راهکار فوری برای همین موقعیت (توصیهٔ مشاور)
در مواردی که با فرد وسواسی مواجه می شوید و یا در موارد بدتر زمانی که با چنین فردی در حال زندگی هستید ، بهترین راه حل فوری این است که از بحث و چون و چرا کردن به رفتارهای او پرهیز کنید چرا که نه تنها فرد مشکل خود را نمی پذیرد بلکه شما را نیز متهم به نادانی می کند ، بنابراین دخالت و گوشزد کردن رفتارهای وسواسی او صرفا خود شما را فرسوده می کند .
در چنین وضعیت هایی از مجادله و یا حتی نگاه های پیگیر و دنبال کردن رفتارهای او پرهیز کنید و در زمانی مناسب که حال بهتری دارد ، در آرامش و مهربانی او را جهت مراجعه به متخصص رهنمون شوید ، در این مسیر از هرگونه قضاوت کردن و انگشت اتهام به سمت او گرفتن و این که مشکلات را به گردن او بیندازید پرهیز کنید .
یادتان باشد که طبق آنچه در این مطالعه بررسی کردیم وسواس ریشه های ارثی ، مغزی ، تربیتی و روانی دارد ینابراین درمان آن از عهده ی افراد غیر متخصص خارج است .
- از تمسخر و بحث و مجادله و چون و چرا کردن در برابر یک فرد وسواس جبری پرهیز کنید .
- اگر از رفتارهای وسواسی خود اطلاع دارید و خسته هستید ، صرفا باید درمان شوید ، دنبال راهکار دیگری نباشید.
- در اولین فرصت برای شروع درمان با روانشناس تماس بگیرید .
چکیده مقاله
اختلال شخصیت وسواسی جبری (OCPD) یکی از انواع اختلالات شخصیت است که به ویژگیهای خاصی از جمله نیاز شدید به نظم، کمالگرایی و کنترل مربوط میشود. افرادی که با این اختلال مواجه هستند، معمولاً به طور مداوم درگیر تفکرات وسواسی و رفتارهای تکراری هستند که میتواند تأثیر منفی بر روابط شخصی و حرفهای آنها داشته باشد. علائم این اختلال میتواند شامل نیاز به کنترل تمام جنبههای زندگی، انجماد در انجام کارها به دلیل کمالگرایی و تمایل به انزوا به دلیل رفتارهای غیرمنطقی باشد.
این اختلال ممکن است با سایر اختلالات روانی همچون اضطراب و افسردگی همراه باشد و تشخیص آن نیازمند ارزیابی دقیق توسط متخصصان روانشناسی است. درمان این اختلال معمولاً شامل مشاوره روانی و گاهی دارودرمانی است. در این مقاله، به بررسی علائم مشخص و ویژگیهای فردی مبتلایان به اختلال شخصیت وسواسی جبری پرداخته خواهد شد تا افراد و خانوادهها بتوانند به شناخت بهتری از این اختلال دست یابند و در صورت نیاز به درمان مناسب و حمایتهای لازم اقدام کنند.
عنوان مقاله
در این مقاله قصد داریم در مورد وسواس صحبت کنیم ، اختلالی که در طول تاریخ انسانها را تا مرز نابودی کشانده است افراد زیادی با این اختلال در دور و برمان وجود دارند و یا حتی خودمان گرفتارش هستیم ، چه بسیار مردان و زنانی که وسواس جبری یا وسواس عملی دارند و خود خبر ندارند و دیگران را با رفتارهایشان آزار می دهند و بیمار می کنند .
استادی داشتم که می گفت بسیاری از مراجعین ما ، خود ، بیمار نیستند اما از دست افرادی که اختلالات روانی دارند بیمار شده اند ، وسواس یکی از این اختلالات است در حدی که در مباحث روانشناختی از آن به عنوان شایع ترین اختلال شخصیت و ام الامراض یاد شده است .
بد نیست بدانید اختلال وسواس تا قبل از ویراست پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی ، در ویراست چهارم (DSM-4) ، جزء دسته اختلالات اضطرابی طبقه بندی شده بود ، اما اکنون خود به عنوان یک طبقهء مجزا گروه بندی شده است .
اکنون به بسط بیشتر موضوعاتی در مورد وسواس جبری عملی می پردازیم .
علائم اصلی اختلال شخصیت وسواسی
(ملاک های تشخیصی اختلال وسواس فکری – اجبار عملی )
الف ـ وجود وسواس های فکری ، اجبارهای عملی یا هردو به شرح زیر است :
تعریف وسواس های فکری :
۱ـ افکار ، امیال یا تصورات تکرار شونده و سمجی که مزاحم و نامتناسب اند و در اکثر افراد باعث اضطراب یا ناراحتی بارز و قابل توجه می شوند .
