راهکار فوری برای همین موقعیت (توصیهٔ مشاور)
اگر هم اکنون از فرد خودشیفته ای آسیب دیده اید و به دنبال انتقام از ایشان هستید ، بهتر است بدانید بالاترین انتقام از این افراد ، بی توجهی و بی تفاوتی به آنان است ، چرا که خودشیفته ها تشنهء تعریف و توجه هستند و بشدت دلشان می خواهد دیگران را تحت کنترل خود درآورند .
در همین راستا این چند اقدام ساده میتواند کمک کند تنش کمتر شده و از تصمیمهای عجولانه جلوگیری شود. این راهکارها درمان نیستند، اما برای همین لحظه مفیدند.
ضمنا در صورت بروز مشکل در اعصاب و روان و زندگی روزمرهء خود ، با روانشناس تماس بگیرید چرا که شما به تنهایی از پس این وضعیت برنمی آیید .
- از اقدامات عجولانه جهت انتقام جویی پرهیز کنید .
- از نقشه کشیدن برای انتقام جویی دست بردارید چون در این مسیر آسیب بیشتری می بینید .
- مشاوره با روانشناس و شرح ماوقع بسیار برای شما سودمند است .
انتقام جویی از خودشیفته ها : راهنمای روانشناسی هوشمندانه برای حفظ سلامت روان
چکیده (Abstract)
این مقاله بررسی میکند که چرا برخی افراد – به ویژه در مواجهه با افراد دارای خصیصههای خودشیفتگی – احساس میکنند نیازمند انتقام هستند، و این تصمیم چه پیامدهایی برای سلامت روان دارد. با نگاهی روانشناختی، ابتدا انگیزههای درونی انتقامجویی و تمایل به بازپسگیری کنترل در رابطه با نارسیسیسم مورد بحث قرار میگیرد. سپس به هشدارهایی پرداخته میشود که قبل از اقدام به هرگونه رفتار تلافیجویانه ضروری است. در ادامه، تعریفی علمی از خودشیفتگی و نشانههای رایج آن در روابط ارائه میشود و نقاط ضعف قابل استراتژیک بررسی میشود. معضلات و چالشهای پیشروی انتقامگیری از افراد خودشیفته، از جمله بازیهای روانی و کنترل قدرت، به همراه ویژگیهای روحی و رفتاری این افراد تحلیل میشود. سپس پنج مرحله عملی و هوشمند برای بازیابی قدرت بدون درگیری مستقیم معرفی میشود: ۱) شناسایی نقاط ضعف؛ ۲) کنترل هیجانات؛ ۳) استفاده از نفوذ روانی؛ ۴) ایجاد فاصله غیرمستقیم؛ و ۵) تثبیت موقعیت. خطاهای رایج – مانند دلسوزی بیش از حد یا واکنش احساسی – بررسی شده و پیامدهای رابطه پس از انتقام مورد تأمل قرار میگیرد. در نهایت، روشهای محافظت از سلامت روان از جمله تعیین مرز، حفظ استقلال عاطفی و قطع ارتباط بهموقع توصیه میشود. مقاله با تأکید بر این نکته پایان مییابد که اگرچه احساس انتقام ممکن است موقتاً حس قدرت بدهد، اما مراقبت هوشمندانه از سلامت روان برنده واقعیست.
مقدمه
گاهی افراد در مواجهه با کسانی که ویژگیهای خودشیفتگی دارند، احساس میکنند تنها راه برای بازیابی شرافت و احترامشان، گرفتن انتقام است. این تصمیم نه تنها پیامدهای متعددی برای سلامت روان فرد دارد، بلکه او را وارد چرخهای مخرب از هیجانات منفی، تلافی و استرس مزمن میکند (Campbell & Miller, 2011). انتقامجویی اغلب از احساس بیقدرتی و تهدید عزتنفس ناشی میشود و در مواجهه با افراد خودشیفته شدت مییابد، زیرا این افراد با نیاز شدید به تحسین و کنترل، تهدیدهای عاطفی را به عنوان خطر هویت خود تجربه میکنند (Kernberg, 2016).
