چکیده مقاله
مازوخیسم یک اختلال روانی است که به تمایل به تجربه درد یا تحقیر شدن در تعاملات اجتماعی اشاره دارد. این اختلال میتواند در سطوح مختلفی از زندگی فرد، از روابط عاطفی گرفته تا تجربیات، تأثیر بگذارد. افراد با مازوخیسم برای رسیدن به آرامش یا لذت، گاهی به دنبال تجربیات منفی هستند و این الگوهای رفتاری ممکن است به طور ناخودآگاه در زندگی روزمره آنان نفوذ کند.
تحقیقات نشان میدهد که مازوخیسم میتواند از ترکیب عواملی مانند تجارب گذشته، ویژگیهای شخصیتی و محیط اجتماعی ناشی شود. شناخت این اختلال میتواند به افراد کمک کند تا به درمان و مدیریت بهتر زندگی خود بپردازند. درمانهای روانشناختی، از جمله مشاوره و رفتار درمانی، میتوانند به افرادی که با این مشکل مواجه هستند، کمک کنند تا روابط سالمتری برقرار نمایند و احساسات خود را بهتر مدیریت کنند.
به طور کلی، مازوخیسم به عنوان یک نوع از اختلالات، نیازمند توجه و درک مناسب است تا افراد بتوانند با حمایتهای لازم به بهبودی برسند.
مقدمه مقاله
در این مقاله قصد داریم به اختلالاتی مانند سادیسم و مازوخیسم بپردازیم ، قیل از هرچیز خوبست بدانید که این اختلالات از جمله کژکاری های روانی محسوب می گردد و جهت تشخیص ملاک هایی دارند که در ادامه به آنها اشاره می کنیم .
اگر مثل اکثر مردم باشید و برای ازدواج علاقه ی شما متوجه بزرگسالان پخته و بالغ ( یا جوانان ) خواهد بود که می توانند آزادانه پیشنهاد بدهند یا پیشنهاد را رد کنند . اما اگر کسی از لحاظ رفتاری یا فکری مجذوب مواردی غیر متعارف و غیر شرعی می شود ، مشکلاتی دارد که قابل بررسی است .
عده ی زیادی از آدم ها تابع این الگوهای منکر و زشت و غیر شرعی هستند که رنج وصف ناپذیری را برای این افراد و برای قربانیان این افرادی که این اختلال روانی را دارند به ارمغان می آورند .
در این مقاله قصد داریم شما را با اختلالاتی همچون سادیست و مازوخیست آشنا کنیم ، همچنین در ادامه تفاوت سادیسم و مازوخیسم را خواهید شناخت .
فرق مازوخیسم و مازوخیست چیست ؟
قبل از آن که به تشریح این اختلال بپردازیم ، بد نیست قدری در مورد مبانی معنایی این کلمات صحبت کنیم ، کلمهء مازوخیسم یعنی کسی هست که از آزار دیدن ناراحت نمی شود (این یک عملی است که از یک فردی که اختلال روانی دارد سر می زند ) ، بنابراین افرادی که مازوخیست هستند اینگونه رفتار می کنند .
عمدتا مازوخیسم ماهیتی روانی دارد و فردی که مازوخیست است به دنبال رنج بیشتر از طریق آزاردادن خود است ، به این معنا که در روابط اجتماعی ، به سمت افرادی می رود که بیشتر او را تنبه کنند و آزارش بدهند چون از این طریق احساس رضایت بیشتری می کند ، این فرد را مازوخیست می نامند .
واژهء مازوخیسم را از نام یک رمان نویس معروف که در مورد آزاردیدن ، تحمل درد و تنبیه می نوشته است گرفته اند .
افرادی که اختلال مازوخیست دارند همواره درصدد هستند که توسط دیگران بخصوص در روابط اجتماعی مورد آزاد و اذیت قرار گیرند و تحقیر شوند .
مازوخیسم احساسی چیست ؟
مازوخیسم احساسی نوعی اختلال روانی است که فرد در تخیل و خیالات و افکار خود به آزاردیدن فکر می کند و از این تفکر حساس خوبی می گیرد ، در این اختلال فرد همواره در حال فکر کردن به این موضوع است که چگونه می تواند آزار بیشتری برای خودش ایجاد کند تا خوشایندی بالاتری را تجربه کند ، گاهی به تحقیر شدن می اندیشد و گاهی به اینکه کسانی یا کسی او را کتک بزنند !