۲ـ فرد سعی می کند این افکار ، تکانه ها یا تصورات را نادیده بگیرد یا خنثی کند و یا آنها را با فکر یا عمل دیگری خنثی کند .
تعریف اجبارهای عملی :
۱ـ رفتارهای تکرار شونده ( مثل شستن دست ها ، منظم کردن ، وارسی ) یا اعمال ذهنی ( مثل دعا ، شمارش ، تکرار زیرلب کلمات ) که فرد احساس می کند باید آنها را در پاسخ به وسواس ذهنی ، یا طبق قواعد سفت و سختی انجام دهد .
۲ـ رفتارها یا اعمال ذهنی که هدف شان پیشگیری از ناراحتی یا کم کردن آن و یا پیشگیری از رویداد یا وضعیت ترسناک است ،اما این رفتارها یا اعمال ذهنی ربط واقع بینانه ای به آنچه قرار است خنثی کنند یا جلوی آن را بگیرند ندارند و یا علنا بیش از حد هستند .
ب ـ وسواس های فکری یا اجبارهای عملی ، بسیار وقت گیرند ( برای مثال ، بیش از یک ساعت از وقت شخص در طول روز را می گیرند ) یا ناراحتی و یا اختلال بالینی معناداری در کارکرد شغلی ، اجتماعی و دیگر کارکردهای مهم ایجاد می کنند
ج ـ ناراحتی شخص معلول تاثیرات فیزیولوژیایی مستقیم ماده ای خاص ( مثل سوء مصرف مواد یا مصرف داروهای تجویزی ) و یا یک اختلال پزشکی دیگر نیست .
تشخیص اختلال شخصیت وسواسی
ریچارد دانشجوی تازه وارد رشته ي فلسفه ی کالج ، به خاطر رفتار مناسک گون طاقت فرسایش ، دانشکده را رها کرده بود . ریچارد به خاطر مناسک اجبارگونی که موقع شستن و نظافت باید انجام می داد و بسیار وقت گیر بود و او را از بقیه ی کارها وا می داشت ، به بهداشت شخصی خود نمی رسید . یکسره دوش گرفتن باعث شده بود از خیر دوش گرفتن بگذرد . از خیر کوتاه کردن موی سر و ریش خودش ، مسواک زدن دندان ها و عوض کردن لباس هایش هم گذشته بود .
ریچارد بندرت اتاقش را ترک می کرد و برای تن ندادن به مناسک توالت ، در حوله های کاغذی مدفوع و در لیوان کاغذی اذرار می کرد و آنها را داخل کمد دیواری می گذاشت . او فقط آخر شب ها وقتی اعضای خانواده خواب بودند ،غذا می خورد . برای آن که بتواند غذا بخورد باید نفس اش را کاملا بیرون می داد ، صدای هیس در می آورد ، سرفه می زد و تا می توانست دهانش را با غذا پر می کرد تا مبادا هوای داخل ریه اش باشد .
ریچارد فقط ترکیبی از کره بادام زمینی ، شکر ، کاکائو ، شیر ، و سس مایونز می خورد . از نظر او ، بقیه غذاها آلوده بودند . موقع راه رفتن قدم های کوتاه برمی داشت و یکسره پشت سرش را نگاه می کرد و همه چیز را وارسی و وارسی می کرد .
گاهی اوقات هم درجا به سرعت می دوید ، دستش را داخل آستین پیراهنش نمی کرد ، گویی معلول بود و آستین پیراهنش آویزان بود .
ریچارد مثل هرکس دیگری که اختلال وسواس فکری ـ اجبار عملی دارد ، افکار و تکانه های مزاحم و سمجی داشت ، افکار و تکانه های ریچارد در باره ی سکس ، پرخاشگری و دین بودند . رفتارهای ریچارد نیز تلاشی برای سرکوب افکار جنسی و پرخاشگرانه ، یا دفع پیامدهای فاجعه بار انجام ندادن مناسکش بود .
ریچارد اکثر رفتارهای تکرار شونده و اعمال ذهنی را که در ملاک های ویراست چهارم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی ( DSM-IV ) ذکر شده بود ، انجام می داد .
اجبارهای عملی می توانند رفتاری ( مثل شستن دست ها یا وارسی ) یا ذهنی ( فکر کردن درباره ی برخی کلمات به شیوه ای خاص ، شمارش ، دعا و از این قبیل ) باشند .
نکته مهم این است که بیمار معتقد است این اجبارهای عملی ، استرس را کم یا از رویدادی هولناک جلوگیری می کنند . اجبارهای عملی غالبا «سحرآمیز» هستند ، به این معنا که به وسواس فکری ، ربط منطقی ندارند .
مثال ریچارد یک نمونه از فردی است که اختلال شخصیت وسواسی دارد و زندگی او شدیدآ تحت تاثیر این اختلال قرار گرفته است
ملاک های تشخیص اختلال شخصیت وسواسی عبارتند از :
الف ) وجود وسواس های فکری یا وسواس های عملی یا هردوی آنها .
