feeney & Collins, 2015).

سخن آخر

خیانت در رابطه ی عاشقانه بسیار جانکاه و دردناک است ، اما به خاطر داشته باشیم که در هر رابطه انسانی ، طرف مقابل یک کالا نیست که ما بتوانیم به آن احاطه ی کامل داشته باشیم ، فرد مقابل ما انسان است که می تواند درگیر تغییرات شود حال این تغییرات می تواند مثبت و در جهت پیشبرد رابطه و رسیدن به آرزوها و آرمان های طرفین باشد و یا می تواند تغییرات منفی و در جهت فروپاشی یک رابطه و از بین بردن عشق بین دو نفر اتفاق بیافتد که البته بدترین نوع آن خیانت است .

بنابراین اگر پذیرش کنیم که انسان ها دستخوش تغییرات می شوند ( بر اساس اختلالات و یا هر دلیل دیگر ) ، پذیرش این موضوع قدری راحت تر می شود که خب خیانت اکنون اتفاق افتاده است و من باید بهترین انتخاب را در ادامه یا عدم ادامه ی این رابطه داشته باشم که آسیب ها را برای خودم و فرد مقابل به حداقل برسانم .

عمدتا بررسی شرایط به شکل عاقلانه و مشاوره با مشاوران و روانشناسان می تواند کمک بزرگی در این رابطه باشد اما ورود به حالت های غم و اندوه زیاد و یا افسردگی نه تنها دردی از انسان دوا نمی کند بلکه مشکلات را چندین برابر می کند .

فهرست منابع

  • Atkins, D. C., Baucom, D. H., & Jacobson, N. S. (2005). Understanding infidelity: Correlates in a national random sample. Journal of Family Psychology, 19(2), 213–221. https://doi.org/10.1037/0893-3200.19.2.213

  • Berntsen, D., & Rubin, D. C. (2006). The centrality of event scale: A measure of integrating a trauma into one’s identity and its relation to post-traumatic stress disorder symptoms. Behaviour Research and Therapy, 44(2), 219–231. https://doi.org/10.1016/j.brat.2005.01.009

  • Feeney, B. C., & Collins, N. L. (2015). A new look at social support: A theoretical perspective on thriving through relationships. Personality and Social Psychology Review, 19(2), 113–147. https://doi.org/10.1177/1088868314544222

اشتراک گذاری مطلب :

Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp
Share on email

دیگر مطالب وبلاگ

تماس از تلفن ثابت
  • 9099072078
لوگو سفید

وب سایت روانشناسی آنلاین تک مشاورین با سال ها تجربه در حوزه روانشناسی و درمان اختلالات روانی در کنار شما است تا به درمان اختلال های روانشناختی از جمله وسواس و اضطراب و افسردگی و دیگر اختلال ها بپردازید.

دسترسی سریع
تمامی حقوق این وب سایت مربوط به وب سایت روانشناسی آنلاین تک مشاورین می باشد.