سادیسم و تفاوت آن با مازوخیسم چیست ؟
دو واژهء سادیسم و مازوخیسم با هم تفاوت دارند ، اگر بخواهیم به زبان ساده بگوییم بهتر است اینگونه مطرح کنیم که فردی که سادیسم دارد ، بیشتر متمایل به ایجاد درد و آزاد در دیگران است و فردی که بیشتر تمایل به آزاردیدن دارد متمایل به مازوخیسم است ، البته به لحاظ سبب شناسی ، چه آزارگری ( سادیسم ) و چه آزار خواهی ( مازوخیسم ) ، هردو ریشه در صدمهء ساختمانی مغز دارد که منشا این تغییر شخصیت است .
مازوخیسم فکری چیست ؟
مطالعات و تحقیقات بسیاری در این زمینه انجام شده است و تقریبا همگی متهد القول هستند که مبنای زندگی یک انسان لذت و درد است به گونه ای که همه ی انسان های سالم از درد و رنج فراری هستند و به سوی لذت حرکت می کنند ، اما در این میان انسان هایی هستند که دچار اختلال شده و به جای این که به سوی لذت بروند به سمت درد و رنج و تاراحتی حرکت می کنند .
این افراد همواره در زندگی خود از پذیرش مسئولیت سرباز می زنند و آن را نمی پذیرند ، این ها بیشتر همان شخصیت های قربانی ای هستند که راه فرار از مشکلات و مصائب را نشان دادن شخصیت های قربانی از خود می دانند و این که نشان دهند ، این افراد به زعم خویش باید به گونه ای رفتار کنند که دیگران فکر کنند خیلی بدبخت و بیچاره و ناتوان هستند تا دیگر هیچ انتظاری از آنها نداشته باشند و به حسابشان نیاورند !
مردی را می شناسم که از نظر درآمد و سطح اجتماعی در زندگی خود شرایط نسبتا خوبی دارد ، او حدود ۶۵ سال سن دارد و قبلا کارمند دولت بوده است و اکنون حقوق بازنشستگی خوبی دارد و به راحتی می تواند گذران و حتی پس انداز کند . او اما رفتارهای عجیبی دارد ، هر زمان با ایشان مواجه می شویم گلایه و ناراحتی از زمین و زمان دارد و بی وقفه می گوید بد بخت شدیم رفت ، من بدبختم ، من بیچاره ام ، چیکار کنم با این هزینه های گران و از این قبیل حرفهایی که صرفا نشان از شخصیت قربانی دارد .
زنی را می شناسم که از خندیدن هراس خاصی دارد و با این که مشکل خاصی هم ندارد هرگز از ته دل نمی خندد چون معتقد است اگر بخندد شاید باید منتظر یک بدبختی و یا یک گرفتاری باشد که از آسمان برایش نازل می شود ، او به بچه هایش اینگونه آموخته است که وقتی می خندید با خود زمزمه کنید که ، « زهر خنده هامون در دل دشمنامون » ، و این نیست جز اینکه وانمود کند من شخص قربانی ، بی مسئولیت و قابل ترحمی هستم .
درواقع این افراد اینگونه آموخته اند که اگر رنج بکشند و درد را تجربه کنند مورد توجه دیگران قرار می گیرند و در دوران کودکی از پدر و مادر خود اینگونه یاد گرفته اند که هرکسی رنج بیشتری بکشد رستگارتر می گردد .
وجه دیگر مازوخیسم فکری این است که فرد مبتلا در خیالات و در رویا های خود درد و رنج را تصور و تجسم می کند و فانتزی های فکری اش همواره حول محور درد و رنج می چرخد ، او لذت را در درد می داند به طرزی که در افکار خود تجسم می کند که در جامعه توسط یک فرد دیگری در حال آزار و اذیت است و از این فکر احساس خوبی می کند .
هرچند که شاید این افراد این تفکرات خود را هرگز عملی نکنند ولی آنها همواره دچار این افکار مازوخیستی هستند ، افرادی که مازوخیسم دارند همواره در اجتماع به دنبال افراد سادیستیک می گردند و آنها را پیدا می کنند که آزارشان بدهد .