وسواس های فکری شامل افکار ، امیال یا تصورات عود کننده و مداوم که در برخی مواقع به صورت مزاحم و ناخواسته تجربه می شوند و در اغلب افراد ، اضطراب یا ناراحتی مخصوصی ایجاد می کند .
وسواس فکری یک فکر است و یک نشخوار فکری است ، فرد در این وضعیت سعی می کند این افکار ، امیال یا تصورات را نادیده بگیرد و یا متوقف کند و آن را با یک افکار یا اعمال دیگر بی اثر کند (مثلا با انجام دادن وسواس عملی ) ، بطور مثال با خودش می گوید خب حالا برای این که به فلان حرفی که خواهرشوهرم در مورد چاقی اندام من زد فکر نکنم ، می روم آشپزخانه را تمیز می کنم و می رود در آشپزخانه و اینقدر می شوید و می ساید که دیگر نای حرف زدن ندارد درحالی که همان فکر مخرب را نیز با خود داشته است ، ( این وسواس عملی است که جایگزین وسواس فکری شده است ولی هم فکروسواسی وجود دارد و هم عملِ وسواسی ) !
وسواس عملی ، یک رفتار است ، که فرد باید حتما آن را انجام دهد تا به آرامش برسد ، مثلا حتما باید برود ققل درب را چک کند و یا دستهایش را بشوید .
زنی را می شناسم که برای هر بار حمام رفتن زمانی برابر نصف روز یا بیشتر را صرف می کند ، او برای حمام رفتن خود مراسم و مناسک دارد ، حوله های قدیمی مندرس ، لوازم شستشوی نخ نما و تکه پاره ، یک سنگ پای بسیار قدیمی ، لگن پلاستیکی رنگ رفته ، یک پارچه ای که نامش بغچه است و از مادرش به مادرش و سپس به او رسیده است و گلدوزی های وارفته ای دارد .
این زن در حمام آنقدر خود را می شوید و می ساید که ضعف می کند و فشارش می افتد و وقتی برمی گردد چشمانش در حدقه فرو رفته و استخوانهای جمجمه اش پیداست و پوست صورتش برافروخته و دستانش چروک شده از آب داغ ، گویی خود را پخته است !
او دستمالی به سر می بندد که باد پیشانی اش را سرما ندهد و موهایش که از فرط ساییدن به کچلی رسیده است دوده و کثیفی نگیرد !
و این ها همه در حالی اتفاق می افتد که پس از دو ، سه ، یا در بیشتر موارد چهار هفته حمام رفته است .
این زن اجناس و چیزهایی را که کهنه شده اند را هرگز دور نمی ریزد و به جان می پرستد و اگر مثلا یک لیوانش بشکند در حد مرگ ناراحت می شود و به سکته می رسد .
همینطور مردی را سراغ دارم که در حالی که بازنشستهء دولت است و از حقوق خوبی نیز برخوردار است و در بانک حداقل سیصد میلیون پس انداز دارد ولی همواره اذعان می دارد که « من بدبختم و نان شب ندارم » او بسیار خسیس است در حدی که اگر در تابستانی داغ و گرم یک روز تمام بیرون از خانه باشد و از تشنگی بمیرد ، یک بطری آب یا یک آب میوه نمی خورد ، او انباری از کفش و لباس دارد ولی همواره لباس های مندرس و رنگ و رو رفته می پوشد و لباس های پارهء قدیمی اش را مانند جان خود مراقبت می کند میوه های گندیدهء تره بار را به ارزان ترین قیمت خریداری می کند و با کپک می خورد و خوشحال است که ارزان خریده است !
او آنقدر آشپزخانه و ظرف و وسایل قدیمی اش را محترم می شمارد و می شوید و می ساید که واریس پا گرفته است و دستانش به درد رسیده است ، او هر کاری را با حرص و نفس نفس زدن انجام می دهد و خود را خیلی تمیز و پاکیزه می داند در حالی که همواره چنان بوی تعفنی از او ساتع می گردد که تهوع آور است.
او همواره می گوید کار دارم اما آنقدر روی یک قسمتی از مبل نشسته است که آن قسمت فرو رفته و گود شده است . او می نشیند و با خود حرف می زند و از زمین و زمان گله مند و ناراحت است و همه را جز خودش عامل بدبختی اش می داند .
او پنج بار ازدواج کرده است و هر پنج زن از چنین رفتارهای او ابتدا گریخته و سپس طلاق گرفته اند .