مطالعات نشان میدهند که تمایل به بازپسگیری کنترل در روابط شخصی، اغلب به شکل واکنش انتقامجویانه بروز میکند، مخصوصاً زمانی که فرد قربانی دستکاریهای روانی یا بیتوجهی خودشیفتهها میشود (Bushman et al., 2001). این مقاله قصد دارد با ارائه راهکارهای علمی و عملی، نشان دهد که چگونه میتوان بدون آسیب دیدن، احساس کنترل و قدرت را بازگرداند.
چرا بعضی افراد تصمیم میگیرند از خودشیفتهها انتقام بگیرند؟ و این تصمیم چه پیامدهایی دارد؟
تحقیقات نشان میدهند افرادی که سطح بالایی از نوروتیسیزم دارند – یعنی احساسات منفی، رنجش و خشم را طولانیتر نگه میدارند(McCullough et al., 2013). بیشتر به فکر انتقام میافتند وقتی فردی احساس میکند عزتنفسش توسط دیگری مورد تهدید قرار گرفته، یا کنترل روابطش را از دست داده، تمایل به «بازپسگیری کنترل» و احساس اقتدار، اغلب به شکل تمایل به انتقام نمایان میشود (Exline et al., 2003).
در مواجهه با خودشیفتگی، این احساس تقویت میشود؛ چرا که افراد خودشیفته با نیاز شدید به تحسین و توجه، هرگونه تحدید یا انتقاد را بهعنوان خطر هویتشان تجربه میکنند و واکنش را با تمایل به جبران و انتقام آغاز میکنند .
افراد خودشیفته معمولاً نسبت به هرگونه انتقاد یا تحدید( محدود سازی ) حساس هستند و آن را به عنوان تهدیدی برای هویت خود تلقی میکنند. واکنش آنها به تهدید، اغلب شامل انتقام، خشم نارسیستی، یا بازیهای روانی پیچیده است (Miller et al., 2017). بنابراین فرد مقابل ممکن است برای احساس عدالت شخصی و بازپسگیری کنترل، تصمیم به انتقامگیری بگیرد.
چرا افراد تصمیم میگیرند از خودشیفتهها انتقام بگیرند؟
دلایل روانشناسی پشت انتقامجویی و نیاز به بازپسگیری کنترل.
موضوع انتقام از افراد خودشیفته (Narcissists) یکی از بحثهای مهم در روانشناسی روابط است.
بیایید به دو بخش نگاه کنیم: دلایل روانشناسی پشت انتقامجویی و نیاز به بازپسگیری کنترل
۱. دلایل روانشناسی پشت انتقامجویی
توضیح تخصصی
افراد خودشیفته معمولاً با رفتارهای تحقیرآمیز، کنترلگرانه و سوءاستفادهگرانه باعث آسیب روانی به اطرافیان میشوند (Campbell & Miller, 2011).
قربانیان، بعد از مدتی دچار خشم فروخورده و احساس بیعدالتی میشوند. در نظریه «عدالت توزیعی» بیان میشود که وقتی افراد احساس کنند عدالت نقض شده، تمایل به بازگرداندن توازن از طریق انتقام افزایش مییابد (Folger & Cropanzano, 2001).
انتقام در این حالت یک مکانیزم دفاعی است که به فرد کمک میکند احساس کند «رنج او بیپاسخ نمانده» و «قدرت متجاوز کاهش یافته» است.
توضیح معمول
وقتی کسی (مثل یک خودشیفته) مدام شما را تحقیر کند یا از شما سوءاستفاده کند، شما حس میکنید بیارزش شدهاید. طبیعی است که بعد از مدتی دلتان بخواهد «طعمی از درد خودتان را به او بچشانید». این احساس همان انتقام است؛ یعنی میخواهید نشان بدهید «تو هم نمیتوانی بدون تاوان رفتار کنی».
۲. نیاز به بازپسگیری کنترل
توضیح تخصصی
خودشیفتهها معمولاً با گسلایتینگ (gaslighting) و کنترل روانی، قربانی را در موقعیت ضعف قرار میدهند (Stern, 2007).
روانشناسان معتقدند وقتی فرد در روابط قدرت خود را از دست میدهد، نیاز شدیدی به بازگرداندن حس کنترل پیدا میکند (Deci & Ryan, 2000؛ نظریه خودتعیینگری).