تست بیماری مازوخیسم
مازوخیسم در افراد از درصدهای متفاوتی تشکیل می گردد ، افرادی با بالاترین میزان از آزادخواهی و افرادی دیگر با درصدی کمتر ولی باز هم آزار خواه هستند که برای تعیین این میزان می توانیم از یک پرسشنامه با طیف پنج درجه ای لیکرت که با هفده سوال تشکیل شده است استفاده کنیم و از طریق تست با درصدی از اطمینان اعلام کنیم که فرد دچار مازوخیسم است ، البته گزارش ها و رفتارها و ملاک هایی که در کتاب راهنمای DSM-5 آمده است در جهت تشخیص می تواند بسیار کارآمد باشد .
علائم مازوخیسم جیست ؟
آنچه مشهود است ، این است که شخصیت فرد نسبت به الگوهای رفتاری سابقش فرق کرده یا صفات شخصیتی سابقش تشدید پیدا کرده است . مختل شدن تسلط بر ابراز هیجانها و تکانه ها خصیصهء اصلی (cardinal) این وضعیت است . هیجان های فرد مشخصا متزلزل و سطحی است و هیجانهایی مثل سرخوشی یا بی احساسی احتمالا برجسته تر است . این سرخوشی ممکن است شبیه هیپومانیا باشد ، اما فاقد انبساط خاطر (elation) واقعی است و بیمار خود نیز معترف است که واقعا احساس شادی نمی کند. هاله ای از بلاهت و سطحی بودن حول این تهییج بیمار و بذله گویی های دم به دم او وجود دارد ، خاصه وقتی که لوب های پیشانی گرفتار باشد . در آنچه اصطلاحا سندروم لوب پیشانی نامیده می شود که یکی دیگر از بیماری های مرتبط با صدمات لوب های پیشانی است ، بی تفاوتی و بی احساسی به شکل برجسته ای وجود دارد و مشخصهء این سندروم فقدان نگرانی از بابت وقایعی است که در محیط کاملا نزدیک به او روی می دهد .
فوران های تندخویی ( temper outbursts ) بدون هیچ عامل برانگیزاننده ای یا با کوچک ترین عامل برانگیزاننده به ویژه پس از مصرف الکل که حرام نیز هست ، ممکن است روی دهد و به رفتار خشونت بار بیانجامد . بذله گویی های نابجا ، رفتار بی ظرافت ، اعمال زشت نابجا ، و داشتن سلوکی ضد اجتماعی که منجر به درگیری با قانون می شود ، از فبیل حمله کردن به دیگران، و کش رفتن از مغازه ها ـ همگی تظاهراتی از نحوهء ابراز تکانه ها در اوست . مآل اندیشی و انتظار عواقب اجتماعی یا حقوقیِ عمل خود را داشتن ، دو قابلیتی است که نوعا در این بیماران کاهش یافته است .
بیماران مبتلا به تغییر شخصیت ناشی ار بیماری طبی عمومی ، وضعیت هشیاری (sensorium) روشنی دارند . البته کارکردها شناختی آنها اغلب مختصری مختل شده است ، اما نه آنقدر که تباهی هوش به حساب آید . بیمار ممکن است بی توجه باشد که آن را می شود به حساب اختلالات حافظهء اخیر او گذاشت ، در عین حال ، آنچه را به قول خودش فراموش کرده است با مختصری تلنگر می تواند به یاد آورد . این تشخیص را در بیمارانی باید درنظر داشت که در رفتار و شخصیتشان تغییرات بارزی شامل نوسان روحی و مختل شدن کنترل تکانه پیدا شده است ، هیج سابقه ای از اختلالات روانی نداشته اند و این تغییر شخصیت به ناگاه یا در عرض مدت نسبتا کوتاهی پیدا شده است .
همچنین افرادی که اختلال شخصیت مرزی دارند افرادی از نوع آزارخواه بوده و با زخم ها و آزارهایی که برای بدن خود ( خراش با تیغ بر روی ساعد دست ) و یا سوزاندن دست خود با سیگار ایجاد می کنند به دردی مازوخیستی و لذت ناشی از این درد می رسند .
استروییدهای آنابولیک
تعداد محصل های ورزشکار و بدنساز دبیرستانی و دانشگاهی که استروییدهای آنابولیک را به کار می برند تا هرچه زودتر با میانبر زدن به حداکثر رشد بدنی خود برسند در حال افزایش است . استروییدهای آنابولیک عبارت اند از اکسی متولون ، سوتروپین ، استانوزولول و تستوسترون .