اجبارها یا وسواس های عملی به این صورت تعریف شده اند :
۱) رفتارهای تکراری ( مثل دست شستن ، منظم کردن ، وارسی کردن ) یا اعمال ذهنی ( مثل دعا کردن ، شمردن ، تکرار کردن بی صدای کلمات ) که فرد احساس می کند در پاسخ به وسواس فکری یا برطبق مقرراتی که باید با قاطعیت اجرا شوند ، وادار به انجام دادن آنهاست .
« وسواس شایع ترین اختلال شخصیت است »
۲) هدف این رفتارها یا اعمال ذهنی ، پیشگیری یا کاهش دادن اضطراب یا ناراحتی یا جلوگیری از رویداد یا موقعیت ترسناک است ، با این حال ، این رفتارها یا اعمال ذهنی با آنچه قرار است بی اثر یا پیشگیری شود ، ارتباط واقع بینانه ای ندارند یا آشکارا افراطی هستند .
معیارهای DSM-5 برای اختلال شخصیت وسوسی اجباری
طبق ملاک هایی که در ویراست پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی ( DSM-5 ) ذکر شده است ، افراد وسواسی الگوی فراگیر دل مشغولی به نظم ، کمالگرایی ، کنترل روابط میان فردی که در اوایل بزرگسالی شروع می شود و در زمینه های مختلف وجود دارد ، به صورتی که با چهار تا یا تعداد بیشتری از موارد زیر نمایان گردد :
۱ـ دل مشغولی به جزییات ، مقررات ، نظم ، سازماندهی ، یا برنامه ها ، تا حدی که نکته اصلی فعالیت از دست می رود ( به دلیل افزایش فعالیت لوب پیشانی ) .
۲ـ فرد به حدی از خودش کمالگرایی نشان می دهد ، به حدی که در کامل کردن تکالیف اخلال ایجاد می کند ، او قادر نیست هیچ پروژه ای را به اتمام برساند زیرا معیارهای سخت گیرانه ی او پایان ندارد ، مثلا دانشجویی وسواسی که امتحان دارد و تصمیم می گیرد دویست صفحه کتاب را از ده روز مانده به امتحان بخواند ، روز اول کتاب را باز می کند و بلافاصله فکرش معطوف این می شود که فلان کار را انجام نداده است مثلا پیراهنش را اتو نکشیده است ، با خود می گوید خب اگر آن را اتو کنم خیالم راحت می شود و دیگر می نشینم و درسم را می خوانم ، پیراهن را اتو می کند و دوباره می خواهد درس بخواند و باز یک کار دیگر را می بایست انجام دهد تا به قول خودش آرامش گیرد و درس بخواند … و این جریان ادامه می یابد تا اینکه به پایان شب می رسد و هنوز حتی یک صفحه هم نخوانده است و با خودش می گوید خب اشکالی ندارد به جایش فردا بیشتر می خوانم ولی باز این وضعیت تکرار می شود تا جایی که او هرگز کتاب را نمی خواند و شب امتحان نیز بسیار کلافه و مضطرب می خواهد کتاب را تمام کند که این به هیچ وجه مقدور نیست و اینجاست که درگیر سیکل معیوب اضطراب و وسواس گردیده است و هیچ کاری را تا آخر انجام نمی دهد . در واقع کمالگرایی نمی گذارد انتخاب درست را انجام دهد .
۳ـ بیش از اندازه خود را وقف کار و بارآوری به استثنای فعالیت های اوقات فراغت و روابط دوستی می کند که با نیازمندی اقتصادی واضح توجیه پذیر نیست .
مثلا فردی که درآمد بالایی دارد و حتی از پس انداز بسیار بالایی در بانک ها نیز برخوردار است ، خانه ، ویلا ، خودروی شخصی و هزار چیز دیگر نیز دارد ، اما همواره در پی کار و کسب درآمد بیشتر است ، گویی وظیفه دارد خودش را وقف پول درآوردن کند و اگر نکند به قول این افراد ، انگار چیزی گم کرده است و کلافه می گردد. این افراد گاهی در حد مرگ کار می کنند و حرص و طمع پول آنها را در چنگال خود به اسارت دارد .
۴ـ افراد وسواسی در مسایل اخلاقی ، تهذیب اخلاقی یا ارزش ها خیلی وظیفه شناس ، محتاط و بدون انعطاف هستند ( با هویت فرهنگی و مذهبی اشتباه نشود ) .
۵ ـ فردی که درگیر اختلال شخصیت وسواسی است هرگز قادر نیست چیزهای کهنه و بی ارزش را حتی وقتی که آنها هیچ ارزشی به لحاظ احساسی ندارند ، دور بریزد ، به این افراد موش های بارکش گفته می شود .
زنی سالخورده حدود ۹۲ ساله را می شناسم که در خانه اش قدیمی ترین و کهنه ترین اجناسی که مربوط به حتی قبل از ادواجش یعنی ۷۵ سال پیش بوده است را نگهداری می کند ، او حتی لباس هایی را که شوهر مرحومش در دوران جوانی می پوشیده در آرشیو خود دارد ، او همه چیز را نگه می دارد و در حالی که مبتلا به دمانس شده است ولی هنوز اموال و اجناس را جمع می کند ، مخفی می کند ، وارسی می کند و برای آینده ذخیره می کند !