در این زمینه، انتقام گاهی بهعنوان ابزاری برای بازسازی هویت و کنترل از دسترفته عمل میکند؛ یعنی فرد با اقدام متقابل میگوید: «دیگر قربانی نیستم، من هم قدرت دارم».
توضیح معمول
خودشیفتهها دوست دارند همهچیز زیر نظر و کنترل خودشان باشد. وقتی با چنین کسی زندگی کنید، کمکم احساس میکنید زندگیتان دست خودتان نیست. برای همین بعضی افراد با انتقام گرفتن سعی میکنند دوباره حس کنند «خودشان صاحب اختیار زندگیشان هستند». این کار به آنها حس قدرت و آرامش میدهد—even اگر موقتی باشد.
۳. جمعبندی
انتقام از خودشیفته بیشتر از سر کینهی خالص نیست؛ بلکه از سر زخمی بودن و بیعدالتی است.
افراد با این کار میخواهند عدالت برقرار کنند و کنترل ازدسترفته را پس بگیرند.
البته روانشناسان تأکید میکنند که انتقام معمولاً باعث بهبود بلندمدت نمیشود و درمان از طریق مرزگذاری، فاصلهگیری و درمان روانی مؤثرتر است (McCullough, 2008).
دلایل روانشناسی تصمیم به انتقام از خودشیفتهها معمولاً با احساس بیقدرتی، تهدید عزتنفس و نیاز به بازپسگیری کنترل در رابطه ارتباط مستقیم دارد. چند نکته کلیدی عبارتاند از:
۱. تهدید عزتنفس
افراد خودشیفته معمولاً به شدت نسبت به انتقاد حساس هستند و رفتارهای آنها میتواند باعث شود که دیگران احساس کمارزشی یا تحقیر کنند. وقتی عزتنفس تهدید شود، فرد مقابل ممکن است تمایل شدیدی به بازگرداندن قدرت و احترام خود پیدا کند (Kernberg, 2016).
۲. احساس بیقدرتی و کنترل از دست رفته
خودشیفتهها اغلب در روابط، بازیهای روانی، دستکاری یا کنترل اعمال میکنند. وقتی فرد احساس میکند قدرت یا کنترل خود را از دست داده، واکنش طبیعی ممکن است انتقامجویی برای بازپسگیری کنترل باشد (Bushman et al., 2001).
۳. خشم و رنجش مزمن
تحقیقات نشان میدهند افرادی که سطح بالای نوروتیسیزم دارند، خشم و رنجش را طولانیتر نگه میدارند. در مواجهه با خودشیفته، این خشم میتواند به شکل تمایل به انتقام بروز کند (McCullough et al., 2013).
۴. تمایل به عدالت شخصی
افراد ممکن است احساس کنند که خودشیفتهها رفتار ناعادلانه یا سوءاستفادهآمیز داشتهاند. این حس ناعدالتی باعث میشود که نیاز روانشناختی برای بازگرداندن تعادل به صورت انتقام ظاهر شود (Exline et al., 2003).
۵. تقویت هویت و حس خودمختاری
انتقام، بهعنوان یک واکنش هیجانی، میتواند به فرد احساس بازپسگیری هویت و استقلال بدهد. این تجربه به طور موقت عزتنفس و حس کنترل را تقویت میکند، حتی اگر از نظر منطقی راهکار مؤثری نباشد (Campbell & Miller, 2011).
به طور خلاصه، تصمیم به انتقام از خودشیفتهها ترکیبی است از خشم، تهدید عزتنفس، حس بیقدرتی و نیاز به بازگرداندن عدالت یا کنترل.
فرایند انتقام جویی به شرح زیر است :
هشدار: قبل از هر اقدامی
قبل از هر اقدام انتقامجویانه، لازم است خطرات و پیامدهای روانی احتمالی را درک کنید. حتی اقدامات ظریف و فریبکارانه میتوانند اضطراب، احساس گناه، ناامنی یا اختلال در عملکرد روزمره ایجاد کنند (Exline & Baumeister, 2000). توصیههای درمانی و حرفهای مانند محدود کردن تماس، حفظ آرامش و دوری از تحریک، معمولاً مؤثرتر از انتقام مستقیم هستند (Gordon, 2020).