روشن نیست که تغییر شخصیت ناشی از سوء مصرف استرویید بهتر است تغییر شخصیت ناشی از بیماری طبی عمومی تشخیص داده شود یا در شمار اختلالات مربوط به مصرف مواد قرار گیرد . ولی از آنجا که استرویید های آنابولیک می توانند تغییرات پایداری در شخصیت و رفتار ایجاد کنند ، دراین قسمت مورد بحث قرار داده ایم .
علایم مازوخیسم احساسی چیست ؟
رفتار انسان وقتی در یک چهارچوب عاقلانه ، عرفی و شرعی باشد و از آنچه در دین مبین اسلام آمده است و نص صریح قرآن مکرم پیروی گردد ، هیچ مشکلی ندارد و انسانی که اعمال و کردارش را در این حیطه مدیریت می کند به هیچ یک از این بیماری ها و اختلالات روانی دچار نمی گردد و احساسش نیز از سلامت برخوردار می شود ، اما امان از روزی که انسانی لجام گسیخته و بی پروا و بی حیا رفتار کند که ممکن است از او اعمال بسیار زشت در جمع و فامیل و آشنایان سربزند که جای بسی تاسف است .
علائم سادیسم چیست ؟
به اختلال شخصیت آزارگر (سادیستی) در ویراست پنجم کتاب راهنمای روانپزشکی بالینی خیلی پرداخته نشده است ، اما این اسم هنوز هم در بین متون گاهگاهی به چشم می خورد و لذا توصیفش ممکن است مفید باشد .
در افراد مبتلا به اختلال شخصیت آزارگر ، رفتار ستمگرانه ، تحقیرآمیز و پرخاشگرانه با دیگران به صورت الگویی نافذ و فراگیر وجود دارد که از اوایل جوانی شروع می شود ، ستم یا خشونت جسمی معمولا برای ایجاد درد در دیگران به کار برده می شود ، نه برای رسیدن به مقصود دیگر ( مثل کتک زدن کسی برای آنکه وادار به دزدی شود ) .
افراد مبتلا به این اختلال دوست دارند افراد را جلوی چشم دیگران مورد تحقیر یا توهین قرار دهند و معمولا با افراد به ویژه بچه ها چنان تند برخورد می کنند و آنها را چنان به شدت تادیب می کنند که غیر معمول است .
در کل بیماران مبتلا به اختلال شخصیت آزارگر مجذوب و مسحور خشونت ، اسلحه ، صدمه رساندن ، یا شکنجه اند . کسانی که در این دسته قرار می گیرند ، لازم نیست انگیزه شان برای انجام این گونه رفتارها صرفا میل به کسب برانگیختگی روانی باشد ، که در این صورت تشخیص دیگری مطرح می شود
مازوخیسم به انگلیسی چه می شود ؟
این واژه یک کلمهء آلمانی است که به معنای آزارخواهی می باشد ، که به نام لئوپولد فون زاخر مازوخ رمان نویس آلمانی قرن نوزده نامیده شده است و عبارت است از رسیدن به خوشایندی از طریق ایجاد درد در خود .
خودآزار اخلاقی چه کسی است ؟
خودآزار اخلاقی (moral masochist) در مجموع کسی است که به دنبال موقعیت های تحقیرآمیز و خفت بار می رود ، نه به دنبال درد جسمی .
اختلال شخصیت آزارخواه ـ آزارگر
(سادومازوخیستی)
مشاهدات بالینی حاکی از آن است که معمولا در یک فرد واحد عناصری از هر دو دسته رفتار خوآزارانه و آزارگرانه وجود دارد . درمان برخی از بیماران با روان درمانی بینش گرا ، از جمله روانکاوی ، موثر بوده است . بیمار در نتیجهء درمان درمی یابد نیازی که برای مجازات خود داشته ، ناشی از احساس گناه مفرط در ناخودآگاهش بوده است ، همچنین تدریجا تکانه های پرخاشگرانهء واپس زدهء خود را که ریشه در اوایل کودکیش دارد ، شناسایی می کند .
علت مازوخیسم چیست ؟
تغییر شخصیت ناشی از بیماری طبی عمومی بروز قابل توجهی دارد .
صدمه ساختمانی مغز معمولا علت این تغییر شخصیت است و شاید شایعترین علت آسیب دیدگی سر باشد (head trauma) . سرطان های مغزی و حوادث عروقیِ مغز (CVA) به ویژه در لوب گیجگاهی و پیشانی ، نیز علل شایعی در بررسی علت ایجاد هستند
درمان مازوخیسم
تدابیر اینگونه تغییرات شخصیت عبارت است از درمان بیماری عضوی زیربنایی آنها در صورتی که علاج پذیر باشد .