همچنین مرد میانسالی را می شناسم که خانه ای شخصی با حیاطی بزرگ دارد ، او تنها زندگی می کند و در حیاط خانه اش که مساحتی قریب به سیصد متر دارد آشغالهایش را دپو می کند و هیچ چیز را دور نمی ریزد ، او از چند سال پیش کار جمع آوری زباله ها را آغاز کرده است و معتقد است ، هرچیز که خار آید ، یک روز به کار آید … او حتی بطری های پلاستیکی شیر را نیز نگه داشته است و خانه اش بسیار متعفن و بد بو است تا جایی که همسایه ها از او شکایت کرده اند .
۶ ـ فرد وسواسی هرگز مایل نیست تکالیف را به دیگران محول کند یا با دیگرن همکاری کند ، مگر این که آنها دقیقا از شیوهء او در انجام دادن کارها اطاعت کنند . با این حال باز هم حرص می خورد و بسیار نگران است و غر می زند و از انجام آن تکلیف بخصوص توسط فردی غیر خودش ناراضی و نگران است و مرتب می گوید : این ها که کار بلد نیستند ، من مطمئنم نمی توانند ، من می دانم که کار را خراب می کنند و ….
۷ـ افراد وسواسی افراد خسیسی هستند که شیوهء خرج کردنشان برای خود و برای دیگران به صورت چیزی در نظر گرفته می شود که باید برای اتفاقات آینده پس انداز گردد ، آنها همواره نگران آینده هستند و هراس دارند که گرسنه و بی خانمان و بیچاره شوند و اکنون اموال خود را استفاده نمی کنند و آنه را برای آینده دپو می کنند .
« وسواسی ها هم برای خود و هم برای دیگران خسیس هستند »
۸ـ کسانی که وسواس دارند ، مدام خشکی و لجاجت نشان می دهند ، و دچار تثلیث مقعدی هستند یعنی لجبازی ، خساست و نظم که این سه ویژگی در افراد وسواسی از بارزترین نشانه های آنها است .
این افراد اصولا لجباز هستند و در حد نابودی لجبازی می کنند ، بشدت خسیس بوده و عمدتا نظم زیادی در مورد کارها و اموالشان دارند و حتی در مورد فکر هایشان ، یک فکر را آنقدر مرور می کنند و راجع به آن صحبت می کنند که دیگران را خسته می کنند . به همین دلایل وسواسی ها عمدتا تنها و بدون دوست باقی می مانند .
انواع وسواس های فکری و اجبارهای عملی
طبق گروه بندی های آماری ، وسواس های فکری به چهار نوع اصلی تقسیم می شوند و هریک با یک الگوی رفتار اجبارگون متداعی می شوند ، اکثر وسواس های فکری جزء وسواس های فکری تقارن هستند و بعد از آن « افکار یا اعمال ممنوعه » ، نظافت و نجاست و احتکار ، تقارن به منظم نگهداشتن تمام و کمال چیزها یا انجام عملی به نحوی خاص اطلاق می شود .
آیا در بچگی سعی کرده اید روی درزهای پیاده روها پا نگذارید ؟ شما و دوستانتان ممکن است قبل از خسته شدن از این رفتار ، چند دقیقه آن را انجام بدهید . اما اگر تمام عمرتان سعی کنید روی درزها پا نگذارید یا با خودرو از روی درزها و شیارها رد نشوید تا جلوی اتفاق بدی گرفته شود چطور ؟ آن وقت این عمل دیگر لذتبخش نخواهد بود .
کسانی که تکانه های وسواسی پرخاشگرانه (ممنوعه) دارند ممکن است احساس کنند می خواهند با صدای بلند در کلیسا قسم بخورند . یکی از بیماران ما که یک زن جوان اخلاقی بود می ترسید سوار اتوبوس شود چون می ترسید شاید مردی کنارش بنشیند و او به فاق شلوار آن مرد چنگ بیندازد ! در واقع این نامحتمل ترین عملی بود که این زن می توانست انجام دهد ولی این میل پرخاشگرانه به قدری هولناک بود که هر کاری می کرد تا آن را سرکوب کند و از سوار اتوبوس شدن یا قرارگرفتن در وضعیت های مشابه اجتناب می کرد تا مبادا به این تکانه عمل کند .
وسواس در بچه ها چگونه است ؟
بیماران به خصوص کودکان در مواردی کمیاب ، اجبارهای عملی دارند ولی وسواس فکری قابل شناسایی چندانی ندارند .