دانستن نکات حیاتی قبل از برنامهریزی برای انتقام از خودشیفتهها، تا خودتان آسیب نبینید.
انتقام گرفتن، حتی زمانی که فریبکارانه هم باشد، ممکن است آسیبهای روانی جدید ایجاد کند: اضطراب، احساس گناه، ناامنی یا دهیدراتی برای خودتان. توصیه حرفهای و درمانی – مانند محدودیت ارتباط، حفظ آرامش، و دوری از تحریک – اغلب قبل از هر تصمیمی بسیار مؤثرتر است .

۱. شناخت دقیق شخصیت خودشیفته
تعریف علمی خودشیفتگی، علائم رایج در روابط و نقاط ضعف قابل استفاده.
از نظر علمی، خودشیفتگی در دو قالب جلوه میکند: «خودشیفتگی بزرگمنشانه» (grandiosity) و «خودشیفتگی آسیبپذیر» (vulnerability)
. ویژگیهای معمول عبارتاند از:
نیاز شدید به تحسین و توجه
بیاحساسی عاطفی نسبت به دیگران
احساس حق ویژه بودن و انتقادپذیری ضعیف
علائمی چون خشم نارسیستی (narcissistic rage)، تمایل به انتقام، و بازیهای روانی پیچیده نیز رایجاند .
از نظر علمی، خودشیفتگی در دو قالب ظاهر میشود: خودشیفتگی بزرگمنشانه و خودشیفتگی آسیبپذیر. ویژگیهای رایج شامل نیاز شدید به تحسین و توجه، بیاحساسی عاطفی نسبت به دیگران، و احساس حق ویژه بودن است (American Psychiatric Association, 2013). علائم رفتاری مانند خشم نارسیستی، تمایل به انتقام، و بازیهای روانی پیچیده نیز شایعاند (Campbell & Foster, 2007). شناخت دقیق این ویژگیها، پایهای برای تصمیمگیری هوشمندانه درباره مقابله یا محافظت است.
مثال ملموس: فردی که همکار خودشیفته دارد و حساسیت زیادی نسبت به انتقاد دارد، ممکن است به کوچکترین بازخورد منفی واکنش شدید نشان دهد. شناخت این الگوها کمک میکند که استراتژیهای مقابله مناسب انتخاب شود.
۲. چرا انتقامگیری از خودشیفته دشوار است؟
خودشیفتهها در بازیهای روانی تبحر دارند: دستکاری، القای گناه، محکومسازی، یا استفاده از تکنیک DARVO (انکار، حمله، وارونهنمایی نقش قربانی) (Sweet, 2019). آنها همچنین از روشهایی مانند مثلثبندی (Triangulation) برای حفظ کنترل استفاده میکنند (Stout, 2005). مقابله مستقیم معمولاً باعث تشدید رفتار خودشیفته و افزایش تنش میشود. بنابراین، درک پیچیدگیهای روانی و استفاده از رویکردهای غیرمستقیم، کلید موفقیت است.
وقتی افراد خودشیفته از بازیهای روانی و کنترل قدرت استفاده میکنند، چگونه میتوان از آنها پیشی گرفت؟
خودشیفتهها در بازیهای روانی تبحر دارند: دستکاری، القای گناه، محکومسازی، یا بازی مثل تکنیک DARVO (انکار خطا، حمله، وارونه نمایی نقش قربانی و خاطی) استفاده میکنند .
آنها همچنین از ترفندهایی مانند Triangulation (قرار دادن شما در رابطهای پرحرارت با شخص سوم) برای حفظ کنترل بهره میبرند .
در نتیجه، مقابله مستقیم با آنها میتواند به واکنش تلافیجویانه یا تشدید مشکلات منجر شود.
۳. ویژگیهایی که افراد خودشیفته را کنترل میکند
درک نیازهای خودشیفته و نقاط حساس آنها، راهی برای حفظ قدرت و کاهش آسیب است. آنها اغلب نیازمند تحسین، کنترل تصویر اجتماعی و مختل کردن روابط دیگران هستند. نقاط ضعف شامل حساسیت به بازخورد خنثی و بیتفاوتی است.