در برخی از بیماران درمان دارویی برای برخی علایم خاص نیز ممکن است ضرورت یابد ، مثل ایمی پرامین یا فلوکستین برای افسردگی .
بیمارانی که وضعیت شناختی اشان به شدت مختل شده است یا کنترل بسیار اندکی بر رفتار خود دارند ، برای اینکه در حین کار مشکلی نداشته باشند و یا در میان جمع شرمنده نشوند ، ممکن است به مشاوره احتیاج داشته باشند .
خانوادهء این بیماران به شدت نیاز به حمایت روحی دارند و نیز به توصیه هایی واضح و غیر انتزاعی دارند تا بدانند که چه کنند تا سلوک نامطلوب بیمار به حداقل برسد .
بیمار باید از مصرف الکل اجتناب کند ، اگر این احتمال وجود دارد که بیمار آشکارا تهاجمی عمل کند ، از درگیری های اجتماعی اش باید کاست .
مدل روانی ـ زیستی درمان
مدل روانی ـ زیستی درمان مرکب از روان درمانی و دارودرمانی است و اساس آن را ویژگی های تثبیت شده ساختاری و بالینی و مشخصات مفروض عصبی ـ شیمیایی مربوط به مزاج و منش تشکیل می دهند .
دارودرمانی و رواندرمانی را باید به شکل سازمان یافته ای با ساختار شخصیت و مرحله رشد منش هر فرد به صورت جداگانه انطباق داد و هماهنگ کرد و واضح است که این روش برتری منحصر به فردی نسبت به سایر رویکردهای موجود دارد .
درمان دارویی اختلالات شخصیت جدیدترین پیشرفتی است که در این زمینه حاصل شده است ، دراین روش ابتدا علایم هدف شناسایی می شوند و سپس داروهای خاصی که اثرات شناخته شده ای بر صفات شخصیتی مختلف ( مثل اجتناب از آسیب ) دارند مورد استفاده قرار می گیرند .
پیتر کرامر در کتابش به نام « گوش سپردن به آوای پروزاک » ذکر می کند که اگر با تجویز فلوکستین سطح سروتونین را بالا ببریم ، تغییرات شخصیتی بارزی نظیر کم شدن حساسیت به طرد ، افزایش جراتمندی ، بهبود اعتماد بنفس و بهبود قدرت تحمل استرس می تواند پیدا شود .
تغییرات مذکور در صفات شخصیتی در بیماران مبتلا به طیف گسترده ای از اختلالات روان پزشکی و نیز در افرادی که نمی توان تشخیص خاصی بر اختلال روانی آنها گذاشت رخ می دهند .
بکار بردن دارو برای درمان صفاتی خاص در فردی که از سایر جهات طبیعی است ( یعنی واجد ملاک های یک اختلال شخصیت تمام عیار نیست ) مورد اختلاف نظر است . منتقدین نام این روش را «روان داروشناسی آرایشی» گذاشته اند .
نتیجه گیری مقاله
در این مقاله به بررسی مازوخیسم ، مازوخیست ، سادیسم و سادیست پرداختیم ، هر دوی این اسامی حاکی از اختلال روانی است که فرد یا با آزار خواهی و یا آزار دهی ارتباط دارد که شرح آن رفت ،
سیر و نیز پیش آگهی تغییر شخصیت ناشی از بیماری طبی عمومی به علت آن بستگی دارد ، اگر این اختلال ناشی از وارد شدن صدمه ای ساختمانی به مغز باشد ، احتمالا مداوم خواهد بود ، اما گاه این اختلال ممکن است به دنبال مدتی اغماء و دلیریوم بر اثر آسیب دیدگی سر یا سوانح عروقی آن پیدا شده باشد که باز ممکن است دائمی باشد ، توده های مغزی نیز می تواند عاملی بر این اختلال باشد .
به هر تقدیر بهترین درمان جهت هر اختلالی در بیماری های روانی ، حتما در کنار دارودرمانی نیاز به رواندرمانی نیز دارند ، و این هر دو همگام با هم است که می تواند تا حدودی موثر واقع گردد .
منبع : DSM-5