بچه ای ۸ ساله را دیده ام که هر شب باید وقت زیادی را صرف در آوردن لباس هایش ، پوشیدن پیژامه و کم کردن لباس هایش می کرد . او همیشه این رفتار را سه بار انجام می داد ، این بچه دلیل خاصی برای انجام این رفتار نداشت ، او صرفا مجبور بود این رفتار را انجام دهد .
در ادامه به علت این وضعیت خواهیم پرداخت .

علت وسواس فکری عملی
بسیاری از ما گهگاه افکار مزاحم و حتی هولناک داریم و به خصوص وقتی تحت استرس هستیم ، درگیر رفتار مناسک گون می شویم ، اما معدودی از ما دچار اختلال وسواس فکری – اجبار عملی می شویم .
بار دیگر ، مثل اختلال وحشتزدگی و اختلال استرس پس از ضربه ، شخص باید در مورد امکان بروز افکار مزاحم بعدی ، اضطراب داشته باشد .
تنظیم افکار تکرار شونده ی مزاحم نامقبول در اختلال وسواس فکری – اجبار عملی در دست مدارهای مغزی فرضی است . اما گرایش به داشتن اضطراب در مورد افکار اجبارگون اضافی ، مثل خود اضطراب به طور کل ، پیش درآمدهای ویست شناختی و روانشناختی تعمیم یافته می خواهد .
چرا مبتلایان به اختلال وسواس فکری – اجبار عملی به جای متمرکز کردن اضطراب خود روی امکان وقوع حمله ی وحشتزدگی یا یک وضعیت بیرونی دیگر ، آن را روی فکر مزاحم گهگاه خود متمرکز می کنند ؟
یک فرضیه این است که از تجربه های اولیه آموخته اند که برخی فکرها ، خطرناک و نامقبولند چون چیزهای هولناکی که به آن فکر می کنند ممکن است رخ دهد و آن وقت آنها مسئول آن اتفاقات هستند .
این تجارب اولیه ، به یک آسیب پذیری روانشناختی خاص در برابر اختلال وسواس فکری ـ اجبار عملی منجر می شود که می تواند معلول مسئولیت پذیری افراطی و احساس گناه ناشی از آن در دوران کودکی باشد ، یعنی دورانی که یک فکر بد ، یا نیت شیطانی متداعی می شود ، آنها این را طی همان فرایند اطلاعات غلطی یاد می گیرند که شخص دچار مارهراسی را متقاعد می کند مارها خطرناک هستند و هرجایی می توانند باشند .
یکی از بیماران معتقد بود فکر کردن به سقط جنین از لحاظ اخلاقی معادل عمل سقط جنین است !
علت وسواس فکری
بار دیگر وجود آسیب پذیری های زیست شناختی و روانشناختی تعمیم یافته برای شکل گیری این اختلال ، ضروری است . اعتقاد به این که برخی فکر ها نامقبول اند و باید سرکوب شوند ( آسیب پذیری روانشناختی خاص ) ، آدم ها را بیشتر در معرض خطر ابتلا به اختلال وسواس فکری ـ اجبار عملی می گذارذ .
طبق مطالعات انجمن روانشناسی آمریکا ( APA ) مشخص گردیده است هر زمان تصمیم بگیریم فکری را از خود برانیم و به یک چیز خاص اصلا فکر نکنیم آن فکر بسیار قوی تر از قبل به سراغ ما آمده و تشدید می شود .
بر همین اساس متخصصین می گویند برای گفتگوی بهتر در اتاق درمان به بیمار نگویید فلان کار را نکن چون او بیشتر به سمت آن کار رغبت نشان می دهد و باز انجامش می دهد .
در کل علت و سبب شناسی اختلال شخصیت وسواس فکر ـ اجبار عملی چندین مورد است که به اختصار عبارتند از :
الف ـ عوامل ژنتیکی و ارثی ( که از آن به عنوان عوامل زیستی نیز یاد می شود )
ب ـ عوامل روانکاوی
ج ـ عوامل شناختی
د ـ عوامل رفتاری ( الگو برداری از والدین و یا مراقبین )
علت وسواس از نظر ناقل های عصبی نیز می باشد و اختلال و بی نظمی در سروتونین نیز می تواند موجب وسواس گردد .
به لحاظ زیستی نیز ساختار مغز وسواسی در سه ناحیه از عقده های قاعده ای به نام قشر سینگولای قدامی ، هسته دمی و قشر حدقه ای ، که از لوب پیشانی شروع شده و تا لوب پس سری کشیده می شود با افزایش فعالیت مواجه است .
OCD چیست ؟
OCD مخفف این سه کلمه است : Obsessive compulsive disorder به معنای اختلال وسواس فکری عملی که علایم آن و دلایل ایجادش را برشمردیم .