درک نیازهای خودشیفته، نقاط حساس و رفتارهایی که میتوانند موقعیت شما را تقویت کنند.
برای ارتباط مقتدرانه، درک نیازهای آنان حیاتی است: تحسین، کنترل تصویر، اختلال در روابط دیگران. نقطهضعف آنها اغلب در مواجهه با عدم توجه یا بازخورد خنثی است.
استراتژیهایی مانند تأیید هدفمند (برای آرامکردن آنها در لحظه) یا استفاده از رویکرد “سنگ خاکستری” (grey rock strategy) – کمتفاوت، بدون احساسات – در کنترل ارتباطات مفیدند .

۴. مراحل شدیدترین انتقام از فرد خودشیفته
۵ مرحله عملی و هوشمندانه برای بازپسگیری قدرت، بدون درگیری مستقیم.
یک رویکرد هوشمندانهتر از رویارویی مستقیم، ترکیب پنج مرحله است که بدون درگیری مستقیم ، قدرت را باز می گرداند :
مرحله ۱: شناسایی نقاط ضعف
مثلاً خودشیفتهای که به ظاهر و اعتبار اجتماعی حساس است. مثال روزمره: در محل کار، کسی که تعریف رسمی را بیش از تحسین صادقانه ارزش میدهد.
مرحله ۲: کنترل هیجانات خود و عدم واکنش احساسی
در مواجهه با تحریک یا انتقاد، خونسرد ماندن و پاسخ ندادن احساسی، قدرت شما را بیشتر میکند. خونسردی در مواجهه با تحریک، اجازه نمیدهد خودشیفته از واکنش شما سوءاستفاده کند.
مرحله ۳: استفاده از نفوذ روانی هوشمندانه
مثلاً با تعریف محتاطانه یا نقلقولی که اوضاع را «ممنون از راهنمایی شما» بیان میکند، خودشیفته تشویق میشود و در عین حال جایگاه او در مسیری که شما میخواهید، تثبیت میشود.
مرحله ۴: ایجاد فاصله و تأثیرگذاری غیرمستقیم
اجتناب از درگیری مستقیم و پخش آرام اما مؤثری از «بیاعتنایی محترمانه». مانند کاهش تماس، تمرکز بر شبکههای حمایتی دیگر.
کاهش تماس مستقیم و تمرکز بر شبکههای حمایتی دیگر، قدرت شما را افزایش میدهد.
مرحله ۵: تثبیت موقعیت و جلوگیری از بازگشت
از طریق تقویت استقلال عاطفی، تمرکز بر ارزشهای شخصی، و تعیین مرزهای دائمی. در مثال محل کار، اگر سابقه همکاری را دارید، با شفافیت وظایف و گزارش عملکرد ادامه دهید و از ورود به بحثهای شخصی بپرهیزید.
۵. اشتباهات رایجی که باعث شکست میشوند
دلسوزی بیش از حد و نادیدهگرفتن تأثیر سوء در کوتاهمدت
واکنش احساسی که باعث تغذیه خشم خودشیفته میشود
تلاش برای تغییر او بهجای مدیریت رفتار او
نادیدهگرفتن نشانههای هشدار اولیه مانند تحقیر مدام یا دستکاری اجتماعی
۶. اگر انتقام گرفتید، رابطه چگونه خواهد بود؟
واقعیت تلخ تعامل با خودشیفتهها بعد از انتقام و خطرهای احتمالی.
حتی پس از اقدام به انتقام، خودشیفته ممکن است واکنش شدیدتری نشان دهد. احساس کنترلشدن برای آنها تحقیرآمیز است و روابط میتوانند بهشدت مسموم و آسیبزا باقی بمانند (Stout, 2005). بنابراین، انتقام فقط یک ابزار موقت است و بهبود سلامت روان و تثبیت موقعیت، هدف اصلی باید باشد.