تفاوت OCD و OCPD چیست ؟
اندیشمندان علوم رفتاری در تشریح این دو کلمه به تفاوت های بسیار مهمی دست یافته اند که بسیار جالب و قابل تامل است که در ادامه به آن می پردازیم .
OCD اختلال وسواس است و OCPD اختلال شخصیت وسواسی است .
خب پرواضح است که اگر هر اختلالی سوار بر شخصیت انسان باشد ، خود او را دچار رنج نمی کند و ای بسا خوشحال هم هست که تمیز است و پاکیزه و هزار و یک دلیل می آورد که بگوید جق با من است و من فرد بسیار تمیزی هستم که پاکی و نجسی ، درستی و غلط ، منطق و غیرمنطق سرم می شود و کاملا درست رفتار می کنم !! …
افراد مبتلا به اختلال شخصیت OCPD
مطالعات نشان داده است افرادی که مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی هستند ( OCPD ) ، وسواسی هایی هستند که رفتارشان با ایگوی خودشان همحوان است و هیچ مشکلی با آن ندارند و از رفتار وسواس گونه و یا افکار وسواسی خود هیچ رنجی نمی برند .
جالب این که داعیه ی تمیزی و پاکیزگی و خاص بودن هم دارند . اصطلاحا می گوییم این بیماران به اختلال خود بینش ندارند .
از همه مهم تر این که این اختلال درون این مبتلایان پایدار است و جزیی از ویژگی های شخصیتی اشان است یعنی در تمامی دوره ها همراهشان بوده و اکنون هم هست ، یعنی چه در دوران کودکی و چه نوجوانی و یا جوانی ، میانسالی و بزرگسالی نیز ادامه دارد و درونی و پایدار است .
همچنین افرادی که مبتلا به OCPD می باشند به واسطه ی اختلالی که دارند یک آزار به تمام معنا و مدام برای اطرافیانشان هستند اما خود از آن بی خبر بوده و حتی دیگران را نیز نقد می کنند !!
این بیماران عمدتا به دنبال درمان خود نیستند و اصلا قبول ندارند که اختلال دارند و دیگران را نیز کثیف ، بی نظم و لاابالی می خوانند !!
افراد مبتلا به اختلال OCD
این بیماران در یک دوره از زندگی خود به این اختلال دچار شده اند و به بیماری خود بینش دارند و رفتار وسواسی یا افکار وسواس گونه ای که دارند با ایگوی آنها همخوانی ندارد ، این افراد از بیماری و اختلال خود رنج می برند و به دنبال درمان خود هستند .
به طور مثال در اختلال OCD فرد در کودکی سالم بوده است و در نوجوانی دچار وسواس شده است ، درمان کرده و اکنون سالم است و اختلالی ندارد یعنی در یک دوره از زندگی درگیر وسواس بوده است .
اما افرادی که OCD دارند با افرادی که OCPD دارند یک وجه تشابه دیگر نیز دارند ، این که هر دو مدل بیمار در مورد یک موضوع آنقدر به دیگران تذکر می دهند که بسیار خسته کننده و آزار دهنده می شوند ، این کار را بکن ، این کار را نکن ، اینجا بشین ، آنجا نشین ، شما حق نداری با لباس بیرون روی مبل بنشینی ، صبر کن مبل را کاور کنم و …
تست اختلال شخصیت وسواسی جبری
روانشناسان همواره در صدد این هستند که از طریق سوال ها و آزمون هایی که طرح می کنند اختلالات و بیماری هایی که در یک فرد وجود دارد را تشخیص داده و درمان کنند ، و این تشخیص ها را رواندرمانگران و روانسنج ها می توانند انجام دهند .
یکی از معتبرترین این آزمون ها YBOCS است که در جهت سنجش وسواس طراحی شده است که در کلینیک های رواندرمانی استفاده می گردد .
آزمونِ YBOCS یک آزمون خود گزارشی است برای سنجش میزان افکار وسواسی و اجبارهای عملی ، این آزمون دارای ۱۰ گویه است ، پنج گویه آن برای ارزیابی افکار وسواسی و پنج گویه ی دیگر برای سنجش رفتارهای وسواس جبری طراحی شده است .
دلایل ابتلا به اختلال شخصیت وسواسی جبری
بسیاری از اندیشمندان علم روانشناسی متفق القول چند دلیل مهم و علمی را در جهت وسواس اجباری بر شمرده اند که در سطور بالاتر به آن پرداخته ایم .
بر طبق همین بررسی ها و تحقیقاتی که بعمل آمده است ، وسواس می تواند زمینه ی ارثی و ژنتیکی داشته باشد که از آن به عوامل زیستی یاد می شود و مرتبط است با افزایش فعالیت عقده های پایه در مغز که از لوب پیشانی تا لوب پس سری کشیده شده است .