۷. چطور بدون آسیب دیدن، از خودشیفتهها از سلامت روان خود محافظت کنیم؟
مهمترین نکته این است که احساس انتقام را به جای عمل مستقیم، به مدیریت روانی تبدیل کنیم:
تعیین مرزهای واضح و محافظت از خود
تمرکز بر فعالیتهای رشد شخصی و شبکه حمایتی
کاهش تماس و قطع ارتباط در صورت لزوم
تمرین خودآگاهی و کنترل هیجانات
دریافت مشاوره حرفهای در صورت بروز اختلالات اضطرابی یا افسردگی
تحقیقات نشان میدهند که افرادی که روی استقلال و سلامت روان خود تمرکز میکنند، در بلندمدت احساس قدرت و کنترل بیشتری نسبت به کسانی که دنبال انتقام مستقیم هستند، دارند (Exline et al., 2003).
نتیجهگیری
در مواجهه با افراد خودشیفته، احساس انتقام طبیعی است، اما اقدام مستقیم معمولاً منجر به افزایش تنش و آسیب روانی میشود. بهترین روش، مدیریت هوشمندانه هیجانات، شناخت دقیق شخصیت خودشیفته، استفاده از استراتژیهای غیرمستقیم، و تمرکز بر استقلال شخصی و سلامت روان است. به عبارت دیگر، برنده واقعی کسی است که قدرت خود را بدون قربانی شدن حفظ کند و چرخه مخرب هیجانات منفی را قطع نماید.
سؤالات متداول (FAQ)
چگونه بدون درگیری و آسیب، خودشیفتهها را کنترل کنیم؟
با تعیین مرز (مثلاً زمان تماس محدود)، استفاده از روشهای آرام مانند «grey rock»، و تمرکز بر تعاملات رسمی و غیرشخصی.
چه روشهایی واقعاً موثر هستند؟
۱. حفظ خونسردی؛ ۲. استفاده از نفوذ روانی مثبت (مثلاً تعریف با تأمل)؛ ۳. قطع تدریجی ارتباط؛ ۴. تمرکز روی حمایتهای واقعبینانه مثل دوستان یا مشاور؛ ۵. تقویت عزتنفس مستقل از تحسین آنها.
نکته مهم :
بر طبق مطالعات نتیجه بر آن است که رفتار با خودشیفته ها بسیار متفاوت از رفتار با افراد عادی در شرایط عادی است بنابراین آنچه در این جا اتفاق می افتد نوعی خستگی روانی و فرسایش به دنبال دارد ، بهتر آن است قبل از این که به فکر مقابله و یا انتقام گرفتن از افراد خودشیفته باشیم در صدد آرامش اعصاب و عدم آسیب زدن به خود باشیم زیرا هم مطالعات و تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده است و هم به تجربه ثابت شده است که افراد خودشیفته اصرار و الحاح زیادی بر حقانیت خود و دانش خود و خوب بودن خود دارند و این اصرار و این اندیشه به این سادگی ها قابل ترمیم و یا تصحیح نیست بنابراین بهترین انتخاب ترک این افراد است مگر این که فردی از افراد خانواده و یا فرزند باشد که خوب باید با نظر یک مشاور کارآزموده کاری کنیم که در لابلای چرخ دنده های خودخواهی ها و تفکر نابجای افراد خودشیفته له نشویم و آسیب نبینیم .
مهم تر این که از آنجایی که اختلال خودشیفتگی معمولا به تنهایی در فرد وجود ندارد و همایندی با اختلالات دیگر نظیر پارانویید ، اسکیزوافکتیو و یا مانیا همراه است عمدتا عدم کنترل تکانه را نیز با خود به همراه می آورد و این افراد اگر با انتقاد ، مخالفت و بی محلی دیگران مواجه شوند در کسری از ثانیه می توانند از صفر به صد و اوج عصبانیت رسیده و آنچه در چنته دارند بر علیه شما و برای آسیب زدن به شما به کار گیرند .
بنابراین بهترین راه دوری از این افراد است ، در مورد خانواده و فرزندان هم باید از راهکارهایی که گفته شد استفاده شود و مرزها حفظ گردد تا فرد خودشیفته دامنهء محدودتری جهت ایجاد آسیب و ضربه بدست آورد .
فهرست منابع (References)
Ansell, E. B., et al. (2015). Pathological narcissism and psychosocial functioning. Personality Disorders, [details] PMC
Wikipedia. (2025). Narcissistic Personality Disorder. Wikipedia
Verywell Mind. (2023). How narcissists use DARVO to avoid accountability. Verywell Mind