همجنین دلیل دیگر در ایجاد وسواس از قول رفتارگرایان ، یادگیری و شرطی شدن است و الگو برداری از والدین و یا مراقبین ، انسان در زمان کودکی بسیار علاقه مند است که مانند پدر یا مادرش رفتار کند جون تصور می کند که آنها بزرگترین و مهم ترین افراد زندگی اش هستند و شروع به تقلید از آنها می کند و اگر والدین وسواسی باشند کودک نیز وسواسی می شود جون فکر می کند همین رفتار والدینش درست ترین رفتار است .
دلیل دیگر در بحث وسواس عوامل روانکاوانه است که در آینده به تفصیل بحث خواهیم کرد و به اختصار می گوییم که تثبیت ( fixation ) و تثلیث مقعدی می تواند از عوامل مهم وسواس باشد .
و دیگر دلیل وسواس را عوامل شناختی می دانند ، نظیر آمیختگی فکر ، عمل ، مسئولیت پذیری بیش از حد ، ارزیابی افراطی تهدید ، کنترل گری و اهمیت به موضوعات بیش از آنچه باید باشد ، عملکرد قاطعانه و اجتناب از اشتباه و خطا ، اضطراب فزاینده و افسردگی ، می توانند دست در دست هم داده و از عوامل مهم وسواس بشمار آیند .
افرادی که در برابر اختلال وسواسی جبری آسیب پذیر هستند
طبق مطالعات مشخص شده است که وسواس اختلالی است که به آن ام الامراض گفته می شود و می تواند از دوران کودکی بر انسان عارض گردد ، اختلال وسواس جبری در نوجوانان بیشتر است و چون این اختلال از پیشرفت در درس و کار و زندگی جلوگیری می کند می تواند آسیب زایی بالاتری برای این قشر داشته باشد ، همچنین بهتر است بدانیم که اختلال وسواس در تمامی مراحل زندگی آزار دهنده است و انسان را از یک زندگی سالم و نرمال و در مسیر صحیح باز می دارد .
بهترین روش برخورد با افراد دارای اختلال شخصیت وسواسی اجباری چیست
اولا این افراد حتما باید به روانپزشک مراجعه کرده و دارو درمانی شوند ، همچنین بهترین تصمیمی که در مورد درمان اختلال وسواس گرفته می شود همراه شدن رواندرمانی با دارودرمانی است که می تواند کامل ترین درمان را شامل شود ، از سوی دیگر عدم تقویت رفتار این بیماران است چون افراد با اختلال شخصیت وسواسی از بیماری خود خبر ندارند و حتی از آن راضی و خشنود نیز هستند ، بد نیست به ترتیبی که ایجاد ناراحتی و ترس برایشان نشود آنها را با واقعیت آشنا کنیم و اطلاعاتی در مورد اختلال ایشان در اختیار گذاریم و در نهایت توصیه به مراجعه به یک متخصص حاذق نماییم .
این افراد ترس بالایی از شرایط و موقعیت ها دارند بنابراین باید بسیار با احتیاط رفتار کنیم تا نترسند و باید به آنها این اطمینان خاطر را بدهیم که تو حتی اگر اشتباه هم داشته باشی باز برای من عزیز هستی و ارجمند .
با افراد وسواسی نباید وارد بحث و جدل شویم ، آنها عمدتا گارد دارند و نظراتشان در ذهنشان درست ترین است .
اما در این زمینه روش های منطقی پاسخ گویی بالاتری دارند .
ازدواج با افراد دارای اختلال شخصیت وسواسی اجباری
در مباحث مشاوره ای همواره توصیه این است که اگر فردی اختلالی دارد تا قبل از این که برای ازدواج اقدامی نماید باید معالجه گردد .
در اختلال شخصیت وسواسی ، فرد نسبت به اختلالی که دارد بینش ندارد و تصمیماتی که اتخاذ می کند در نظرش بسیار درست و بجاست ، همچنن در زندگی مشترک یکی از آزار دهنده ترین مسایلی که می تواند او را برهم بریزد اعتراضات و چون و چراهایی است که از فرد مقابل خود دریافت می کند ، بنابراین بهترین کاری که باید انجام گیرد معالجه و درمان است .
نتیجه گیری مقاله
در مقالهء حاضر اختلال وسواس فکری و اجبار عملی به تفصیل بررسی گردید و شما می توانید هر آنچه اطلاعات نسبت به این اختلال نیاز دارید به آسانی دست یابید و مطالعه نمایید .
اختلال شخصیت وسواسی یکی از شایعترین اختلات است که گریبانگیر بشر است و از گذشته نیز بوده است اما امروزه این اختلال قابل درمان است .
به هر تقدیر در مورد این اختلال و یا اختلالات دیگر می توانید با مشاوران متخصص ما تماس حاصل فرمایید .
منبع
- کتاب کاپلان
- کتاب آسیب شناسی روانی هالجین











